English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 214 (3 milliseconds)
English Persian
excessive بسیار یا بزرگ
Search result with all words
infinity حجم بسیار بسیار بزرگ که از بیشترین حد تصور هم بزرگتر باشد
super بسیار خوب بزرگ اندازه
colossal بسیار بزرگ
ultra- در معنای بسیار بزرگ
cray نوعی کامپیوتر بسیار بزرگ شرکت سازنده کامپیوترهای بسیار بزرگ
cumulo nimbus ابرهای بسیار بزرگ متراکم که قسمتهای فوقانی انها به استراتوسفر میرسد
gigantic building ساختمان غول پیکر ساختمان بسیار بزرگ
leather back لاک پشت بسیار بزرگ دریایی که پوست کاسه اش مانندچرم است
megalopolis شهر بسیار بزرگ
very large data base پایگاه داده بسیار بزرگ
very large scale integration مجتمع سازی در مقیاس بسیار بزرگ
vlsi مجتمع سازی درمقیاس بسیار بزرگ تجمع مقیاس بسیار وسیع
biblical proportions به اندازه بسیار زیاد [بزرگ]
Other Matches
super- کامپیوتر main Frame بسیار قوی برای عملیات ریاضی بسیار سریع
ultra high frequency بسامد بسیار بسیار زیاد
u.h.f. بسامد بسیار بسیار زیاد
My grandparents are six feet under. <idiom> پدر بزرگ و مادر بزرگ من فوت و به خاک سپرده شده اند.
megalomania مرض بزرگ پنداری خویش جنون انجام کارهای بزرگ
macropterous دارای بالهای دراز یا بزرگ بزرگ بال
big game صید ماهیهای بزرگ حیوانات بزرگ شکاری
museum piece آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
fossil آدم پیر [پدر بزرگ ] [مادر بزرگ]
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
state-of-the-art بسیار پیشرفته یا از نظر تکنیکی بسیار پیشرفته
so large چندان بزرگ بقدری بزرگ
grandam مادر بزرگ ننه بزرگ
grandparents پدر بزرگ یا مادر بزرگ
grandparent پدر بزرگ یا مادر بزرگ
mickle بسیار
far and away بسیار
lashongs بسیار
overly بسیار
all بسیار
all- بسیار
mickle or muckle بسیار
abundant بسیار
muckle بسیار
not a lettle بسیار
ever so بسیار
desperate بسیار بد
sopping بسیار
out and a way بسیار
so mush بسیار
plenty بسیار
very little بسیار کم
lot بسیار
oftentimes بسیار
parlous بسیار
very بسیار
sadly بسیار بد
numerous بسیار
rotten <adj.> بسیار بد
galore بسیار
by far بسیار
precious بسیار
no end of بسیار
clinking بسیار
many بسیار
thousand and one بسیار
far بسیار
beastby بسیار
multiped بسیار پا
awfully بسیار
unco بسیار
seldom بسیار کم
immortally بسیار
powerfully بسیار
an abundance of بسیار
sorely بسیار
lousy <adj.> بسیار بد
multifarious بسیار
terrible <adj.> بسیار بد
awful <adj.> بسیار بد
detestable بسیار بد
much بسیار
longeval بسیار زی
multiplicity بسیار
superbly بسیار خوب
monstrosity شرارت بسیار
pianissimo بسیار اهسته
monstrosities شرارت بسیار
herculean بسیار دشوار
thoroughgoing بسیار دقیق
main بسیار مهم
pointdovice بسیار درست
point device بسیار درست
overrefinement تصفیه بسیار
gelid بسیار سرد
pleophagous بسیار خوار
regiment گروه بسیار
regiments گروه بسیار
multitudinously با گروه بسیار
multivincular بسیار پیوند
multisonous بسیار صدا
superb بسیار خوب
perfervid بسیار باحرارت
hairline rule خط بسیار نازک
high strung بسیار حساس
ogygian بسیار کهنه
overweening بسیار مغرور
thank you very much بسیار ممنونم
tiny بسیار کوچک
tiniest بسیار کوچک
tinier بسیار کوچک
of great importance بسیار مهم
heart break اندوه بسیار
terrible بسیار بد سهمناک
oliguresis پیشاب بسیار کم
hunky dory بسیار خوب
peracute بسیار سخت
peracute بسیار حاد
polygraph بسیار نویس
multocular بسیار چشم
infernality زشتی بسیار
wary بسیار محتاط
overripe بسیار رسیده
heavy poll ارا بسیار
multi-millionaires بسیار ثروتمند
ad nauseam بسیار زننده
heartbreak اندوه بسیار
sizzler بسیار گرم
primordial بسیار کهن
dammit فحش بسیار
damn فحش بسیار
bulimy حرص بسیار
devilish بسیار بد اهریمنی
supereminent بسیار بلند
all-powerful بسیار نیرومند
manifold بسیار زیاد
death trap بسیار خطرناک
multi-millionaires بسیار پولدار
multi-millionaire بسیار ثروتمند
multi-millionaire بسیار پولدار
low-rise نه بسیار بلند
punctuality دقت بسیار
nymph زن بسیار زیبا
nymphs زن بسیار زیبا
high-pitched بسیار شیبدار
death traps بسیار خطرناک
superfine بسیار فریف
superheat بسیار گرم
multitudes گروه بسیار
abyss بسیار عمیق
abysses بسیار عمیق
at a great rat بسیار تند
abysm بسیار عمیق
addition polymer بسیار افزایشی
addition resin بسیار افزایشی
amazedly باشگفت بسیار
ambrosial بسیار مطبوع
multitude گروه بسیار
crucially بسیار سخت
crucial بسیار سخت
v.l.f. بسامد بسیار کم
supersubtlety زرنگی بسیار
ultramodern بسیار تازه
at railway speed بسیار تند
chasm فرق بسیار
chasms فرق بسیار
stunning بسیار خوب
at full lick بسیار تند
at a premium بسیار مطلوب
the d. is in him بسیار شروراست
corking بسیار عالی
polychromatic بسیار رنگ
e. use ful بسیار سودمند
polystomatous جانور بسیار
polystome جانور بسیار
dozens of girls ذختران بسیار
precipitance تعجیل بسیار
dirt cheap بسیار ارزان
diaphoresis خوی بسیار
precipitancy تعجیل بسیار
precisionist بسیار دقیق
all right <idiom> بسیار خوب
polysemous بسیار معنی
polysemia بسیار معنایی
polychromic بسیار رنگ
polygonal بسیار گوشه
polygonal بسیار پهلو
polygram شکل بسیار خط
polyhistor بسیار دانی
polyhistor دانش بسیار
polyphagous بسیار غذا
polyphonic بسیار صدا
polyphonous بسیار صدا
deluxe بسیار زیبا
delightsome بسیار دلپسند
priceless بسیار پر قیمت
priceless بسیار گران
lots بسیار فراوان
primal بسیار قدیمی
wedded بسیار علاقمند
squeaky clean بسیار تمیز
ravenous بسیار گرسنه
prodigies بسیار زیرک
prodigy بسیار زیرک
cloying بسیار احساساتی
clued-up بسیار مطلع
daylights بسیار ترسناک
prepotency نفوذ بسیار
deep read بسیار خوانده
dateless بسیار قدیم
prepotent بسیار توانا
primordiality قدمت بسیار
d. stupid بسیار کودن
whacking بسیار عظیم
whackings بسیار عظیم
elongated بسیار بلندولاغر
overly بسیار گرانه
meticulosity دقت بسیار
primed بسیار مهم
prime بسیار مهم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com