Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
e. use ful
بسیار سودمند
Other Matches
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
advantageaus
سودمند
purposive
<adj.>
سودمند
practicals
سودمند
handier
سودمند
beneficial
<adj.>
سودمند
practical
<adj.>
سودمند
inefficacious
نا سودمند
gainful
سودمند
benefitical
سودمند
advantageous
<adj.>
سودمند
commodious
سودمند
useful
<adj.>
سودمند
salubrious
سودمند
furthersome
سودمند
fructuous
سودمند
fit for use
سودمند
expedient
<adj.>
سودمند
handy
[useful]
<adj.>
سودمند
helpful
<adj.>
سودمند
suitable
<adj.>
سودمند
proper
<adj.>
سودمند
good
سودمند
purposeful
<adj.>
سودمند
instrumental
سودمند
handiest
سودمند
constructive
سودمند
purpose-built
<adj.>
سودمند
serviceable
<adj.>
سودمند
lucrative
سودمند
practicable
<adj.>
سودمند
functional
<adj.>
سودمند
applicatory
<adj.>
سودمند
utile
[archaic]
[useful]
<adj.>
سودمند
utilitarian
[useful]
<adj.>
سودمند
valuable
<adj.>
سودمند
appropriate
[for an occasion]
<adj.>
سودمند
convenient
<adj.>
سودمند
handy
<adj.>
سودمند
utility programs
برنامههای سودمند
utility routine
روال سودمند
useful work
کار سودمند
practical
کارکن سودمند
good
سودمند مفید
benefactress
زن نیوکار سودمند
avail
سودمند بودن
conducive
سودمند مساعد
advantage
سودمند بودن
practicals
کارکن سودمند
subservient
مادون سودمند
utility program
برنامه سودمند
utility
برنامه سودمند
to be of avail
سودمند بودن
perficient
سودمند بدردخورنده
instrumental input
داده سودمند
utilitarianism
سودمند گرایی
it did not profit me
مرا سودمند نبود
it is of interest to me
برای من سودمند است
salutary
سلامت بخش سودمند
publicly useful
سودمند برای عموم
hepatic
سودمند برای جگر
ana
منتخبات اطلاعات سودمند
available
قابل استفاده سودمند
pf public utility
سودمند برای همه
wholesore
گوارا سالم سودمند
to come in useful
سودمند واقع شدن
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
multocular
مختصر و مفید کوتاه و سودمند
to exercise is use ful
ورزش کردن سودمند است
bestead
سودمند واقع شدن بدردخوردن
utilitarian
معتقدباصل اخلاقی سودمند گرایی سودمندگرا
to stand any one in good stead
بحال کسی سودمند بودن بدردکسی خوردن
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
nothing serves to but apology
هیچ چیز جز عذر خواهی بدردنمیخوردیا سودمند نیست
the source
خدمات سودمند اطلاعاتی وقابل دسترس برای مشترکین
no end of
بسیار
detestable
بسیار بد
multifarious
بسیار
very
بسیار
plenty
بسیار
oftentimes
بسیار
out and a way
بسیار
sopping
بسیار
multiped
بسیار پا
not a lettle
بسیار
much
بسیار
beastby
بسیار
so mush
بسیار
immortally
بسیار
muckle
بسیار
thousand and one
بسیار
by far
بسیار
very little
بسیار کم
unco
بسیار
ever so
بسیار
an abundance of
بسیار
overly
بسیار
multiplicity
بسیار
many
بسیار
precious
بسیار
mickle or muckle
بسیار
mickle
بسیار
longeval
بسیار زی
lashongs
بسیار
far
بسیار
far and away
بسیار
all-
بسیار
numerous
بسیار
sorely
بسیار
abundant
بسیار
sadly
بسیار بد
desperate
بسیار بد
lot
بسیار
all
بسیار
clinking
بسیار
galore
بسیار
powerfully
بسیار
rotten
<adj.>
بسیار بد
awfully
بسیار
seldom
بسیار کم
lousy
<adj.>
بسیار بد
awful
<adj.>
بسیار بد
terrible
<adj.>
بسیار بد
parlous
بسیار
high strung
بسیار حساس
heavy poll
ارا بسیار
hunky dory
بسیار خوب
the d. is in him
بسیار شروراست
sizzler
بسیار گرم
brilliant
بسیار درخشان
delightsome
بسیار دلپسند
supereminent
بسیار بلند
superfine
بسیار فریف
superheat
بسیار گرم
supersubtlety
زرنگی بسیار
overpriced
<adj.>
بسیار گران
inappreciable
نامحسوس بسیار کم
infernality
زشتی بسیار
too expensive
<adj.>
بسیار گران
thank you very much
بسیار ممنونم
frigid
بسیار سرد
ultramodern
بسیار تازه
diaphoresis
خوی بسیار
v.l.f.
بسامد بسیار کم
deluxe
بسیار زیبا
deep read
بسیار خوانده
dateless
بسیار قدیم
d. stupid
بسیار کودن
dirt cheap
بسیار ارزان
dozens of girls
ذختران بسیار
polygon
بسیار پهلو
fine
بسیار اماده
hairline rule
خط بسیار نازک
fined
بسیار اماده
gelid
بسیار سرد
extra
بسیار خیلی
finest
بسیار اماده
desperate
بسیار سخت
extra-
بسیار خیلی
extras
بسیار خیلی
polygons
بسیار پهلو
point device
بسیار درست
polyphagous
بسیار غذا
snazziest
بسیار جالب
oliguresis
پیشاب بسیار کم
polyphonic
بسیار صدا
ogygian
بسیار کهنه
snazzy
بسیار جالب
of great importance
بسیار مهم
goody goody
بسیار خوب
goody-goodies
بسیار خوب
polyphonous
بسیار صدا
goody-goody
بسیار خوب
multocular
بسیار چشم
polyhistor
دانش بسیار
overrefinement
تصفیه بسیار
overripe
بسیار رسیده
pointdovice
بسیار درست
pleophagous
بسیار خوار
polychromatic
بسیار رنگ
polychromic
بسیار رنگ
pianissimo
بسیار اهسته
polygonal
بسیار گوشه
snazzier
بسیار جالب
polygonal
بسیار پهلو
perfervid
بسیار باحرارت
peracute
بسیار سخت
peracute
بسیار حاد
polygram
شکل بسیار خط
polysemia
بسیار معنایی
multivincular
بسیار پیوند
multitudinously
با گروه بسیار
precipitancy
تعجیل بسیار
many persons
مردمان بسیار
many books
کتابهای بسیار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com