English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (9 milliseconds)
English Persian
supererogation بس پردازی
Search result with all words
setting گیرش صحنه پردازی
settings گیرش صحنه پردازی
oratory فن خطابه سخن پردازی
yarn افسانه پردازی کردن
yarns افسانه پردازی کردن
naturalism طبیعت پردازی
symbolised نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolises نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolising نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolize نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolized نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolizes نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
symbolizing نشان پردازی کردن نماپردازی کردن
phraseology عبارت پردازی
data processing داده پردازی
locution سبک عبارت پردازی
locutions سبک عبارت پردازی
symbolism نشان پردازی
verbiage درازگویی سخن پردازی
reminiscence خاطره پردازی
reminiscences خاطره پردازی
bribe رشوه پردازی پرداخت نامشروع
bribed رشوه پردازی پرداخت نامشروع
bribes رشوه پردازی پرداخت نامشروع
bribing رشوه پردازی پرداخت نامشروع
batch processing دسته پردازی
businedd data processing داده پردازی تجاری
business data processing داده پردازی تجاری
call processing فراخوان پردازی
circumstantiality حاشیه پردازی
crystal pulling بلور پردازی
data processing center مرکز داده پردازی
data processing center مرکزداده پردازی
distributed data processing داده پردازی توزیعی
document processing متن پردازی
dp داده پردازی
dp manager مدیر داده پردازی
edp manager مدیرداده پردازی الکترونیکی
endocathection به خود پردازی
exocathection برون پردازی
file processing پرونده پردازی
fullwrite professional یک برنامه جدید واژه پردازی برای کامپیوتر مکینتاش که متن را با نمودارهای متمایل به مقصود کاملا" عجین میکند
hypergnosia نکته پردازی بیمارگون
hypergnosis نکته پردازی بیمارگون
ideation اندیشه پردازی
image processing تصویر پردازی
indemnification تاوان پردازی جبران زیان
list processing لیست پردازی
list processing langauge زبان لیست پردازی
logomachy بازی واژه پردازی
multiprocessing چند پردازی
multiprocessing system سیستم چند پردازی
phraseologically ازروی قاعده عبارت سازی به ایین سخن پردازی ازروی قاعده انشا
post processing پس پردازی
preprocessing پیش پردازی
priority processing اولویت پردازی
pseudologia fantastica دروغ پردازی
rated through put ماکزیمم توان عملیاتی ممکن برای یک دستگاه داده پردازی
remote batch processing پردازش دستهای از راه دور دسته پردازی از راه دور
rhythmization نواخت پردازی
scientific data processing داده پردازی علمی
supererogatory وابسته به بس پردازی
symbolization نماد پردازی
teleprocessing دور پردازی
theorization نظریه پردازی
versification شاعری قافیه پردازی
wordprocessing program برنامه واژه پردازی
fantasised وهم پردازی کردن
fantasises وهم پردازی کردن
fantasising وهم پردازی کردن
fantasize وهم پردازی کردن
fantasized وهم پردازی کردن
fantasizes وهم پردازی کردن
fantasizing وهم پردازی کردن
She takes great care of her appearance خیلی بسرو وضع خود می پردازی
Verbosity. Rhetoric. عبارت پردازی
head in the clouds <idiom> رویا پردازی
Synectics بدیعه پردازی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com