Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
nomadically
بشیوه صحرا گردان و چادرنشینان
Other Matches
provincially
بشیوه ولایتی
monastically
بشیوه راهبان
orientally
بشیوه خاوریان
pharisaically
بشیوه فریسیان
orthodoxly
بشیوه کلیسای خاور
occidentally
در باختر بشیوه باختریان
monological
وابسته بشیوه تنهاسخن گویی
elocutionary
وابسته بشیوه سخنوری مربوط بحسن تقریر
seabee
گردان ساختمان دریایی گردان مهندسی دریایی مخصوص ساختن پایگاه ولنگرگاه یکان استحکامات دریایی
field
صحرا
afield
در صحرا
fields
صحرا
fielded
صحرا
field buying
خرید در صحرا
field maintenance
نگهداری در صحرا
wild land
صحرا بیابان
champaign
جلگه صحرا
field work
کار در صحرا
desert
دشت صحرا
deserting
دشت صحرا
deserts
دشت صحرا
fields
میدان رزم صحرا
fielded
میدان رزم صحرا
fielded
بمیدان یا صحرا رفتن
field
میدان رزم صحرا
field
بمیدان یا صحرا رفتن
fields
بمیدان یا صحرا رفتن
field operating
عمل کننده در صحرا
wildernesses
صحرا سرزمین نامسکون و رام نشده
wilderness
صحرا سرزمین نامسکون و رام نشده
fielder
بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
walkabouts
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
field stockade
کالاهای انبار شده در صحرا یا میدان جنگ
shinny
نوعی بازی هاکی غیررسمی در صحرا و بیابان
field expedient
روشهای اضطراری اخراجات در صحرا تدابیر صحرایی
walkabout
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
construction batalion
گردان مهندسی ساختمان گردان ساختمان
field buying
خرید کردن در صحرا خرید محلی
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
swing doors
در گردان
rambler
سر گردان
ramblers
سر گردان
battalion
گردان
battalions
گردان
swing bridge
پل گردان
versatile
گردان
swing door
در گردان
pivoting
گردان
rotary
گردان
turnstiles
گردان در
turnstile
گردان در
sq
گردان
revolving
گردان
levorotatory
چپ گردان
levogyrous
چپ گردان
winch
گردان
winches
گردان
doubled edge
لب گردان
winched
گردان
winching
گردان
field storage
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
rotary converter
مبدل گردان
revolving kiln
کوره گردان
revolving fund
تنخواه گردان
roll over credit
اعتبار گردان
imprest
تنخواه گردان
rotary converter
تبدیل گر گردان
rotary beam antenna
انتن گردان
rotary kiln
کوره گردان
revolving credit
اعتبار گردان
merry go round
چرخ گردان
pivoted lever
اهرم گردان
pivoting window
پنجره گردان
moving magnet
اهنربای گردان
revolving crane
جرثقیل گردان
moving coil
قاب گردان
portable lamp
چراغ گردان
portable pump
پمپ گردان
propeller fan
پروانه گردان
rotary crane
جراثقال گردان
rotary switch
کلید گردان
quizmaster
آزمونچه گردان
psychedelic
روان گردان
vizor
افتاب گردان
visorless
بی افتاب گردان
vent wing
پنجره گردان
variable capacitor
خازن گردان
turnsole
گل افتاب گردان
turnable foot bridge
پل پیاده رو گردان
swivel vise
گیره گردان
quizmaster
آزمون گردان
quizmasters
آزمونچه گردان
curved design
نماد گردان
He turned away from his wife .
از همسرش رو گردان شد
quizmasters
آزمون گردان
swivel knee
زانویی گردان
swivel joint
مفصل گردان
swivel block
قرقره گردان
rotary table
میز گردان
rotary shear
قیچی گردان
rotary selector
سلکتور گردان
rotary pump
پمپ گردان
rotary klin
کوره گردان
rotary furnace
کوره گردان
rotary drum
طبلک گردان
rotary discharger
تخلیه گر گردان
rotary type regulator
رگولاتورنوع گردان
rotary wing
بال گردان
swinging derrick
دریک گردان
swing gates
دریچههای گردان
swing bucket
جراثقال گردان
star handle
دستگیره گردان
smoke jack
سیخ گردان
slewing crane
جراثقال گردان
separate battalion
گردان مستقل
selector switch
کلید گردان
rotating field
میدان گردان
rotary current
جریان گردان
spindle
میله گردان
tape drive
نوار گردان
swivels
مفصل گردان
swivels
حلقه گردان
swivelled
مفصل گردان
swivelled
حلقه گردان
tape drives
نوار گردان
manipulator
تعزیه گردان
battalion commander
فرمانده گردان
barysphere
گردان سپهر
artillery battalion
گردان توپخانه
visors
افتاب گردان
visor
افتاب گردان
rotors
چرخ گردان
rotor
چرخ گردان
swivel
حلقه گردان
swivel
مفصل گردان
treadmills
نوار گردان
pivoted
پاشنه گردان
pivot
پاشنه گردان
working capital
تنخواه گردان
selectors
کلید گردان
selector
کلید گردان
knobs
تکمه گردان
knob
تکمه گردان
spindles
میله گردان
pivots
پاشنه گردان
turret
برج گردان
treadmill
نوار گردان
daisy
گل افتاب گردان
daisies
گل افتاب گردان
sunshades
افتاب گردان
sunshade
افتاب گردان
sunflowers
گل افتاب گردان
sunflower
گل افتاب گردان
turrets
برج گردان
flexible drive tool
ابزار گردان
dextrogyrous
راست گردان
circulation pump
پمپ گردان
engineer battalion
گردان مهندسی
visard
افتاب گردان
centrosphere
گردان سپهر
dextrorotatory
راست گردان
helianthus
گل افتاب گردان
ervolving credit
اعتبار گردان
cylinderical rotary valve
شیر گردان
engineer battalion
گردان مهندس
cd rom disk drive
دیسک گردان سی دی- رام
physical drive
دیسک گردان فیزیکی
rotary wing
هواپیمای بال گردان
dial feed press
پرس میزی گردان
office swivel chair
صندلی گردان اداری
regiment
گردان در ارتش انگلیس
supinator muscle
عضله برون گردان
endless screw
پیچ دندانه گردان
rotary type regulator
تنظیم کننده گردان
regiments
گردان در ارتش انگلیس
moving magnet galvanometer
گالوانومتر اهنربای گردان
psychedelic
داروی روان گردان
wilder
سر گردان و اواره بودن
winchester drive
دیسک گردان وینچستر
half height drive
نیم گردان دیسک
cash items
اسناد تنخواه گردان
bogie hearth furnce
کوره حرارتی گردان
battalion landing team
تیم ساحلی گردان
latch for pivoting windows
چفت پنجره گردان
amphibious squadron
گردان عملیات اب خاکی
drive designator
پارامتر دیسک گردان
aerial port squadron
گردان بارانداز هوایی
rotary heat furnace
کوره با اتشدان گردان
rotary phase converter
تبدیل گر فاز گردان
dragon
گردان سوار اسبی
rotary spark gap
دهانه جرقه گردان
dragons
گردان سوار اسبی
psychotropic drugs
داروهای روان گردان
cutter
دندانه گردان عاج سوهان
cutters
دندانه گردان عاج سوهان
cyclostome
جانور از راسته دهان گردان
heliotrope
گل افتاب گردان ارغوانی روشن
bushing
عایق غلاف حیله گردان
tower crane
جراثقال گردان اطاق دار
moving coil measuring mechanism
مکانیزم سنجش قاب گردان
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com