Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
he has much merit
بسیار شایستگی دارد
Other Matches
it is very important
بسیار اهمیت دارد
enclave economices
اقتصادهائی که عمدتا درکشورهای در حال توسعه وجود دارد در این اقتصادهاتعداد کمی مناطق پیشرفته ازنظر اقتصادی وجود دارد وبقیه مناطق که وسیعترند ازرشد و پیشرفت بسیار کمی برخوردار میباشند
countertenors
خوانندهای که صدای بسیار بلند وغیر عادی دارد
countertenor
خوانندهای که صدای بسیار بلند وغیر عادی دارد
field
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fielded
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fields
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
scalar
متغیری که یک مقدارمجزا منتسب به خود دارد. یک مقدارمجزا پایه دارد. بردار دویا چند مقدارجهت دار دارد
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
skill
شایستگی
credential
شایستگی
qualification
شایستگی
competence
شایستگی
expertise
شایستگی
pertinence or nency
شایستگی
sufficiency
شایستگی
adequacy
شایستگی
proficiency
شایستگی
praiseworthiness
شایستگی
adaptability
شایستگی
qualification
شایستگی
ability
شایستگی
abilities
شایستگی
worthiness
شایستگی
acceptability
شایستگی
sufficienty
شایستگی
merit
شایستگی
merited
شایستگی
meriting
شایستگی
merits
شایستگی
desert
شایستگی
deserting
شایستگی
deserts
شایستگی
competence
شایستگی
aptness
شایستگی
decorousness
شایستگی
competency
شایستگی
befitting
شایستگی
seemliness
شایستگی
deservingness
شایستگی
eligibility
شایستگی
meritoriousness
شایستگی
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
meetness
شایستگی مناسبت
aptitude test
ازمون شایستگی
aptitude tests
ازمون شایستگی
meritoriously
از روی شایستگی
blameworthiness
شایستگی سرزنش
certificate of capacity
مدرک شایستگی
able
شایستگی داشتن
decency
شایستگی محجوبیت
combat proficiency
شایستگی رزمی
aptitudes
شایستگی لیاقت
aptitude
شایستگی لیاقت
handsomeness
زیبائی شایستگی
pertinency
موقعیت شایستگی
adorability
شایستگی ستایش
pertinence
موقعیت شایستگی
fitness
صلاحیت شایستگی
adorableness
شایستگی ستایش
suitability
مناسبت شایستگی
printability
شایستگی برای چاپ
qualifies
شایستگی پیدا کردن
qualify
شایستگی پیدا کردن
abler
: توانابودن شایستگی داشتن
ablest
: توانابودن شایستگی داشتن
eligibility
شایستگی برای انتخاب
merit system
نظام شایستگی نگر
habilitate
ملبس شایستگی داشتن
merit rating
درجه بندی شایستگی
certificate of achievement
مدرک تصدیق شایستگی
efficiency
کارایی وسیله یا نفر شایستگی
deserve
سزاوار بودن شایستگی داشتن
indign
فاقد شایستگی خشمگین کردن
aptitude area
حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
I can see an innate ability in that follow .
دراو مایه و شایستگی می بینم
deserves
سزاوار بودن شایستگی داشتن
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
he is i. to do that
شایستگی یا کفایت کردن ان کار راندارد
. The car is gathering momentum.
اتوموبیل دارد دور بر می دارد
picturesqueness
شایستگی برای نقاشی شدن یاعکس برداری
honourable mention
امتیاز یانشان شایستگی که بکسانی داده میشود که شایسته جایزنبوده اند
honourable mentions
امتیاز یانشان شایستگی که بکسانی داده میشود که شایسته جایزنبوده اند
Walls have ears
<idiom>
دیوار موش دارد و موش گوش دارد
[اصطلاح]
labor theory of value
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
walls here ears
دیوار موش دارد موش گوش دارد
precious
بسیار
parlous
بسیار
awfully
بسیار
sadly
بسیار بد
ever so
بسیار
far and away
بسیار
desperate
بسیار بد
out and a way
بسیار
oftentimes
بسیار
galore
بسیار
powerfully
بسیار
sorely
بسیار
far
بسیار
by far
بسیار
much
بسیار
many
بسیار
detestable
بسیار بد
beastby
بسیار
lashongs
بسیار
longeval
بسیار زی
an abundance of
بسیار
not a lettle
بسیار
multifarious
بسیار
muckle
بسیار
mickle or muckle
بسیار
so mush
بسیار
very
بسیار
overly
بسیار
abundant
بسیار
numerous
بسیار
immortally
بسیار
no end of
بسیار
multiped
بسیار پا
sopping
بسیار
very little
بسیار کم
unco
بسیار
multiplicity
بسیار
thousand and one
بسیار
plenty
بسیار
mickle
بسیار
seldom
بسیار کم
all-
بسیار
lot
بسیار
clinking
بسیار
all
بسیار
terrible
<adj.>
بسیار بد
rotten
<adj.>
بسیار بد
lousy
<adj.>
بسیار بد
awful
<adj.>
بسیار بد
elongated
بسیار بلندولاغر
daylights
بسیار ترسناک
wary
بسیار محتاط
pianissimo
بسیار اهسته
perfervid
بسیار باحرارت
peracute
بسیار سخت
peracute
بسیار حاد
overrefinement
تصفیه بسیار
polygraph
بسیار نویس
polygraphs
بسیار نویس
overripe
بسیار رسیده
clued-up
بسیار مطلع
death trap
بسیار خطرناک
death traps
بسیار خطرناک
point device
بسیار درست
high-pitched
بسیار شیبدار
low-rise
نه بسیار بلند
multi-millionaire
بسیار ثروتمند
multi-millionaires
بسیار ثروتمند
overly
بسیار گرانه
squeaky clean
بسیار تمیز
wedded
بسیار علاقمند
multi-millionaires
بسیار پولدار
overweening
بسیار مغرور
pleophagous
بسیار خوار
cloying
بسیار احساساتی
all-powerful
بسیار نیرومند
brilliant
بسیار درخشان
the d. is in him
بسیار شروراست
abysses
بسیار عمیق
multivincular
بسیار پیوند
multitudinously
با گروه بسیار
multisonous
بسیار صدا
multisonant
بسیار صدا
abysm
بسیار عمیق
multiform
بسیار شکل
multidentate
بسیار دندان
multangular
بسیار گوشه
addition polymer
بسیار افزایشی
addition resin
بسیار افزایشی
much rain
باران بسیار
much pleased
بسیار خوشتود
abyss
بسیار عمیق
multitudes
گروه بسیار
multitude
گروه بسیار
oliguresis
پیشاب بسیار کم
ogygian
بسیار کهنه
superbly
بسیار خوب
superb
بسیار خوب
much was said
بسیار چیزهاگفته شد
of great importance
بسیار مهم
regiments
گروه بسیار
regiment
گروه بسیار
chasm
فرق بسیار
chasms
فرق بسیار
stunning
بسیار خوب
multocular
بسیار چشم
crucial
بسیار سخت
crucially
بسیار سخت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com