Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English
Persian
cloying
بسیار احساساتی
Other Matches
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
emotionally
احساساتی
soft boiled
احساساتی
sentimental
احساساتی
gushy
احساساتی
sentiment
احساساتی
passional
احساساتی
tear-jerker
احساساتی
tear-jerkers
احساساتی
sensationalist
احساساتی
ebullient
احساساتی
affectional
احساساتی
emotional
احساساتی
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
emotionalism
احساساتی بودن
sentimentality
حالت احساساتی
passionate
سودایی احساساتی
sensational
احساساتی موثر
lyric
غزلی احساساتی
sensationally
احساساتی موثر
emotionalist
شخص احساساتی
emotionalize
احساساتی کردن
cold fish
غیر احساساتی
pathetic
موثر احساساتی
sentimentalism
حالت احساساتی
sappy
خیلی احساساتی
go off the deep end
<idiom>
احساساتی شدن
hysterics
حمله احساساتی
rose water
لطیف احساساتی
sentimentalize
احساساتی کردن
mawkish
بطور زننده احساساتی
maudlin
ضعیف وخیلی احساساتی
overreacts
بیخود احساساتی شدن
overreacted
بیخود احساساتی شدن
overreact
بیخود احساساتی شدن
to affect somebody
کسی را احساساتی کردن
mushy
حریره یاخمیرمانند احساساتی
torch song
شعر احساساتی وعشقی
overreacting
بیخود احساساتی شدن
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
torch singer
خواننده شعر احساساتی وعاشقانه
sensationalism
پیروی از مسائل احساساتی وشورانگیز
rhapsody
قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
rhapsodies
قطعه موسیقی ممزوج و احساساتی
to get worked up
به کسی
[چیزی]
خو گرفتن
[و بخاطرش احساساتی یا عصبی شدن]
to work oneself up
به کسی
[چیزی]
خو گرفتن
[و بخاطرش احساساتی یا عصبی شدن]
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
barbershop
وابسته به آهنگ احساساتی که توسط چند مرد خوانده شود
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
feelings indigenous to man
احساسات طبیعی انسان احساساتی که در انسان بومی یا طبیعی هستند
mickle or muckle
بسیار
very
بسیار
mickle
بسیار
plenty
بسیار
muckle
بسیار
unco
بسیار
not a lettle
بسیار
multiped
بسیار پا
abundant
بسیار
numerous
بسیار
out and a way
بسیار
sopping
بسیار
oftentimes
بسیار
no end of
بسیار
longeval
بسیار زی
lashongs
بسیار
precious
بسیار
far
بسیار
multiplicity
بسیار
overly
بسیار
lousy
<adj.>
بسیار بد
much
بسیار
an abundance of
بسیار
beastby
بسیار
by far
بسیار
very little
بسیار کم
ever so
بسیار
far and away
بسیار
detestable
بسیار بد
multifarious
بسیار
thousand and one
بسیار
so mush
بسیار
immortally
بسیار
many
بسیار
terrible
<adj.>
بسیار بد
parlous
بسیار
awfully
بسیار
rotten
<adj.>
بسیار بد
awful
<adj.>
بسیار بد
lot
بسیار
sadly
بسیار بد
powerfully
بسیار
sorely
بسیار
galore
بسیار
all
بسیار
desperate
بسیار بد
clinking
بسیار
all-
بسیار
seldom
بسیار کم
the d. is in him
بسیار شروراست
thank you very much
بسیار ممنونم
prime
بسیار مهم
supersubtlety
زرنگی بسیار
high strung
بسیار حساس
heavy poll
ارا بسیار
heart break
اندوه بسیار
sizzler
بسیار گرم
overpriced
<adj.>
بسیار گران
hairline rule
خط بسیار نازک
supereminent
بسیار بلند
gelid
بسیار سرد
superfine
بسیار فریف
superheat
بسیار گرم
e. use ful
بسیار سودمند
dozens of girls
ذختران بسیار
corking
بسیار عالی
ad nauseam
بسیار زننده
all-powerful
بسیار نیرومند
death traps
بسیار خطرناک
bulimy
حرص بسیار
stunning
بسیار خوب
at railway speed
بسیار تند
at full lick
بسیار تند
at a premium
بسیار مطلوب
at a great rat
بسیار تند
multocular
بسیار چشم
brilliant
بسیار درخشان
v.l.f.
بسامد بسیار کم
primed
بسیار مهم
dirt cheap
بسیار ارزان
diaphoresis
خوی بسیار
primes
بسیار مهم
deluxe
بسیار زیبا
delightsome
بسیار دلپسند
deep read
بسیار خوانده
dateless
بسیار قدیم
d. stupid
بسیار کودن
ultramodern
بسیار تازه
death trap
بسیار خطرناک
hunky dory
بسیار خوب
peracute
بسیار حاد
pointdovice
بسیار درست
multiform
بسیار شکل
multidentate
بسیار دندان
multangular
بسیار گوشه
much was said
بسیار چیزهاگفته شد
much rain
باران بسیار
much pleased
بسیار خوشتود
polychromatic
بسیار رنگ
polychromic
بسیار رنگ
polygonal
بسیار گوشه
goody-goody
بسیار خوب
snazzier
بسیار جالب
multisonant
بسیار صدا
multisonous
بسیار صدا
overripe
بسیار رسیده
peracute
بسیار سخت
overrefinement
تصفیه بسیار
perfervid
بسیار باحرارت
oliguresis
پیشاب بسیار کم
pianissimo
بسیار اهسته
ogygian
بسیار کهنه
of great importance
بسیار مهم
pleophagous
بسیار خوار
point device
بسیار درست
multivincular
بسیار پیوند
multitudinously
با گروه بسیار
snazziest
بسیار جالب
snazzy
بسیار جالب
meticulosity
دقت بسیار
precipitance
تعجیل بسیار
precipitancy
تعجیل بسیار
precisionist
بسیار دقیق
infernality
زشتی بسیار
prepotency
نفوذ بسیار
prepotent
بسیار توانا
inappreciable
نامحسوس بسیار کم
primordiality
قدمت بسیار
goody-goodies
بسیار خوب
punctuality
دقت بسیار
very good
بسیار خوب
polystome
جانور بسیار
polystomatous
جانور بسیار
polygonal
بسیار پهلو
many persons
مردمان بسیار
many books
کتابهای بسیار
polygram
شکل بسیار خط
polyhistor
بسیار دانی
polyhistor
دانش بسیار
polyphagous
بسیار غذا
goody goody
بسیار خوب
polyphonic
بسیار صدا
polyphonous
بسیار صدا
polysemia
بسیار معنایی
polysemous
بسیار معنی
too expensive
<adj.>
بسیار گران
priceless
بسیار گران
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com