English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
general mobilization بسیج عمومی
Search result with all words
demobilization رفع بسیج عمومی
demobilization بر طرف کردن حالت بسیج عمومی
m day روز اعلام بسیج عمومی
Other Matches
presidential call فرمان بسیج اعلام شده به وسیله رئیس جمهور بسیج اضطراری
mobilization base حداقل منابع لازم برای بسیج نیروهاپایگاه بسیج
mobilization reserves ذخیرههای مربوط به بسیج نیروها امادهای بسیج
general quarters اماده باش عمومی دریایی محلهای سکونت عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
common hardware ابزار و الات عمومی سخت ابزارهای عمومی
general porpose کارهای عمومی مصارف عمومی
general orders دستورات عمومی دستورالعملهای عمومی
mobilization بسیج
mobilisation بسیج
reserve mobilization بسیج احتیاطها
immobilises بی بسیج کردن
civilian preparedness for war بسیج غیرنظامیان
immobilised بی بسیج کردن
immobilising بی بسیج کردن
immobilize بی بسیج کردن
mobilization base مبنای بسیج
mobilization exercise تمرین بسیج
immobilized بی بسیج کردن
immobilizes بی بسیج کردن
immobilizing بی بسیج کردن
partial mobilization بسیج جزیی
m day روز بسیج
mobilizes بسیج کردن
mobilize بسیج کردن
mobilising بسیج کردن
mobilises بسیج کردن
mobilised بسیج کردن
mobilized بسیج کردن
full mobilization بسیج کامل
economic mobilization بسیج اقتصادی
mobilizing بسیج کردن
mobilization of savings بسیج پس انداز
mobilization بسیج کردن
mobilization exercise تمرین بسیج نیروها
recalls بسیج کردن قوا
recalled بسیج کردن قوا
recall بسیج کردن قوا
reserve mobilization بسیج نیروهای احتیاط
total mobilization بسیج کامل نیروها
emergency leave سطح امادلازم برای بسیج
force development برنامه تامین یا بسیج یکانها
economic mobilization بسیج منابع اقتصادی باصرفه
mobilization بسیج کردن تحرک دادن
assembly محل بسیج افراد احتیاط
battalia بسیج دستههای نظامی ونیروهای مسلح
m day force نیروهای تشکیل شونده درهنگام بسیج
mobilization به حرکت دراوردن تحرک بخشیدن بسیج احتیاط ها
demobilize ازحالت بسیج بیرون اوردن بحالت صلح دراوردن دموبیلیزه کردن
consolidated dining facility تاسیسات غذاخوری عمومی مجتمع غذاخوری عمومی
ready reserve ذخیره اماده ذخایر اماده احتیاط اماده برای بسیج یااستفاده
common carrier موسسه حمل و نقل عمومی شرکت حمل و نقل عمومی متصدی حمل و نقل
levy in mess نام نویسی از مردمان سالم برای جنگ بسیج مردمان سالم به طور اجباری
balanced mobilization بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
hackneyed عمومی
rife عمومی
common user عمومی
oecumenical عمومی
general porpose عمومی
ecumenic عمومی
outline خط عمومی
overt عمومی
widest عمومی
wide عمومی
outlined خط عمومی
common :عمومی
common عمومی
commoners :عمومی
commoners عمومی
universal عمومی
outlines خط عمومی
outlining خط عمومی
popular عمومی
generic عمومی
public عمومی
the public voice عمومی
wider عمومی
generals عمومی
general عمومی
commonest عمومی
commonest :عمومی
vogue عمومی ورایج
alameda گردشگاه عمومی
cameralistic science مالیه عمومی
general plan نقشه عمومی
counsel for the crown وکیل عمومی
general meeting گردهمایی عمومی
general intelligence هوش عمومی
central war جنگ عمومی
general paralysis فلج عمومی
general meeting جلسه عمومی
general outpost پاسدار عمومی
general damage خسارت عمومی
general outpatient clinic درمانگاه عمومی
general paresis فلج عمومی
consolidated annuities دیون عمومی
comulative action اثر عمومی
common user items اقلام عمومی
general message پیام عمومی
common user خدمات عمومی
general meeting مجمع عمومی
checkup معاینه عمومی
collective call sign معرف عمومی
encyclic عمومی دوری
folkway طرزفکر عمومی
folkway احساسات عمومی
prosecture وکیل عمومی
general concepts تدبیر عمومی
fourth estate مطبوعات عمومی
general cargo بار عمومی
general assembly مجمع عمومی
general amnesty عفو عمومی
general allotment اختصاصات عمومی
general act سند عمومی
general ability توانایی عمومی
common purse وجوه عمومی
common parts قطعات عمومی
general grant کمک عمومی
general factor عامل عمومی
common grid شبکه عمومی
common hardware قطعات عمومی
common items قطعات عمومی
common labour کارگر عمومی
common language زبان عمومی
common nuisance اضرار عمومی
general equilibrium تعادل عمومی
general education اموزش عمومی
general depot امادگاه عمومی
general depot انبار عمومی
g/a خسارت عمومی
public property مال عمومی
public servant مستخدم عمومی
public services خدمات عمومی
public utilities تسهیلات عمومی
public warehouse انبار عمومی
quasi public نیمه عمومی
reason of state مصالح عمومی
state property اموال عمومی
public policy سیاست عمومی
public library کتابخانه عمومی
public network شبکه عمومی
public order نظم عمومی
public ownership مالکیت عمومی
public place محل عمومی
public place مکان عمومی
records depository بایگانی عمومی
respublica رفاه عمومی
baths استخر عمومی
public baths استخر عمومی
rule of thumb قانون عمومی
social good کالاهای عمومی
suffrage universal حق رای عمومی
GHQ ستاد عمومی
general requirements نیازهای عمومی
bath-house حمام عمومی
public law حقوق عمومی
public information اطلاعات عمومی
general theory نظریه عمومی
general welfare رفاه عمومی
public welfare رفاه عمومی
in the sight of the public در انظار عمومی
mass poverty فقر عمومی
mintster of public works وزیرکارهای عمومی
official submission مناقصه عمومی
open court محکمه عمومی
overhead costs هزینههای عمومی
general tariff تعرفه عمومی
general support پشتیبانی عمومی
general psychology روانشناسی عمومی
general quarters اسایشگاههای عمومی
general register ثبات عمومی
general relativity نسبیت عمومی
general reserve احتیاط عمومی
general staff ستاد عمومی
general stock سهام عمومی
general supplies تدارکات عمومی
general supplies اماد عمومی
pissoir مستراح عمومی
plaza میدان عمومی
public enterprises موسسات عمومی
public expenditures مخارج عمومی
public facilities تسهیلات عمومی
public finance مالیه عمومی
public goods کالاهای عمومی
public image تصور عمومی
public institutions موسسات عمومی
public interest منافع عمومی
public interest نفع عمومی
public domain خط مشی عمومی
public deposits سپردههای عمومی
potlatch جشن عمومی
public a وکیل عمومی
public affairs روابط عمومی
public amnsement نمایشگاه عمومی
public benefits منافع عمومی
public borrowing استقراض عمومی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com