English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
triturable بصورت پودر در اوردنی ساییدنی
Other Matches
triturate بصورت پودر دراوردن
vaporizer بصورت پودر یاذرات ریز دراورنده
impotable اوردنی
get at able بدست اوردنی
inflictable وارد اوردنی
on the map بحساب اوردنی
sustainable تاب اوردنی
soundable بصدا در اوردنی
get table بدست اوردنی
procurable بدست اوردنی
obtainable بدست اوردنی
attainable بدست اوردنی
age hardenable عمل اوردنی
acquirable بدست اوردنی
supportable حمایت کردنی تاب اوردنی
picker دلال و واسطه فرش [بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
terrtorialize محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
flour پودر
powder پودر
powders پودر
powdering پودر
whiting پودر گچ
face powder پودر بزک
lime powder پودر اهک
chilli powder پودر فلفل
face powder پودر صورت
halazone پودر هالوژن
powdered گرد پودر
pulverizable پودر شدنی
powders پودر صورت
french chalk پودر خشک کن
pestle پودر ساختن
face powders پودر صورت
gas tank پودر بنزین
powdered lime پودر اهک
puff box پودر دان
powder box جای پودر
pulverable پودر شدنی
powdery پودر مانند
pestles پودر ساختن
powder box پودر دان
face powders پودر بزک
pulverization پودر سازی
toothpowder پودر دندان
cake mix پودر کیک
talcum powder پودر طلق
talcum powder پودر تالک
toothpowders پودر دندان
cayenne pepper پودر فلفلقرمز
carburization پودر شدگی
bleaching powder پودر کلر
powder پودر صورت
powder پودر زدن به
powdering پودر زدن به
baking powder پودر خمیرمایه
powdering پودر صورت
to powder the hair پودر به مد یا بسرزدن
powders پودر زدن به
asphalt power پودر اسفالت
pulverizer پودر ساز
trituration پودر سازی
saddle bag خورجین [اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
atomizer پودر کننده افشانگ
atomisers پودر کننده افشانگ
chalks پودر گچی خط کشی
pulverizer دستگاه پودر کننده
chalking پودر گچی خط کشی
atomizers پودر کننده افشانگ
chalked پودر گچی خط کشی
powder puff اسباب پودر زنی
powder puffs اسباب پودر زنی
pulverizable قابل تبدیل به پودر
pulverable قابل تبدیل به پودر
powdered lime اهک پودر شده
chalk پودر گچی خط کشی
emery powder پودر سنگ سنباده
variable stroke پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
blueing پودر ابی رنگ رختشویی
thermit مخلوط پودر الومینیم و اکسیداهن
flour ارد کردن پودر شدن
bluing پودر ابی رنگ رختشویی
peach design نقش هلو [این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
samaria پودر زرد کمرنگی بفرمول 3O 2sm
vitrify بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
atomizing تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomised تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomises تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomising تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomize تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomized تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
atomizes تبدیل به پودر کردن مرکب از اتم یا ذرات ریزکردن
bleaching materiel پودر شستشو برای رفع الودگی عوامل شیمیایی
malthusian law of population نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
star design طرح ستاره ای شکل [این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
sea marker نوعی رنگ یا پودر رنگی که برای علامت گذاری اب دریا به کار می رود
pomegrenate design طرح گل اناری [این طرح در گل های شاه عباسی فرش ایران، در فرش های چینی بصورت درخت انار و در فرش های ترکستان و قفقاز بصورت میوه انار به همراه شاخ و برگ استفاده می شود.]
peacock طرح طاووس [این طرح در فرش های ایرانی، چینی، مغولی، قفقازی و ترکیه بصورت های متفاوت بکار می رود. در فرش چین گاه در کل متن و گاه در فرش ایران و قفقاز بصورت نمادی کوچک در گوشه و کنار فرش بافت می شود.]
torpex نوعی مواد منفجره که ازمخلوط تی ان تی و سیکلونیت و پودر الومینیوم تشکیل میشود و معمولا در اژدرهای دریایی و مین و بمبهای زیرابی به کار می رود
atomizes پودر کردن اتمیزه کردن
atomizing پودر کردن اتمیزه کردن
atomized پودر کردن اتمیزه کردن
atomize پودر کردن اتمیزه کردن
atomises پودر کردن اتمیزه کردن
atomised پودر کردن اتمیزه کردن
atomising پودر کردن اتمیزه کردن
in human shape بصورت یا
as <conj.> <prep.> بصورت
briefly <adv.> بصورت کوتاه
briefly <adv.> بصورت اجمالی
twist تاب نخ [بصورت اس یا زد]
briefly <adv.> بصورت خلاصه
compendiously <adv.> بصورت خلاصه
curtly <adv.> بصورت خلاصه
compendiously <adv.> بصورت اجمالی
curtly <adv.> بصورت کوتاه
compendiously <adv.> بصورت کوتاه
falsely <adv.> بصورت اشتباه
rightly <adv.> بصورت صحیح
curtly <adv.> بصورت اجمالی
autonomously بصورت خودگردان
Outwardly . on the face of it. بصورت ظاهر
corporately بصورت شرکت
aright <adv.> بصورت صحیح
correctly <adv.> بصورت صحیح
duly <adv.> بصورت صحیح
justly <adv.> بصورت صحیح
carbonation بصورت کربنات
rightfully <adv.> بصورت صحیح
in black and white <idiom> بصورت نوشتار
unintentionally <adv.> بصورت اشتباه
neatly <adv.> بصورت مرتب
duly <adv.> بصورت مرتب
orderly <adv.> بصورت صحیح
tidily <adv.> بصورت صحیح
particulate بصورت ذره
on consignment بصورت امانی
manually بصورت دستی
by accident <adv.> بصورت غلط
neatly <adv.> بصورت صحیح
phonily <adv.> بصورت غلط
nominally بصورت فاهر
tidily <adv.> بصورت مرتب
orderly <adv.> بصورت مرتب
inadvertently <adv.> بصورت اشتباه
by accident <adv.> بصورت اشتباه
as a result of a mistake <adv.> بصورت اشتباه
spuriously <adv.> بصورت اشتباه
by a mistake <adv.> بصورت اشتباه
by mistake <adv.> بصورت اشتباه
spuriously <adv.> بصورت غلط
unintentionally <adv.> بصورت غلط
inadvertently <adv.> بصورت غلط
as a result of a mistake <adv.> بصورت غلط
by a mistake <adv.> بصورت غلط
by mistake <adv.> بصورت غلط
orderly <adv.> بصورت منظم
tidily <adv.> بصورت منظم
neatly <adv.> بصورت منظم
duly <adv.> بصورت منظم
properly <adv.> بصورت صحیح
periodically بصورت دورهای
in his own similitude بصورت خودش
in the f. بصورت جسمانی
in a topic form بصورت عنوان
simoltaneously بصورت همزبان
faultily <adv.> بصورت غلط
falsely <adv.> بصورت غلط
wrongly <adv.> بصورت اشتباه
phonily <adv.> بصورت اشتباه
incorrectly <adv.> بصورت اشتباه
faultily <adv.> بصورت اشتباه
in outward show بصورت فاهر
integrally بصورت عددصحیح
wrongly <adv.> بصورت غلط
toothily بصورت مضرس
incorrectly <adv.> بصورت غلط
bulk بصورت عمده
jog دویدن بصورت یورتمه
articles بصورت مواد در اوردن
jogged دویدن بصورت یورتمه
briefly <adv.> بصورت مختصر و مفید
jogs دویدن بصورت یورتمه
jogging دویدن بصورت یورتمه
alcoholize بصورت الکل دراوردن
retail trade معامله بصورت جزئی
article بصورت مواد در اوردن
synopsize بصورت اجمال در اوردن
cut to length بصورت طولی بریدن
recorded delivery ارسال بصورت سفارشی
retail بصورت جزئی فروختن
substantivize بصورت اسم در اوردن
bulk buying خرید بصورت عمده
trashing بصورت اشغال در اوردن
trashes بصورت اشغال در اوردن
solate بصورت محلول دراوردن
trashed بصورت اشغال در اوردن
trash بصورت اشغال در اوردن
relativize بصورت نسبی در اوردن
compendiously <adv.> بصورت مختصر و مفید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com