English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 245 (45 milliseconds)
English Persian
pack بسته کردن
packs بسته کردن
shook بسته کردن
Search result with all words
pack بسته کردن یکدست ورق بازی
pack بسته بندی کردن
packs بسته کردن یکدست ورق بازی
packs بسته بندی کردن
area دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
areas دستورالعمل پر کردن یک ناحیه از صفحه یا یک الگوی بسته با یک رنگ یا الگو
padding حرف یا رقم افزوده برای پر کردن رشته یا بسته تا به طور مورد نظر برسد.
image تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
images تغییر دادن یا تنظیم کردن یک تصویر با استفاده از بسته نرم افزاری نقاشی یا برنامه ویرایش تصاویر خاص
packet بسته بندی کردن
packet یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
packets بسته بندی کردن
packets یچ کردن بسته ها داده ارسال میکند
shunt موازی کردن بستن بسته شدن
shunted موازی کردن بستن بسته شدن
shunts موازی کردن بستن بسته شدن
stripping بسته بندی کردن
packing بسته بندی کردن
rig نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigged نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
rigs نصب قطعات باربندی کردن بسته بندی کردن
put up بسته بندی کردن
put-up بسته بندی کردن
unpack غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacking غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
unpacks غیر بستهای کردن بسته بندی را گشودن
package قوطی بسته بندی کردن
packaged قوطی بسته بندی کردن
packages قوطی بسته بندی کردن
parcel بسته بندی کردن
parcels بسته بندی کردن
wrap بسته بندی کردن
wraps بسته بندی کردن
antirecovery device ضامن ضد جمع اوری مین ضامن ضد باز و بسته کردن مین
bin storage انبار کردن قطعات بسته بندی نشده در قفسه انبار قطعات روباز
botton بسته شدن تکمه کردن
dizen دسته یا بسته کتان وکنف کتان را اماده کردن
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
overpacking دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
parceling بسته بندی کردن
to commit oneself خودراگرفتاریا بسته کردن
size up <idiom> بسته به شرایط ،برانداز کردن
Other Matches
packet بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
interdependent به هم بسته
clotted بسته
bundles بسته
grumous بسته
jellied بسته
stacks بسته
uncrossed بسته
shutting بسته
shuts بسته
shut بسته
pack بسته
crossed chaque چک بسته
bundling بسته
bagful یک بسته
bundle بسته
shook بسته
ice bound یخ بسته
packs بسته
packaged بسته
stacked بسته
packages بسته
bunged up بسته
trusser بسته
fronted صف بسته
stack بسته
connected بسته
strikebound بسته
package بسته
parcel بسته
datagram یچ بسته
curdy بسته
logical یچ بسته
crossed cheque چک بسته
solid بسته
solids بسته
kit بسته
packets بسته
clotty بسته
corked بسته
parcels بسته
pack box بسته
kits بسته
imperforate بسته
packet بسته
packed بسته ای
fardel بسته
pinioned کت بسته
pent بسته
barred بسته
closed بسته
closed circuits مدار بسته
closed circuit مدار بسته
closed shop سیستم بسته
armfuls یک بغل یک بسته
locked <adj.> <past-p.> بسته شده
shut down بسته شدن
kits بسته لوازم
closed area منطقه بسته
posted بسته پستی
post- بسته پستی
close column ستون بسته
armful یک بغل یک بسته
flat pack بسته مسطح
post بسته پستی
grume خون بسته
kit بسته لوازم
package tour گشت بسته ای
tongue-tied زبان بسته
closures بسته شدن
package holiday گشت بسته ای
box trail سهم بسته
all-expense tour گشت بسته ای
bound electron الکترون بسته
closure بسته شدن
bound charge بار بسته
clogging بسته شدن
shutt down بسته شدن
shut in personality شخصیت بسته
blindfolds چشم بسته
closed shops سیستم بسته
blindfold چشم بسته
blindfolded چشم بسته
blindfolding چشم بسته
homogamy زناشویی بسته
blocked opening درگاه بسته
closed system سازگان بسته
closed group گروه بسته
packaging بسته بندی
closed traverse پیمایش بسته
closed universe جهان بسته
finite universe جهان بسته
closed game بازی بسته
closed variation واریاسیون بسته
closed fist مشت بسته
closed loop حلقه بسته
closed subroutine زیرروال بسته
to shut down بسته شدن
closed society جامعه بسته
closed routine روال بسته
closed system نظام بسته
closed network شبکه بسته
closed system سیستم بسته
closed mind ذهن بسته
disk pack گرده بسته
disk pack بسته دیسک
closed file فایل بسته
closed file ستون بسته
coagulum خون بسته
posts بسته پستی
dogging دفاع بسته
set in بسته شدن
dog دفاع بسته
disk pack گروه بسته
food packet بسته غذایی
disabled <adj.> <past-p.> بسته شده
closed <adj.> <past-p.> بسته شده
blocked <adj.> <past-p.> بسته شده
barricaded <adj.> <past-p.> بسته شده
barred <adj.> <past-p.> بسته شده
dogs دفاع بسته
cruor خون بسته
gelidity بسته شدگی
coil of rope بسته طناب
closed economy اقتصاد بسته
draft بسته کالا
survival pack بسته نجات
drafted بسته کالا
congealable بسته شدنی
packers بسته بند
packer بسته بند
drafts بسته کالا
vans کامیون سر بسته
assumed بخود بسته
cover بسته بندی
pre assembled پیش بسته
tongue tied زبان بسته
lockfast محکم بسته
coverings بسته بندی
covers بسته بندی
large n سر بسته همینطوری
shut بسته شدن
dunnage بسته بندی
close-fisted <adj.> دست بسته
tied up <adj.> دست بسته
manacled <adj.> دست بسته
internal drainage ابریز بسته
program package بسته برنامه
packing بسته بندی
on the rope بهم بسته
packaged بسته بندی
as the case may be بسته بمورد
package بسته بندی
van کامیون سر بسته
packages بسته بندی
unopened بسته - بازنشده
occlusion بسته شدگی
application package بسته کاربردی
mare clausum دریای بسته
aleatory بسته به بخت
investment castings ریخته گی بسته
investment foundry ریخته گی بسته
shutting بسته شدن
packet بسته کوچک
young ice یخ تازه بسته
lappermilk شیر بسته
case numbers شماره بسته ها
packets بسته کوچک
iron bound با اهن بسته
ironbound با اهن بسته
parcel post بسته پستی
it is a question of money موضوع بسته به
lamblkin زبان بسته
closed محرمانه بسته
dumber زبان بسته
right round bracket پرانتز بسته
blind fold با چشم بسته
dumb زبان بسته
right parenthesis ) پرانتز بسته
icebound یخ بند یخ بسته
dumbest زبان بسته
shuts بسته شدن
closed magnetic core هسته مغناطیسی بسته
vague سر بسته وابهام دار
pig in a poke <idiom> چشم بسته پذیرفتن
packaging cost هزینه بسته بندی
current circuit مسیر بسته جریان
closed coil armature ارمیچر مدار بسته
straws پوشال بسته بندی
closed system نظام اقتصادی بسته
straw پوشال بسته بندی
packed decimal اعداد بسته شده
culture bound tests ازمونهای فرهنگ- بسته
vaguer سر بسته وابهام دار
air entrained concrete بتن باهوای بسته
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com