English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
lock out بسته شدن کارخانه
Other Matches
packets بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packet بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
production ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
productions ساخته شده طبق طرح کارخانه اتومبیل سازی موتورسیکلت ساخته شده طبق طرح کارخانه
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
shopped کارخانه
shop کارخانه
worked کارخانه
factories کارخانه
work کارخانه
factory-spun نخ کارخانه ای
coopery کارخانه
workhouses کارخانه
house work کارخانه
shops کارخانه
factory کارخانه
works کارخانه
workhouse کارخانه
manufactory کارخانه
workplaces کارخانه
workplace کارخانه
plants کارخانه
plant کارخانه
gasworks کارخانه گاز
smeltery کارخانه گدازگری
out <adv.> بیرون از کارخانه
smelting plant کارخانه ذوب
He is running ( runs ) the factory . او کارخانه را می گرداند
works inspector بازرس کارخانه
works superintendent مدیر کارخانه
plants نبات کارخانه
spinning کارخانه نخریسی
pilot plant کارخانه نمونه
packingplant کارخانه کنسروسازی
siren سوت کارخانه
plant نبات کارخانه
industrialist کارخانه دار
industrialists کارخانه دار
plant construction ساختمان کارخانه
manufacturing کارخانه دار
plant mixing اختلاط در کارخانه
plant mixing امیختن در کارخانه
breweries کارخانه ابجوسازی
brewery کارخانه ابجوسازی
power house کارخانه برق
power station کارخانه برق
power stations کارخانه برق
shed کارخانه سرپوشیده
sirenic سوت کارخانه
sirens سوت کارخانه
sheds کارخانه سرپوشیده
shedding کارخانه سرپوشیده
studio کارگاه کارخانه
studios کارگاه کارخانه
factory chimney دودکش کارخانه
cotton factory کارخانه نخ ریسی
copper smelting plant کارخانه ذوب مس
ice plant کارخانه یخ ساز
cut back تعطیل کارخانه
chimney stalk دودکش کارخانه
cast steel plant کارخانه فولادریزی
spinning factory کارخانه نخ ریسی
cotton mill کارخانه نخ ریسی
mill کارخانه نورد
mills کارخانه نورد
ex mill تحویل در کارخانه
ex factory تحویل در کارخانه
electric plant کارخانه برق
installation کارخانه نصب
installations کارخانه نصب
fulling mill کارخانه قصاری
gas works کارخانه گاز
generating plant کارخانه برق
generating station کارخانه برق
car factory کارخانه خودروسازی
manufaturer صاحب کارخانه
manufactoring plant کارخانه تولیدی
manufacturer صاحب کارخانه
cement plant کارخانه سیمان
packinghouse کارخانه کنسروسازی
bookbindery کارخانه صحافی
lock out تعطیل کارخانه
manufacturers صاحب کارخانه
cotton spinner صاحب کارخانه نخ ریسی
shipyard کارخانه کشتی سازی
powder mill کارخانه باروت سازی
shipyards کارخانه کشتی سازی
creamery کارخانه کره گیری
saw mill کارخانه اره کشی
dockyard کارخانه کشتی سازی
printworks کارخانه چیت بافی
salt works کارخانه نمک سازی
dockyards کارخانه کشتی سازی
glassworks کارخانه شیشه گری
ropewalk کارخانه طناب سازی
ship yard کارخانه کشتی سازی
energy plant کارخانه تولید نیرو
fielded خارج اداره یا کارخانه
fields خارج اداره یا کارخانه
plant محل کارخانه یا کارگاه
plants ماشین الات کارخانه
mills کارخانه اسیاب کردن
plants محل کارخانه یا کارگاه
wirework کارخانه سیم سازی
engineering works کارخانه ماشین سازی
dye works کارخانه رنگ سازی
tinwork کارخانه قلع کاری
tin smelting plant کارخانه ذوب قلع
smeltery کارخانه ذوب فلزات
mill کارخانه اسیاب کردن
gas works کارخانه تولید گاز
gas works tar قطران کارخانه گاز
plant ماشین الات کارخانه
pottery factory کارخانه چینی سازی
firmer کارخانه موسسه بازرگانی
concreting plant کارخانه بتن سازی
firmest کارخانه موسسه بازرگانی
concrete plant کارخانه بتن سازی
field خارج اداره یا کارخانه
computer integrated manufactureing کارخانه کاملا" اتوماتیک
shopped کارخانه خرید کردن
shop کارخانه خرید کردن
iron foundry کارخانه ذوب اهن
firms کارخانه موسسه بازرگانی
contractor plant کارخانه پیمان کار
stonework کارخانه سنگ بری
ashery کارخانه نمک قلیاسازی
nailery کارخانه میخ سازی
metallurgical plant کارخانه ذوب اهن
shops کارخانه خرید کردن
foundries کارخانه گداز فلز
foundries کارخانه ذوب فلز
foundry کارخانه گداز فلز
foundry کارخانه ذوب فلز
lead works کارخانه سرب گدازی
cotton-mills کارخانه ریسندگی پنبه ای
firm کارخانه موسسه بازرگانی
coking plant کارخانه ذغال سازی
sawmill کارخانه چوب بری والوارسازی
sawmills کارخانه چوب بری والوارسازی
grindery کارخانه تیزکنی افزارکفش دوزی
factory team تیم کارخانه اتومبیل سازی
distillery کارخانه یا محل تقطیر رسومات
distilleries کارخانه یا محل تقطیر رسومات
sheet roller کارخانه نورد ورق فلزی
computer aided factory management مدیریت کارخانه با استفاده ازکامپیوتر
dairy farm مزرعه یا کارخانه لبنیات سازی
saltern کارخانه یا معدن استخراج نمک
installs قرار دادن ماشین در شرکت یا کارخانه
installing قرار دادن ماشین در شرکت یا کارخانه
power plant کارخانه برق نیروی محرکه هواپیماواتومبیل
install قرار دادن ماشین در شرکت یا کارخانه
rolling mill کارخانه تولید ورق اهن وفولاد
power plants کارخانه برق نیروی محرکه هواپیماواتومبیل
laboratorial ازمایشگاهی مربوط به کارخانه شیمیائی یاداروسازی
to put something into operation دستگاهی [کارخانه ای] را راه انداختن [مهندسی]
Its no joke running a factory . اداره کردن یک کارخانه شوخی نیست
to start up something دستگاهی [کارخانه ای] را راه انداختن [مهندسی]
blueprints تجدید ساختمان اتومبیل طبق مشخصات کارخانه
blueprint تجدید ساختمان اتومبیل طبق مشخصات کارخانه
cost in use هزینه تملک و بهره برداری از ساختمان یا کارخانه
rolling mill ماشین غلتک دار کارخانه شیشه جام
d , top concept تدابیر مخصوص رساندن اماداز کارخانه یا سکو تا خط جبهه
feed stock مواد اولیه که جهت تولید به کارخانه وارد میشود
default setting تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
default value تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
set value تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
default تنظیمات در کارخانه تعیین شده [رایانه شناسی] [مهندسی]
finery زر و زیور جامه پر زرق و برق کارخانه تصفیه فلزات
equipment وسایل مورد نیاز برای کار در یک کارخانه یا شرکت
preprogrammed که در کارخانه برنامه ریزی شده است تا تابعی را انجام دهد
shipyard کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
shipyards کارخانه کشتی سازی کارخانجات دریایی قسمت تعمیر ناوها
downtime مدتی که کارخانه کار نمیکند مدت استراحت ماشین وکارخانه درشبانه روز
assembly کارخانهای که واحدهای آن از قط عاتی از کارخانه هایی دیگر و در کنار هم جمع شده اند
technical observer بازرس یا نافر فنی کارخانه در یکانهای رزمی که نافربه طرز استفاده از وسیله میباشد
marketing بررسی روشهای پخش و توزیع کالااز لحظه خروج از کارخانه تا رسیدن به دست مشتری
stacked بسته
parcels بسته
packed بسته ای
ice bound یخ بسته
parcel بسته
bundling بسته
bundles بسته
corked بسته
shut بسته
kit بسته
stacks بسته
solid بسته
solids بسته
pent بسته
fronted صف بسته
bunged up بسته
packet بسته
imperforate بسته
closed بسته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com