English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
ambrosial بسیار مطبوع
Other Matches
vlsi مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
infinity حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super- کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
sapid مطبوع
douce مطبوع
proper مطبوع
dainty مطبوع
scrumptious مطبوع
love some مطبوع
publishment مطبوع
palatably مطبوع
graceful مطبوع
handsome مطبوع
toothsome مطبوع
ultra high frequency بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f. بسامد بسیار بسیار زیاد
handsomely بطور مطبوع
exquisite دلپسند مطبوع
agreeable مطبوع بشاش
pleasantly بطور مطبوع
agreeably بطور مطبوع
air conditioning تهویه مطبوع
palatable مطبوع به ذائقه
graceful degradation تنزل مطبوع
sweet مطبوع نوشین
pleasant خرم مطبوع
pleasanter خرم مطبوع
pleasantest خرم مطبوع
savoury مطبوع طبع
seasoning مطبوع کننده
lief گرانبها مطبوع
sightly مطبوع نظر
placable مطبوع مهربان
sweetest مطبوع نوشین
sweeter مطبوع نوشین
honeyed مطبوع لطیف
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
gracious مطبوع دارای لطف
air conditioning plant تاسیسات تهویه مطبوع
fun مطبوع شوخی کردن
pleasance ادب مطبوع بودن
air conditioner دستگاه تهویه مطبوع
air-conditioner دستگاه تهویه مطبوع
air-conditioners دستگاه تهویه مطبوع
savory خوش طعم مطبوع طبع
to be congenial to somebody [things] برای کسی مطبوع بودن [اشیا]
Is there air conditioning? آیا تهویه مطبوع وجود دارد؟
conceit [بافت عجیب و مطبوع گلکاری باغچه]
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
parlous بسیار
out and a way بسیار
awfully بسیار
mickle بسیار
so mush بسیار
lashongs بسیار
oftentimes بسیار
no end of بسیار
plenty بسیار
galore بسیار
very بسیار
powerfully بسیار
multifarious بسیار
numerous بسیار
much بسیار
abundant بسیار
mickle or muckle بسیار
muckle بسیار
multiplicity بسیار
not a lettle بسیار
longeval بسیار زی
sopping بسیار
detestable بسیار بد
multiped بسیار پا
many بسیار
beastby بسیار
an abundance of بسیار
lot بسیار
all بسیار
all- بسیار
by far بسیار
seldom بسیار کم
clinking بسیار
rotten <adj.> بسیار بد
lousy <adj.> بسیار بد
terrible <adj.> بسیار بد
awful <adj.> بسیار بد
far بسیار
desperate بسیار بد
immortally بسیار
thousand and one بسیار
unco بسیار
very little بسیار کم
ever so بسیار
precious بسیار
overly بسیار
sorely بسیار
sadly بسیار بد
far and away بسیار
multiform بسیار شکل
multisonant بسیار صدا
multidentate بسیار دندان
meticulosity دقت بسیار
high strung بسیار حساس
polystome جانور بسیار
corking بسیار عالی
infernality زشتی بسیار
hunky dory بسیار خوب
bulimy حرص بسیار
multisonous بسیار صدا
multitudinously با گروه بسیار
at railway speed بسیار تند
multangular بسیار گوشه
e. use ful بسیار سودمند
diaphoresis خوی بسیار
deluxe بسیار زیبا
delightsome بسیار دلپسند
many persons مردمان بسیار
many books کتابهای بسیار
dirt cheap بسیار ارزان
inappreciable نامحسوس بسیار کم
deep read بسیار خوانده
dateless بسیار قدیم
d. stupid بسیار کودن
gelid بسیار سرد
hairline rule خط بسیار نازک
much pleased بسیار خوشتود
much rain باران بسیار
much was said بسیار چیزهاگفته شد
heart break اندوه بسیار
heavy poll ارا بسیار
dozens of girls ذختران بسیار
wedded بسیار علاقمند
squeaky clean بسیار تمیز
overly بسیار گرانه
multi-millionaires بسیار ثروتمند
multi-millionaires بسیار پولدار
multi-millionaire بسیار ثروتمند
multi-millionaire بسیار پولدار
low-rise نه بسیار بلند
high-pitched بسیار شیبدار
death traps بسیار خطرناک
death trap بسیار خطرناک
all-powerful بسیار نیرومند
ad nauseam بسیار زننده
v.l.f. بسامد بسیار کم
ultramodern بسیار تازه
the d. is in him بسیار شروراست
thank you very much بسیار ممنونم
cloying بسیار احساساتی
clued-up بسیار مطلع
too expensive <adj.> بسیار گران
overpriced <adj.> بسیار گران
be unable to say boo to a goose بسیار ترسو
well-to-do <idiom> بسیار ثروتمند
all right <idiom> بسیار خوب
elongated بسیار بلندولاغر
daylights بسیار ترسناک
supersubtlety زرنگی بسیار
superheat بسیار گرم
polygonal بسیار پهلو
polygonal بسیار گوشه
polychromic بسیار رنگ
polychromatic بسیار رنگ
pointdovice بسیار درست
point device بسیار درست
pleophagous بسیار خوار
pianissimo بسیار اهسته
perfervid بسیار باحرارت
peracute بسیار سخت
peracute بسیار حاد
overripe بسیار رسیده
overrefinement تصفیه بسیار
oliguresis پیشاب بسیار کم
ogygian بسیار کهنه
of great importance بسیار مهم
multocular بسیار چشم
polygram شکل بسیار خط
polyhistor بسیار دانی
superfine بسیار فریف
supereminent بسیار بلند
sizzler بسیار گرم
punctuality دقت بسیار
primordiality قدمت بسیار
prepotent بسیار توانا
prepotency نفوذ بسیار
precisionist بسیار دقیق
precipitancy تعجیل بسیار
precipitance تعجیل بسیار
polystomatous جانور بسیار
polysemous بسیار معنی
polysemia بسیار معنایی
polyphonous بسیار صدا
polyphonic بسیار صدا
polyphagous بسیار غذا
polyhistor دانش بسیار
multivincular بسیار پیوند
goody-goody بسیار خوب
chasm فرق بسیار
devilish بسیار بد اهریمنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com