English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
wary بسیار محتاط
Other Matches
demure محتاط
prudential محتاط
chary محتاط
scrupulous محتاط
gingerly محتاط
prudently محتاط
prudent محتاط
considerate محتاط
reserved محتاط
cautious محتاط
self contained با حوصله محتاط
forehanded محتاط دوراندیش
ultraconservative خیلی محتاط
to be wary محتاط بودن
reticent محتاط در سخن
prim خیلی محتاط تمیز
vlsi مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super- کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
overcautious بیش از اندازه محتاط وسواسی
indrawn جذب شده بدرون محتاط
u.h.f. بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency بسامد بسیار بسیار زیاد
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
awfully بسیار
far and away بسیار
immortally بسیار
galore بسیار
by far بسیار
parlous بسیار
powerfully بسیار
sorely بسیار
ever so بسیار
very بسیار
unco بسیار
far بسیار
very little بسیار کم
multifarious بسیار
detestable بسیار بد
much بسیار
multiplicity بسیار
many بسیار
plenty بسیار
abundant بسیار
numerous بسیار
so mush بسیار
overly بسیار
sopping بسیار
lashongs بسیار
thousand and one بسیار
beastby بسیار
an abundance of بسیار
precious بسیار
multiped بسیار پا
out and a way بسیار
mickle or muckle بسیار
lousy <adj.> بسیار بد
muckle بسیار
terrible <adj.> بسیار بد
lot بسیار
awful <adj.> بسیار بد
clinking بسیار
not a lettle بسیار
oftentimes بسیار
all بسیار
mickle بسیار
no end of بسیار
sadly بسیار بد
desperate بسیار بد
longeval بسیار زی
all- بسیار
seldom بسیار کم
rotten <adj.> بسیار بد
at railway speed بسیار تند
supersubtlety زرنگی بسیار
bulimy حرص بسیار
corking بسیار عالی
multangular بسیار گوشه
thank you very much بسیار ممنونم
oliguresis پیشاب بسیار کم
at full lick بسیار تند
meticulosity دقت بسیار
the d. is in him بسیار شروراست
at a great rat بسیار تند
at a premium بسیار مطلوب
ogygian بسیار کهنه
multitude گروه بسیار
v.l.f. بسامد بسیار کم
abysm بسیار عمیق
multisonant بسیار صدا
multisonous بسیار صدا
multitudinously با گروه بسیار
crucially بسیار سخت
multivincular بسیار پیوند
crucial بسیار سخت
multocular بسیار چشم
stunning بسیار خوب
chasms فرق بسیار
multitudes گروه بسیار
abyss بسیار عمیق
ambrosial بسیار مطبوع
of great importance بسیار مهم
amazedly باشگفت بسیار
much pleased بسیار خوشتود
much rain باران بسیار
much was said بسیار چیزهاگفته شد
addition resin بسیار افزایشی
addition polymer بسیار افزایشی
polyphagous بسیار غذا
multidentate بسیار دندان
multiform بسیار شکل
abysses بسیار عمیق
chasm فرق بسیار
polygonal بسیار گوشه
high strung بسیار حساس
heavy poll ارا بسیار
heart break اندوه بسیار
precipitance تعجیل بسیار
polychromatic بسیار رنگ
precipitancy تعجیل بسیار
precisionist بسیار دقیق
hairline rule خط بسیار نازک
prepotency نفوذ بسیار
pointdovice بسیار درست
prepotent بسیار توانا
polystome جانور بسیار
infernality زشتی بسیار
inappreciable نامحسوس بسیار کم
polygonal بسیار پهلو
polygram شکل بسیار خط
polyhistor بسیار دانی
polyhistor دانش بسیار
polyphonic بسیار صدا
polychromic بسیار رنگ
polyphonous بسیار صدا
polysemia بسیار معنایی
polysemous بسیار معنی
polystomatous جانور بسیار
primordiality قدمت بسیار
point device بسیار درست
diaphoresis خوی بسیار
deluxe بسیار زیبا
delightsome بسیار دلپسند
deep read بسیار خوانده
dateless بسیار قدیم
d. stupid بسیار کودن
hunky dory بسیار خوب
supereminent بسیار بلند
superfine بسیار فریف
many books کتابهای بسیار
superheat بسیار گرم
dirt cheap بسیار ارزان
sizzler بسیار گرم
pleophagous بسیار خوار
pianissimo بسیار اهسته
perfervid بسیار باحرارت
gelid بسیار سرد
peracute بسیار سخت
punctuality دقت بسیار
peracute بسیار حاد
overripe بسیار رسیده
overrefinement تصفیه بسیار
e. use ful بسیار سودمند
dozens of girls ذختران بسیار
many persons مردمان بسیار
devilish بسیار بد اهریمنی
excessive بسیار یا بزرگ
regiments گروه بسیار
regiment گروه بسیار
polygons بسیار پهلو
superb بسیار خوب
superbly بسیار خوب
all right <idiom> بسیار خوب
tiny بسیار کوچک
tiniest بسیار کوچک
tinier بسیار کوچک
terrible بسیار بد سهمناک
overweening بسیار مغرور
polygraphs بسیار نویس
priceless بسیار گران
polygraph بسیار نویس
polygon بسیار پهلو
extras بسیار خیلی
extra- بسیار خیلی
overpriced <adj.> بسیار گران
too expensive <adj.> بسیار گران
very good بسیار خوب
goody-goody بسیار خوب
goody-goodies بسیار خوب
goody goody بسیار خوب
snazzy بسیار جالب
snazziest بسیار جالب
prime بسیار مهم
primed بسیار مهم
extra بسیار خیلی
desperate بسیار سخت
well-to-do <idiom> بسیار ثروتمند
be unable to say boo to a goose بسیار ترسو
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com