Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
multocular
بسیار چشم
Search result with all words
oft
بسیار رخ دهنده
field
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fielded
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
fields
روش ساخت صفحه نمایش نازک و مسط ح برای کامپیوترهای متحرک به طوری که در هر پیکسل یک صفحه تصویر بسیار ریز CRT قرار دارد
spike
پالس ولتاژ بسیار کوتاه مدت
seldom
بسیار کم
snazzier
بسیار جالب
snazziest
بسیار جالب
snazzy
بسیار جالب
first-rate
درجه اول بسیار خوب
goody goody
بسیار خوب
goody-goodies
بسیار خوب
goody-goody
بسیار خوب
very good
بسیار خوب
clinking
بسیار
punctilious
بسیار مبادی اداب
punctiliously
بسیار مبادی اداب
orient
کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
orienting
کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
orients
کشورهای خاوری درخشندگی بسیار
okay
خوب بسیار خوب
region
محوطه بسیار وسیع وبی انتها
regions
محوطه بسیار وسیع وبی انتها
hard
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
harder
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
hardest
دیسک مغناطیسی محکم که قادر به ذخیره سازی حجم داده بسیار بیشتر از روی فلاپی دیسک است و معمولا متحرک نیست
rigid
دیسک مغناطیسی محکم که داده بسیار بیشتری از فلاپی دیسک را میتواند ذخیره کند و از دیسک درایو حذف نمیشود
resonance
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonances
وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
prime
خصوصیت یا طراحی بسیار مهم سیستم
prime
بسیار مهم
primed
خصوصیت یا طراحی بسیار مهم سیستم
primed
بسیار مهم
primes
خصوصیت یا طراحی بسیار مهم سیستم
primes
بسیار مهم
precision
بسیار دقیق بودن
advanced
بسیار پیچیده و مشکل برای یادگیری
lot
بسیار
brilliant
بسیار درخشان
whisker
کریستال منفرد کوچک عدسی شکلی که استحکام یا استقامت ان به بیشترین مقداری که به صورت تئوریک قابل دستیابی است بسیار نزدیک است
fibre
فیبر نوری با قط ر بسیار کم
fibre
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fibres
فیبر نوری با قط ر بسیار کم
fibres
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
all
بسیار
all-
بسیار
frigid
بسیار سرد
fine
بسیار اماده
fine
کیفیت بسیار بالا و عالی
fined
بسیار اماده
fined
کیفیت بسیار بالا و عالی
finest
بسیار اماده
finest
کیفیت بسیار بالا و عالی
array
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
arrays
کامپیوتری که میتواند روی چندین آرایه دادهای همزمان کار کند و برای برنامههای محاسباتی ریاضی بسیار سریع استفاده میشود
countertenor
خوانندهای که صدای بسیار بلند وغیر عادی دارد
countertenors
خوانندهای که صدای بسیار بلند وغیر عادی دارد
desperate
بسیار سخت
desperate
بسیار بد
sadly
بسیار بد
extra
بسیار خیلی
extra-
بسیار خیلی
extras
بسیار خیلی
polygon
بسیار پهلو
polygons
بسیار پهلو
suite
مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
suites
مجموعهای از برنامه ها که ارتباط بسیار نزدیک با هم دارند
super-
کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
midget
ادم بسیار قد کوتاه
midgets
ادم بسیار قد کوتاه
interminably
بطور بسیار دراز
interminable
تمام نشدنی بسیار دراز
infinity
حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
glare
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glared
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
glares
انعکاس نور بسیار درخشان به ویژه روی صفحه نمایش VDU
automation
استفاده از ماشین هایی که دخالت افراد در آن بسیار کم است
expert
شخصی که درباره موضوعی بسیار می داند
experts
شخصی که درباره موضوعی بسیار می داند
pudding
زمین بسیار خیس
puddings
زمین بسیار خیس
regiment
گروه بسیار
regiments
گروه بسیار
galore
بسیار
superb
بسیار خوب
superbly
بسیار خوب
awfully
بسیار
parlous
بسیار
powerfully
بسیار
sorely
بسیار
polygraph
بسیار نویس
polygraph
صاحب تالیفات بسیار
polygraphs
بسیار نویس
polygraphs
صاحب تالیفات بسیار
outdistance
غلبه بر حریفان با برتری بسیار
outdistanced
غلبه بر حریفان با برتری بسیار
outdistances
غلبه بر حریفان با برتری بسیار
outdistancing
غلبه بر حریفان با برتری بسیار
wary
بسیار محتاط
overweening
بسیار مغرور
Other Matches
vlsi
مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
u.h.f.
بسامد بسیار بسیار زیاد
ultra high frequency
بسامد بسیار بسیار زیاد
cray
نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
quartz clock
بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art
بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
lousy
<adj.>
بسیار بد
rotten
<adj.>
بسیار بد
terrible
<adj.>
بسیار بد
awful
<adj.>
بسیار بد
detestable
بسیار بد
far and away
بسیار
very
بسیار
abundant
بسیار
ever so
بسیار
plenty
بسیار
immortally
بسیار
sopping
بسیار
lashongs
بسیار
longeval
بسیار زی
multiped
بسیار پا
mickle
بسیار
muckle
بسیار
not a lettle
بسیار
no end of
بسیار
oftentimes
بسیار
out and a way
بسیار
so mush
بسیار
precious
بسیار
numerous
بسیار
much
بسیار
many
بسیار
multiplicity
بسیار
by far
بسیار
thousand and one
بسیار
an abundance of
بسیار
unco
بسیار
beastby
بسیار
mickle or muckle
بسیار
very little
بسیار کم
overly
بسیار
far
بسیار
multifarious
بسیار
multitudes
گروه بسیار
abyss
بسیار عمیق
multitude
گروه بسیار
at a great rat
بسیار تند
ogygian
بسیار کهنه
abysses
بسیار عمیق
meticulosity
دقت بسیار
many books
کتابهای بسیار
many persons
مردمان بسیار
dateless
بسیار قدیم
addition resin
بسیار افزایشی
amazedly
باشگفت بسیار
inappreciable
نامحسوس بسیار کم
addition polymer
بسیار افزایشی
ambrosial
بسیار مطبوع
abysm
بسیار عمیق
at a premium
بسیار مطلوب
at full lick
بسیار تند
at railway speed
بسیار تند
infernality
زشتی بسیار
e. use ful
بسیار سودمند
d. stupid
بسیار کودن
deep read
بسیار خوانده
deluxe
بسیار زیبا
delightsome
بسیار دلپسند
dozens of girls
ذختران بسیار
dirt cheap
بسیار ارزان
diaphoresis
خوی بسیار
gelid
بسیار سرد
hairline rule
خط بسیار نازک
bulimy
حرص بسیار
corking
بسیار عالی
hunky dory
بسیار خوب
heart break
اندوه بسیار
high strung
بسیار حساس
heavy poll
ارا بسیار
elongated
بسیار بلندولاغر
the d. is in him
بسیار شروراست
thank you very much
بسیار ممنونم
supersubtlety
زرنگی بسیار
superheat
بسیار گرم
superfine
بسیار فریف
supereminent
بسیار بلند
sizzler
بسیار گرم
punctuality
دقت بسیار
primordiality
قدمت بسیار
prepotent
بسیار توانا
prepotency
نفوذ بسیار
precisionist
بسیار دقیق
precipitancy
تعجیل بسیار
precipitance
تعجیل بسیار
polystome
جانور بسیار
polystomatous
جانور بسیار
ultramodern
بسیار تازه
all right
<idiom>
بسیار خوب
daylights
بسیار ترسناک
clued-up
بسیار مطلع
cloying
بسیار احساساتی
wedded
بسیار علاقمند
squeaky clean
بسیار تمیز
overly
بسیار گرانه
multi-millionaires
بسیار ثروتمند
multi-millionaires
بسیار پولدار
multi-millionaire
بسیار ثروتمند
multi-millionaire
بسیار پولدار
low-rise
نه بسیار بلند
high-pitched
بسیار شیبدار
death traps
بسیار خطرناک
death trap
بسیار خطرناک
all-powerful
بسیار نیرومند
ad nauseam
بسیار زننده
polysemous
بسیار معنی
polysemia
بسیار معنایی
peracute
بسیار حاد
overripe
بسیار رسیده
overrefinement
تصفیه بسیار
oliguresis
پیشاب بسیار کم
v.l.f.
بسامد بسیار کم
of great importance
بسیار مهم
multivincular
بسیار پیوند
multitudinously
با گروه بسیار
multisonous
بسیار صدا
multisonant
بسیار صدا
multiform
بسیار شکل
multidentate
بسیار دندان
multangular
بسیار گوشه
much was said
بسیار چیزهاگفته شد
much rain
باران بسیار
peracute
بسیار سخت
perfervid
بسیار باحرارت
polyphonous
بسیار صدا
polyphonic
بسیار صدا
polyphagous
بسیار غذا
polyhistor
دانش بسیار
polyhistor
بسیار دانی
polygram
شکل بسیار خط
polygonal
بسیار پهلو
polygonal
بسیار گوشه
polychromic
بسیار رنگ
polychromatic
بسیار رنگ
pointdovice
بسیار درست
point device
بسیار درست
pleophagous
بسیار خوار
pianissimo
بسیار اهسته
much pleased
بسیار خوشتود
prodigy
بسیار زیرک
whacking
بسیار عظیم
priceless
بسیار گران
priceless
بسیار پر قیمت
primal
بسیار قدیمی
whackings
بسیار عظیم
prodigies
بسیار زیرک
ravenous
بسیار گرسنه
lots
بسیار فراوان
terrible
بسیار بد سهمناک
monstrosities
شرارت بسیار
herculean
بسیار دشوار
thoroughgoing
بسیار دقیق
tinier
بسیار کوچک
colossal
بسیار بزرگ
excessive
بسیار یا بزرگ
tiniest
بسیار کوچک
too expensive
<adj.>
بسیار گران
main
بسیار مهم
overpriced
<adj.>
بسیار گران
tiny
بسیار کوچک
devilish
بسیار بد اهریمنی
heartbreak
اندوه بسیار
crucial
بسیار سخت
primordial
بسیار کهن
stunning
بسیار خوب
be unable to say boo to a goose
بسیار ترسو
chasms
فرق بسیار
well-to-do
<idiom>
بسیار ثروتمند
chasm
فرق بسیار
dammit
فحش بسیار
damn
فحش بسیار
monstrosity
شرارت بسیار
crucially
بسیار سخت
nymph
زن بسیار زیبا
nymphs
زن بسیار زیبا
manifold
بسیار زیاد
my losses were great
بسیار زیان دیدم
ultra vires
بسیار عالی مقام
by the skin of one's teeth
<idiom>
باسود بسیار اندک
sharp set
گرسنه بسیار مشتاق
overheats
بسیار گرم شدن
v.h.f.
بسامد بسیار زیاد
s.h.f
بسامدهای فوق بسیار
fiends
ادم بسیار شریر
super high frequencies
بسامدهای فوق بسیار
fiend
ادم بسیار شریر
staple goods
کالای بسیار ضروری
profound scholars
دانشجویان بسیار دان
prepotence
نفوذ بسیار غلبه
stone ware
سفالینه بسیار سخت
stoneware
سفالینه بسیار سخت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com