Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (11 milliseconds)
English
Persian
falsely
<adv.>
بصورت اشتباه
faultily
<adv.>
بصورت اشتباه
incorrectly
<adv.>
بصورت اشتباه
phonily
<adv.>
بصورت اشتباه
wrongly
<adv.>
بصورت اشتباه
by mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
by a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
as a result of a mistake
<adv.>
بصورت اشتباه
by accident
<adv.>
بصورت اشتباه
inadvertently
<adv.>
بصورت اشتباه
unintentionally
<adv.>
بصورت اشتباه
spuriously
<adv.>
بصورت اشتباه
Other Matches
range error
اشتباه در تخمین دریایی اشتباه بردی اشتباه برد
glitches
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
glitch
یک اشتباه کوچک که باعث ایجاد اشتباه در انتقال اطلاعات میشود
out of place
<idiom>
درجایی اشتباه ،درزمان اشتباه بودن
I consider that a mistake.
[I regard that as a mistake.]
این به نظر من اشتباه است.
[این را من اشتباه بحساب می آورم.]
picker
دلال و واسطه فرش
[بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
terrtorialize
محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
saddle bag
خورجین
[اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
variable stroke
پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
peach design
نقش هلو
[این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
vitrify
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
datum error
اشتباه سطح مبنای ارتفاع اشتباه سطح مبنای اب دریا
delivery error
اشتباه پرتاب اشتباه در سیستم پرتاب
malthusian law of population
نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
star design
طرح ستاره ای شکل
[این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
pomegrenate design
طرح گل اناری
[این طرح در گل های شاه عباسی فرش ایران، در فرش های چینی بصورت درخت انار و در فرش های ترکستان و قفقاز بصورت میوه انار به همراه شاخ و برگ استفاده می شود.]
peacock
طرح طاووس
[این طرح در فرش های ایرانی، چینی، مغولی، قفقازی و ترکیه بصورت های متفاوت بکار می رود. در فرش چین گاه در کل متن و گاه در فرش ایران و قفقاز بصورت نمادی کوچک در گوشه و کنار فرش بافت می شود.]
floundering
اشتباه
flounder
اشتباه
mistakes
اشتباه
error
اشتباه
floundered
اشتباه
lap sus
اشتباه
faults
اشتباه
faulted
اشتباه
fault
اشتباه
goof
اشتباه
goofed
اشتباه
goofs
اشتباه
jeofail
اشتباه
wrong
اشتباه
in error
<adj.>
اشتباه
false
<adj.>
اشتباه
mistake
اشتباه
wrongs
اشتباه
wronging
اشتباه
goofing
اشتباه
flounders
اشتباه
clanger
اشتباه
barratry
اشتباه
mix-up
اشتباه
trip
اشتباه
tripped
اشتباه
errancy
اشتباه
trips
اشتباه
fumbles
اشتباه
fumbled
اشتباه
fallacy
اشتباه
fumble
اشتباه
mistakenness
اشتباه
fallacies
اشتباه
snafu
اشتباه
overseen
در اشتباه
errors
اشتباه
mix up
اشتباه
mistaking
اشتباه
inerrant
بی اشتباه
faux pas
اشتباه
incorrectness
اشتباه
mix-ups
اشتباه
to put one in the wrong
اشتباه
discrepancy
اشتباه
blunders
اشتباه بزرگ
typing error
اشتباه تایپی
systematic error
اشتباه سیستماتیک
blundering
اشتباه کردن
blundering
اشتباه لپی
syntax error
اشتباه ترکیبی
you are mistaken
در اشتباه هستید
misconstruing
اشتباه کردن
blundering
اشتباه بزرگ
blundered
اشتباه لپی
blundered
اشتباه بزرگ
misconstrues
اشتباه کردن
typo
اشتباه تایپی
goofs
اشتباه کردن
to set
از اشتباه دراوردن
slip-up
اشتباه کردن
slip-ups
اشتباه کردن
probable error
اشتباه احتمالی
parachronism
اشتباه تاریخی
slip up
اشتباه کردن
mistook
اشتباه کردن
blunders
اشتباه کردن
blunders
اشتباه لپی
unmistakable
خالی از اشتباه
to make an error
اشتباه کردن
to make a mistake
اشتباه کردن
miswrite
اشتباه نوشتن
professional misconduct
اشتباه حرفهای
to put wise
از اشتباه دراوردن
disabusing
از اشتباه دراوردن
off the beam
<idiom>
اشتباه ،خطا
bloomer
اشتباه احمقانه
trip up
<idiom>
اشتباه کردن
make a mistake
<idiom>
اشتباه کردن
miscalculations
محاسبه اشتباه
misplay
بازی اشتباه
miscalculation
محاسبه اشتباه
misguidely
از روی اشتباه
miscue
اشتباه کردن
oversight
اشتباه نظری
oversights
اشتباه نظری
blunder
اشتباه بزرگ
to read wrong
اشتباه
[ی]
خواندن
mils trip
اشتباه میلیمی
metachronism
اشتباه تاریخی
misprints
اشتباه چاپی
misprint
اشتباه چاپی
misstep
اشتباه درقضاوت
blunder
اشتباه لپی
disabuses
از اشتباه دراوردن
disabused
از اشتباه دراوردن
disabuse
از اشتباه دراوردن
mistakenness
در اشتباه بودن
mistaken party
اشتباه کننده
inadvertently
<adv.>
بطور اشتباه
misconstrued
اشتباه کردن
misconstrue
اشتباه کردن
to goof up
[American E]
اشتباه کردن
I made a mistake . I was wrong.
من اشتباه کردم
mistake of law
اشتباه حکمی
blunder
اشتباه کردن
slip of the tongue
<idiom>
اشتباه لپی
mistake of fact
اشتباه موضوعی
mistakable
قابل اشتباه
malentendu
اشتباه فهمیدن
goofing
اشتباه کردن
blaming
اشتباه گناه
absolute error
اشتباه مطلق
blooper
اشتباه احمقانه
blunderingly
ازروی اشتباه
boner
اشتباه مضحک
boo boo
اشتباه کاری
flub
اشتباه احمقانه
fumbles
اشتباه کردن
by mistake
<adv.>
بطور اشتباه
mistaken
اشتباه کرده
phonily
<adv.>
بطور اشتباه
blames
اشتباه گناه
blamed
اشتباه گناه
blame
اشتباه گناه
mistakes
اشتباه کردن
bedlam
اشتباه شدید
mistaking
اشتباه کردن
unerring
اشتباه نشدنی
fumbled
اشتباه کردن
by a mistake
<adv.>
بطور اشتباه
slips
اشتباه کردن
slips
اشتباه لیزی
slipped
اشتباه کردن
slipped
اشتباه لیزی
slip
اشتباه کردن
slip
اشتباه لیزی
deflection error
اشتباه انحراف
deflection error
اشتباه سمتی
fallible
اشتباه کننده
deflection error
اشتباه سمت
fumble
اشتباه کردن
as a result of a mistake
<adv.>
بطور اشتباه
by accident
<adv.>
بطور اشتباه
unintentionally
<adv.>
بطور اشتباه
spuriously
<adv.>
بطور اشتباه
dispersion error
اشتباه پراکندگی
delivery error
اشتباه در تیراندازی
computational
اشتباه در محاسبه
dead shot
تیر اشتباه
bungler
اشتباه کار
goofed
اشتباه کردن
inaccuracies
اشتباه غلط
inaccuracies
خطا یا اشتباه
inaccuracy
اشتباه غلط
erroneous
غلط اشتباه
inaccuracy
خطا یا اشتباه
mistake
اشتباه کردن
peccadillos
اشتباه کوچک
miscarriage of justice
اشتباه قضایی
peccadilloes
اشتباه کوچک
miscarriages of justice
اشتباه قضایی
goof
اشتباه کردن
fault
تقصیر اشتباه
faulted
تقصیر اشتباه
faults
تقصیر اشتباه
lapsus memoriac
اشتباه یا لغزش
lapsus linguac
اشتباه لپی
falsely
<adv.>
بطور اشتباه
peccant
اشتباه کار
incorrectly
<adv.>
بطور اشتباه
wrongly
<adv.>
بطور اشتباه
faultily
<adv.>
بطور اشتباه
peccadillo
اشتباه کوچک
bunglers
اشتباه کار
blundered
اشتباه کردن
bobble
اشتباه کاری لغزش
wrongheaded
مصر در اشتباه خود
you are mistaken
اشتباه کرده اید
miscalculate
اشتباه حساب کردن
bobble
پی درپی اشتباه کردن
in the wrong
<idiom>
اشتباه ،درستی حقیقت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com