Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English
Persian
super
بسیار خوب بزرگ اندازه
Search result with all words
biblical proportions
به اندازه بسیار زیاد
[بزرگ]
Other Matches
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
processor
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
colossal
بسیار بزرگ
excessive
بسیار یا بزرگ
ultra-
در معنای بسیار بزرگ
megalopolis
شهر بسیار بزرگ
very large data base
پایگاه داده بسیار بزرگ
very large scale integration
مجتمع سازی در مقیاس بسیار بزرگ
dial gage
دستگاه اندازه گیری تغییربعدهای بسیار کوچک
feelers
وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
feeler
وسیله اندازه گیری فواصل بسیار کوچک
larged sized
اندازه بزرگ
oversize
اندازه بزرگ
cumulo nimbus
ابرهای بسیار بزرگ متراکم که قسمتهای فوقانی انها به استراتوسفر میرسد
leather back
لاک پشت بسیار بزرگ دریایی که پوست کاسه اش مانندچرم است
over housed
ساکن در خانه بی اندازه بزرگ
I'm old enough to take care of myself.
من به اندازه کافی بزرگ هستم که مواضب خودم باشم.
abac scale
وسیله اندازه گیری زوایای با قوس بزرگ در سیستم مرکاتور
microprocessors
UPC با کلمات با اندازه بزرگ که با اتصال یک عدد با بلاکهای سایز کوچک ساخته میشود
bottoming reamer
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
microprocessor
UPC با کلمات با اندازه بزرگ که با اتصال یک عدد با بلاکهای سایز کوچک ساخته میشود
gigantic building
ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
slices
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slice
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
angles
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angle
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
If the cap fit,wear it.
<proverb>
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
My grandparents are six feet under.
<idiom>
پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
typeface
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
megalomania
مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
macropterous
دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game
صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
fossil
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
museum piece
آدم پیر
[پدر بزرگ ]
[مادر بزرگ]
analogue
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
gage
اندازه وسیله اندازه گیری
gage
اندازه گیر اندازه گرفتن
so large
چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandparent
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandam
مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparents
پدر بزرگ یا مادر بزرگ
sizes
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
size
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
measure
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
gauge
اندازه اندازه گیر
gauges
اندازه اندازه گیر
gauged
اندازه اندازه گیر
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
ever so
بسیار
an abundance of
بسیار
so mush
بسیار
desperate
بسیار بد
far and away
بسیار
precious
بسیار
mickle
بسیار
immortally
بسیار
lot
بسیار
beastby
بسیار
sadly
بسیار بد
far
بسیار
by far
بسیار
unco
بسیار
thousand and one
بسیار
lashongs
بسیار
very little
بسیار کم
abundant
بسیار
rotten
<adj.>
بسیار بد
lousy
<adj.>
بسیار بد
terrible
<adj.>
بسیار بد
awful
<adj.>
بسیار بد
galore
بسیار
no end of
بسیار
awfully
بسیار
parlous
بسیار
numerous
بسیار
out and a way
بسیار
all
بسیار
all-
بسیار
sopping
بسیار
seldom
بسیار کم
oftentimes
بسیار
sorely
بسیار
powerfully
بسیار
clinking
بسیار
plenty
بسیار
not a lettle
بسیار
overly
بسیار
multifarious
بسیار
muckle
بسیار
longeval
بسیار زی
very
بسیار
multiplicity
بسیار
detestable
بسیار بد
multiped
بسیار پا
many
بسیار
mickle or muckle
بسیار
much
بسیار
gelid
بسیار سرد
ogygian
بسیار کهنه
finest
بسیار اماده
fined
بسیار اماده
oliguresis
پیشاب بسیار کم
frigid
بسیار سرد
meticulosity
دقت بسیار
overrefinement
تصفیه بسیار
overripe
بسیار رسیده
peracute
بسیار حاد
heart break
اندوه بسیار
inappreciable
نامحسوس بسیار کم
of great importance
بسیار مهم
hairline rule
خط بسیار نازک
multiform
بسیار شکل
multidentate
بسیار دندان
multisonant
بسیار صدا
multangular
بسیار گوشه
multivincular
بسیار پیوند
many books
کتابهای بسیار
much was said
بسیار چیزهاگفته شد
much rain
باران بسیار
much pleased
بسیار خوشتود
multocular
بسیار چشم
infernality
زشتی بسیار
multisonous
بسیار صدا
hunky dory
بسیار خوب
high strung
بسیار حساس
many persons
مردمان بسیار
fine
بسیار اماده
multitudinously
با گروه بسیار
terrible
بسیار بد سهمناک
regiments
گروه بسیار
lots
بسیار فراوان
regiment
گروه بسیار
primal
بسیار قدیمی
ravenous
بسیار گرسنه
prodigies
بسیار زیرک
prodigy
بسیار زیرک
nymph
زن بسیار زیبا
nymphs
زن بسیار زیبا
manifold
بسیار زیاد
heartbreak
اندوه بسیار
primordial
بسیار کهن
damn
فحش بسیار
devilish
بسیار بد اهریمنی
chasm
فرق بسیار
priceless
بسیار گران
priceless
بسیار پر قیمت
whackings
بسیار عظیم
tinier
بسیار کوچک
tiniest
بسیار کوچک
tiny
بسیار کوچک
thoroughgoing
بسیار دقیق
herculean
بسیار دشوار
overweening
بسیار مغرور
monstrosities
شرارت بسیار
monstrosity
شرارت بسیار
main
بسیار مهم
wary
بسیار محتاط
polygraphs
بسیار نویس
polygraph
بسیار نویس
superbly
بسیار خوب
superb
بسیار خوب
whacking
بسیار عظیم
chasms
فرق بسیار
stunning
بسیار خوب
polygons
بسیار پهلو
polygon
بسیار پهلو
d. stupid
بسیار کودن
dateless
بسیار قدیم
dammit
فحش بسیار
deep read
بسیار خوانده
extras
بسیار خیلی
delightsome
بسیار دلپسند
extra-
بسیار خیلی
deluxe
بسیار زیبا
extra
بسیار خیلی
diaphoresis
خوی بسیار
dirt cheap
بسیار ارزان
dozens of girls
ذختران بسیار
e. use ful
بسیار سودمند
corking
بسیار عالی
bulimy
حرص بسیار
crucial
بسیار سخت
crucially
بسیار سخت
multitude
گروه بسیار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com