Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
multi-millionaire
بسیار ثروتمند
multi-millionaires
بسیار ثروتمند
well-to-do
<idiom>
بسیار ثروتمند
Other Matches
well off
ثروتمند
well to do
ثروتمند
well fixed
ثروتمند
well-off
<idiom>
ثروتمند
well-heeled
ثروتمند
well heeled
ثروتمند
affluent society
جامعه ثروتمند
tycoon
ثروتمند بزرگ
fortune hunter
درطلب زن ثروتمند
tycoons
ثروتمند بزرگ
plutocracy
طبقه ثروتمند
plutocracies
طبقه ثروتمند
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
as rich as Croesus
<idiom>
مثل قارون
[ثروتمند]
wealthy
ثروتمند چیز دار
wealthier
ثروتمند چیز دار
wealthiest
ثروتمند چیز دار
oil rich countries
کشورهای ثروتمند تولید کننده نفت
He is in the money.
پول پارومی کند ( خیلی ثروتمند است )
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
silver spoon
ثروت موروثی دارای ثروت موروثی ثروتمند
unco
بسیار
much
بسیار
multiplicity
بسیار
overly
بسیار
sorely
بسیار
powerfully
بسیار
parlous
بسیار
awfully
بسیار
galore
بسیار
many
بسیار
precious
بسیار
detestable
بسیار بد
multifarious
بسیار
so mush
بسیار
by far
بسیار
beastby
بسیار
thousand and one
بسیار
plenty
بسیار
very
بسیار
sopping
بسیار
very little
بسیار کم
an abundance of
بسیار
numerous
بسیار
far
بسیار
abundant
بسیار
ever so
بسیار
far and away
بسیار
oftentimes
بسیار
immortally
بسیار
seldom
بسیار کم
longeval
بسیار زی
sadly
بسیار بد
desperate
بسیار بد
clinking
بسیار
mickle or muckle
بسیار
lashongs
بسیار
muckle
بسیار
out and a way
بسیار
not a lettle
بسیار
all-
بسیار
multiped
بسیار پا
mickle
بسیار
terrible
<adj.>
بسیار بد
no end of
بسیار
lousy
<adj.>
بسیار بد
awful
<adj.>
بسیار بد
lot
بسیار
all
بسیار
rotten
<adj.>
بسیار بد
precipitancy
تعجیل بسیار
meticulosity
دقت بسیار
corking
بسیار عالی
bulimy
حرص بسیار
much rain
باران بسیار
at full lick
بسیار تند
at a premium
بسیار مطلوب
ultramodern
بسیار تازه
at a great rat
بسیار تند
overrefinement
تصفیه بسیار
at railway speed
بسیار تند
v.l.f.
بسامد بسیار کم
abysm
بسیار عمیق
multitudinously
با گروه بسیار
abysses
بسیار عمیق
abyss
بسیار عمیق
multitudes
گروه بسیار
multitude
گروه بسیار
multivincular
بسیار پیوند
multocular
بسیار چشم
ogygian
بسیار کهنه
ad nauseam
بسیار زننده
all-powerful
بسیار نیرومند
crucially
بسیار سخت
multisonous
بسیار صدا
multisonant
بسیار صدا
much pleased
بسیار خوشتود
of great importance
بسیار مهم
much was said
بسیار چیزهاگفته شد
multangular
بسیار گوشه
ambrosial
بسیار مطبوع
amazedly
باشگفت بسیار
multidentate
بسیار دندان
gelid
بسیار سرد
addition resin
بسیار افزایشی
multiform
بسیار شکل
addition polymer
بسیار افزایشی
oliguresis
پیشاب بسیار کم
crucial
بسیار سخت
inappreciable
نامحسوس بسیار کم
high strung
بسیار حساس
heavy poll
ارا بسیار
heart break
اندوه بسیار
prepotent
بسیار توانا
primordiality
قدمت بسیار
polygram
شکل بسیار خط
hairline rule
خط بسیار نازک
punctuality
دقت بسیار
polygonal
بسیار پهلو
polygonal
بسیار گوشه
polychromic
بسیار رنگ
prepotency
نفوذ بسیار
hunky dory
بسیار خوب
polyphagous
بسیار غذا
polyhistor
دانش بسیار
polyhistor
بسیار دانی
infernality
زشتی بسیار
polyphonous
بسیار صدا
polysemia
بسیار معنایی
polysemous
بسیار معنی
polystomatous
جانور بسیار
polystome
جانور بسیار
precipitance
تعجیل بسیار
precisionist
بسیار دقیق
polychromatic
بسیار رنگ
pointdovice
بسیار درست
point device
بسیار درست
polyphonic
بسیار صدا
delightsome
بسیار دلپسند
deep read
بسیار خوانده
dateless
بسیار قدیم
d. stupid
بسیار کودن
superheat
بسیار گرم
supersubtlety
زرنگی بسیار
dirt cheap
بسیار ارزان
thank you very much
بسیار ممنونم
the d. is in him
بسیار شروراست
many books
کتابهای بسیار
deluxe
بسیار زیبا
superfine
بسیار فریف
pleophagous
بسیار خوار
pianissimo
بسیار اهسته
perfervid
بسیار باحرارت
sizzler
بسیار گرم
peracute
بسیار سخت
peracute
بسیار حاد
overripe
بسیار رسیده
e. use ful
بسیار سودمند
dozens of girls
ذختران بسیار
supereminent
بسیار بلند
diaphoresis
خوی بسیار
many persons
مردمان بسیار
thoroughgoing
بسیار دقیق
wary
بسیار محتاط
very good
بسیار خوب
too expensive
<adj.>
بسیار گران
overpriced
<adj.>
بسیار گران
superbly
بسیار خوب
superb
بسیار خوب
regiments
گروه بسیار
overweening
بسیار مغرور
all right
<idiom>
بسیار خوب
colossal
بسیار بزرگ
excessive
بسیار یا بزرگ
goody-goodies
بسیار خوب
tiny
بسیار کوچک
tiniest
بسیار کوچک
tinier
بسیار کوچک
terrible
بسیار بد سهمناک
goody-goody
بسیار خوب
regiment
گروه بسیار
prime
بسیار مهم
polygons
بسیار پهلو
polygon
بسیار پهلو
extras
بسیار خیلی
extra-
بسیار خیلی
extra
بسیار خیلی
desperate
بسیار سخت
fined
بسیار اماده
be unable to say boo to a goose
بسیار ترسو
fine
بسیار اماده
frigid
بسیار سرد
primed
بسیار مهم
oft
بسیار رخ دهنده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com