English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
formularize بصورت فرمول دراوردن
formulize بصورت فرمول دراوردن
Other Matches
volume بصورت مجلد دراوردن
alcoholize بصورت الکل دراوردن
Americanises بصورت امریکایی دراوردن
pulp بصورت تفاله دراوردن
traditionalize بصورت سنت دراوردن
triturate بصورت پودر دراوردن
carbonate بصورت کربن دراوردن
carbonate بصورت ذغال دراوردن
actualization بصورت مسلم دراوردن
spheres بصورت کره دراوردن
sphere بصورت کره دراوردن
volumes بصورت مجلد دراوردن
Americanized بصورت امریکایی دراوردن
fictionalises بصورت افسانه دراوردن
fictionalised بصورت داستان دراوردن
fictionalised بصورت افسانه دراوردن
Americanize بصورت امریکایی دراوردن
Americanising بصورت امریکایی دراوردن
traditionalize بصورت حدیث دراوردن
liquidized بصورت مایع دراوردن
imperialize بصورت امپراطوری دراوردن
band بصورت نوار دراوردن
liquidating بصورت نقدینه دراوردن
codifying بصورت رمز دراوردن
pound بصورت گرد دراوردن
codify بصورت رمز دراوردن
codifies بصورت رمز دراوردن
pounded بصورت گرد دراوردن
pounding بصورت گرد دراوردن
pounds بصورت گرد دراوردن
democratize بصورت دموکراسی دراوردن
liquidates بصورت نقدینه دراوردن
liquidated بصورت نقدینه دراوردن
bands بصورت نوار دراوردن
gasify بصورت گاز دراوردن
Americanised بصورت امریکایی دراوردن
fictionize بصورت داستان دراوردن
fictionize بصورت افسانه دراوردن
symbol بصورت سمبل دراوردن
femalize بصورت مونث دراوردن
liquidate بصورت نقدینه دراوردن
echellon بصورت پلکان دراوردن
fictionalising بصورت افسانه دراوردن
fictionalizes بصورت افسانه دراوردن
regimentation بصورت هنگ دراوردن
encapsulating بصورت کپسول دراوردن
encapsulates بصورت کپسول دراوردن
liquidised بصورت مایع دراوردن
encapsulate بصورت کپسول دراوردن
liquidises بصورت مایع دراوردن
enacts بصورت قانون دراوردن
enacting بصورت قانون دراوردن
linearize بصورت طولی دراوردن
enacted بصورت قانون دراوردن
enact بصورت قانون دراوردن
liquidising بصورت مایع دراوردن
liquidize بصورت مایع دراوردن
liquidizes بصورت مایع دراوردن
liquidizing بصورت مایع دراوردن
Americanizes بصورت امریکایی دراوردن
palletetisation بصورت پالت دراوردن
Americanizing بصورت امریکایی دراوردن
insulate بصورت جزیره دراوردن
fictionalising بصورت داستان دراوردن
fictionalize بصورت افسانه دراوردن
orchestrate بصورت ارکست دراوردن
orchestrated بصورت ارکست دراوردن
orchestrates بصورت ارکست دراوردن
fictionalises بصورت داستان دراوردن
orchestrating بصورت ارکست دراوردن
fictionalize بصورت داستان دراوردن
fictionalized بصورت افسانه دراوردن
fictionalized بصورت داستان دراوردن
insulates بصورت جزیره دراوردن
insulating بصورت جزیره دراوردن
fictionalizing بصورت داستان دراوردن
fictionalizing بصورت افسانه دراوردن
fictionalizes بصورت داستان دراوردن
solate بصورت محلول دراوردن
powdering گردمالیدن بصورت گرد دراوردن
enisle بصورت جزیره دراوردن جداکردن
rand بصورت نوار یا تسمه دراوردن
normalizes بصورت عادی و معمولی دراوردن
mythicize بصورت افسانه یا اسطوره دراوردن
monumentalize بصورت یاد بود دراوردن
normalised بصورت عادی و معمولی دراوردن
caseate بصورت پنیری دراوردن بستن
unitize بصورت یک واحد یایگان دراوردن
powders گردمالیدن بصورت گرد دراوردن
powder گردمالیدن بصورت گرد دراوردن
normalises بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalising بصورت عادی و معمولی دراوردن
normalize بصورت عادی و معمولی دراوردن
triangulate سه گوش کردن بصورت مثلث دراوردن
spread eagle چاخان بصورت بال گسترده دراوردن
tessellate بصورت سنگهای چهارگوش کوچک دراوردن
bundles بصورت گره دراوردن بقچه بستن
squads دسته بصورت جوخه یادسته دراوردن
bundle بصورت گره دراوردن بقچه بستن
sheave دسته کردن بصورت بافه دراوردن
containerisation بصورت کانتینر دراوردن درکانتینر گذاشتن
bundling بصورت گره دراوردن بقچه بستن
squad دسته بصورت جوخه یادسته دراوردن
prill بصورت کپسول دراوردن سیال وجاری ساختن
script حروف الفبا بصورت متن نمایشنامه دراوردن
reify بصورت شیی یا ماده دراوردن جسمیت دادن به
formulism رعایت کامل فرمول یا قاعده فرمول دوستی
socialize بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
socialised بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
meters اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metres اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
socialising بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
meter اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
socialized بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
socializes بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
socializing بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
socialises بکارهای اجتماعی تخصیص دادن بصورت سوسیالیستی دراوردن
metre اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
literalize بصورت تحت اللفظی دراوردن لفظ بلفظ معنی کردن
quantize با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن
formulization فرمول بندی فرمول سازی
schematize بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
code قانون بصورت رمز دراوردن مجموعه قانون تهیه کردن
formulae الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulas الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
commercialize بصورت تجارتی دراوردن جنبه تجارتی دادن به
tool دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
romanticizing بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticises بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticising بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticize بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticized بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticizes بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
romanticised بصورت خیالی دراوردن داستان خیالی نوشتن
automates بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automating بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automate بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automated بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
picker دلال و واسطه فرش [بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
isomerous هم فرمول
formulas فرمول
formula فرمول
isomer هم فرمول
frame فرمول
equations فرمول
formulae فرمول
equation فرمول
string formula فرمول رشتهای
structural formula فرمول ساختاری
perspective formula فرمول تجسمی
taylor formula فرمول تیلور
structural formula فرمول گسترده
projection formula فرمول تصویری
constitutional formula فرمول ساختاری
empirical formula فرمول خام
empirical formula فرمول ساده
emprical formula فرمول تجربی
electronic formula فرمول الکترونی
formularization فرمول سازی
wedge formula فرمول گوهای
formulism قاعده فرمول)
molecular formula فرمول مولکولی
mil formula فرمول میلیم
dispersion formula فرمول پاشندگی
expressions فرمول یا رابط ه ریاضی
formulated فرمول بندی کردن
formulates فرمول بندی کردن
expression فرمول یا رابط ه ریاضی
reformulation فرمول بندی تازه
refomulate از نو فرمول بندی کردن
formulating فرمول بندی کردن
formulate فرمول بندی کردن
condensed structural formula فرمول ساختاری فشرده
formulaic مثل یا وابسته به فرمول
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
spearman brown prophecy formula فرمول پیشگویی اسپیرمن-براون
DDT حشرهکش نیرومندی به فرمول 3CHCCl
cyphers فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
cipher فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
ciphers فرمول تبدیل متن به حالت رمزی
saddle bag خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
variable stroke پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
compacted فرمول کاهش حجم لازم برای یک متن
compacts فرمول کاهش حجم لازم برای یک متن
compacting فرمول کاهش حجم لازم برای یک متن
formulation تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
compact فرمول کاهش حجم لازم برای یک متن
scaling law فرمول محاسله بازده بمب اتمی در هر فاصله
peach design نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
hidden فرمول ریاضی که خط وط پنهان را از تصویر دو بعدی شی D پاک میکند
function فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
functioned فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
functions فرمول ریاضی که یک نتیجه در آن بستگی به اعداد دیگری دارد
Gothick [استفاده مجدد از فرمول های گوتیک در قرن هجدهم] [معماری]
vitrify بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
curve fitting روش ریاضی برای پیدا کردن یک فرمول که نمایشگرمجموعهای از نقاط داده میباشد
malthusian law of population نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
star design طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com