English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 155 (7 milliseconds)
English Persian
rabbet joint بست یا مفصل کنش کاوی
Other Matches
concavity کاوی
glenoid fossa or cavity گودی مفصل کاسه مفصل
preanalysis پیش کاوی
data analysis داده کاوی
fault analysis عیب کاوی
operation analysis عمل کاوی
probability analysis احتمال کاوی
prospected معدن کاوی کردن
prospecting معدن کاوی کردن
prospect معدن کاوی کردن
prospects معدن کاوی کردن
hinges مفصل
anarthrous بی مفصل
hinge مفصل
spacious مفصل
juncture مفصل
Hinduism مفصل
copious مفصل
baom joomok یک مفصل
commissure مفصل
fine drawn مفصل
inventorial مفصل
jointless بی مفصل
linkage point مفصل
voluminous مفصل
articulation مفصل
pivot مفصل
fulsome مفصل
socket مفصل
sockets مفصل
joint مفصل
copulas مفصل
copula مفصل
coupling مفصل
inarticulate بی مفصل
pivots مفصل
pivoted مفصل
detail part قسمت مفصل
diarthrosis مفصل متحرک
disjoint از مفصل دراوردن
ball and socket joint مفصل ساچمه ای
facet بند مفصل
facets بند مفصل
ample فراوان مفصل
abarticulation مفصل متحرک
arthrology مفصل شناسی
ankylosis جمود مفصل
choke joint مفصل چوکی
multiple cable joint مفصل انشعاب
universal joint مفصل چرخنده
trunnion مفصل افقی
toggle joint مفصل زانویی
scape مفصل اصلی
steering swivel مفصل فرمان
swivel joint مفصل گردان
synarthrosis مفصل بی حرکت
gimmal مفصل لولا
ginglymus مفصل لولایی
glene کاسه مفصل
hinge joint مفصل لولایی
hip joint مفصل ران
in great detail با جزئیات مفصل
knee joint مفصل زانو
largo اهسته و مفصل
synosteology مفصل شناسی
articulates مفصل دارکردن
clippings مفصل کابل
arthritis التهاب مفصل
clipped مفصل کابل
clip مفصل کابل
hips مفصل ران
sleeve موف مفصل
juncture پیوستگی مفصل
arthritis اماس مفصل
sleeves موف مفصل
hip مفصل ران
articulate مفصل دارکردن
joint مفصل پیوندگاه
articulating مفصل دارکردن
luncheons غذای مفصل
high tea عصرانه مفصل
luncheon غذای مفصل
spliced مفصل بافته
swivels مفصل گردان
swivels مفصل گردنده
swivelled مفصل گردان
splices مفصل بافته
splice مفصل بافته
swivelled مفصل گردنده
swivel مفصل گردان
swivel مفصل گردنده
pigtail مفصل دم خوکی
pigtails مفصل دم خوکی
splicing مفصل بافته
articulation مفصل لولا
clips مفصل کابل
palaver گفتگوی مفصل
articulation مفصل بندی
joint resistance مقدار مقاومت مفصل
luxation در رفتگی مفصل استخوان
kettle drum دمامه عصرانه مفصل
In ditail . Diffusively . بطور مفصل ( مفصلا")
arthritic مبتلا به اماس مفصل
double jointed دارای مفصل کاذب
thurl مفصل خاصره گوسفند
kettledrum دمامه عصرانه مفصل
hitsu shiubi مفصل انگشت وسط
double-jointed دارای مفصل کاذب
amplifying مفصل گفتن یانوشتن
acondylous بدون بند یا مفصل
arthropathy ناخوشی بند یا مفصل
arthropod جانور مفصل دار
clamping sleeve مفصل مهار کننده
choke flange joint مفصل چوکی ال شکل
cable jointing sleeve مفصل انشعاب کابل
cable joint مفصل اتصال کابل
amplify مفصل گفتن یانوشتن
diffusively بطور منتشر و یا مفصل
kettledrums دمامه عصرانه مفصل
acondylose بدون بند یا مفصل
naker دمامه عصرانه مفصل
joint مفصل اتصال ضربهای
amplified مفصل گفتن یانوشتن
gabfest محاوره طولانی و مفصل
amplifies مفصل گفتن یانوشتن
enarthrosis مفصل کام و زبانهای
disjoint در رفتن از مفصل درامدن
dimerous دارای مفصل دوبخشی
arthropoda جانوران مفصل دار
internode قسمت میان دو بندیا مفصل
hip joint مفصل استخوان خاصره وران
arthritic مربوط به ورم و اماس مفصل
to give a long recital of something دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
garnet حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
dactylus بند یا مفصل بزرگ پای حشرات
submission hold کانستنس یاشکستن دست از مفصل تاارنج
monographist نویسنده شرح مفصل در باره یک موضوع
garnets حجر سیلان نوعی لولا یا مفصل
to talk something over with somebody با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
programming specification مستند مفصل قدمهای دقیق برنامه نویسی
I'll speak at length on this subject. دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
to detail something چیزی را مفصل [با همه جزییات] شرح دادن
To explain something in detail . چیزی را بطور مفصل ومشروح توضیح دادن
ball and socket joint [مفصل ماشینی که گلوله دارد و در داخل حفره قرار میگیرد]
gomphosis اتصال و جوش خوردن استخوان دندان به ارواره مفصل متحرک
The specifications of this machine are fully detailed in the catalog . مشخصات این دستگاه در کاتولوگ مفصل شرح داده شده
sallenders جوشهای خشک در زیر مفصل خرگوشی پای عقب اسب
recital [of something] شرح کامل محتویات [شرح مفصل ] چیزی
detail شرح مفصل یکان بقیه یکان
detailing شرح مفصل یکان بقیه یکان
amplify بزرگ کردن مفصل کردن
amplifying بزرگ کردن مفصل کردن
amplified بزرگ کردن مفصل کردن
amplifies بزرگ کردن مفصل کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com