Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
ensphere
بصورت کروی در اوردن
Other Matches
terrtorialize
محدود بیک ناحیه کردن بصورت خطه در اوردن بنواحی متعدد تقسیم کردن بصورت قلمرو در اوردن
governmentalize
تحت کنترل حکومت در اوردن بصورت دولتی در اوردن
ingot
بصورت شمش در اوردن
romance
بصورت تخیلی در اوردن
miniaturizes
بصورت مینیاتوردر اوردن
romances
بصورت تخیلی در اوردن
miniaturised
بصورت مینیاتوردر اوردن
miniaturises
بصورت مینیاتوردر اوردن
miniaturising
بصورت مینیاتوردر اوردن
theatricalize
بصورت تاتر در اوردن
wisps
بصورت حلقه در اوردن
wisp
بصورت حلقه در اوردن
relativize
بصورت نسبی در اوردن
synopsize
بصورت اجمال در اوردن
story
بصورت داستان در اوردن
dramatization
بصورت نمایش در اوردن
substantivize
بصورت اسم در اوردن
decorticate
بصورت الیاف در اوردن از
intellectualize
بصورت فکری در اوردن
miniaturize
بصورت مینیاتوردر اوردن
trashed
بصورت اشغال در اوردن
polarises
بصورت متضاد در اوردن
polarising
بصورت متضاد در اوردن
polarize
بصورت متضاد در اوردن
monetize
بصورت پول در اوردن
mythologize
بصورت افسانه در اوردن
polarizes
بصورت متضاد در اوردن
polarizing
بصورت متضاد در اوردن
article
بصورت مواد در اوردن
polarised
بصورت متضاد در اوردن
trash
بصورت اشغال در اوردن
echelons
بصورت پلکان در اوردن
trashes
بصورت اشغال در اوردن
echelon
بصورت پلکان در اوردن
trashing
بصورت اشغال در اوردن
articles
بصورت مواد در اوردن
miniaturizing
بصورت مینیاتوردر اوردن
vitrify
بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
racemize
بصورت بلورهای خوشهای در اوردن
randomize
بصورت اتفاقی یا تصادفی در اوردن
robotize
بصورت خود کار در اوردن
methylate
بصورت الکل چوب در اوردن
anodize
بصورت قطب مثبت در اوردن
update
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن
updates
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن
updated
بصورت امروزی در اوردن جدید کردن
inscroll
ثبت کردن بصورت طومار در اوردن
plasticize
بصورت پلاستیک در اوردن نرم کردن
laicize
بصورت غیر روحانی یا غیرعلمی در اوردن
radiation scattering
انحراف تشعشع اتمی یاالکترومغناطیسی یا حرارتی پخش امواج بصورت کروی پخش همه جانبه امواج
micronize
بصورت ذرات ریز وپودر ماننددر اوردن
individualized
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualised
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualizes
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualize
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualizing
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualising
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
individualises
منفرد ذکر کردن بصورت فردی در اوردن
grossing
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grossest
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
gross
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grossed
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
grosser
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
idealize
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizing
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealizes
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealising
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
grosses
کلفت کردن بصورت سود ناویژه بدست اوردن
idealized
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealises
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
idealised
بصورت ایده ال در اوردن صورت خیالی و شاعرانه دادن
objectify
بنظر اوردن بصورت مادی و خارجی مجسم کردن
warping
پیچاندن بالها بصورت متقارن برای بدست اوردن پایداری عرضی و قابل کنترل
islamize
بصورت اسلامی در اوردن صورت اسلامی دادن به
cryptograph
به رمز نوشتن بصورت رمز در اوردن
picker
دلال و واسطه فرش
[بصورت جزئی از خانه ها و حراجی ها فرش را خریداری کرده و بصورت عمده می فروشد.]
to press against any thing
بر چیزی فشار اوردن بچیزی زور اوردن
jargonize
بزبان غیر مصطلح یا امیخته در اوردن یا ترجمه کردن بقالب اصطلاحات خاص علمی یافنی مخصوص در اوردن
spheroid
کروی
orbicular
کروی
spheric
کروی
globally
کروی
globulous
کروی
spheral
کروی
nodular
کروی
globy
کروی
orbiculate
کروی
globate
کروی
globe like
کروی
spherical
کروی
globular
کروی
perispheric
کروی
globoid
کروی
global
کروی
orbs
کروی شدن
orbs
جسم کروی
orb
جسم کروی
kitchen rudder
سکان کروی
sphere
جسم کروی
globes
کروی کردن
orb
کروی شدن
spheres
جسم کروی
sector of a sphere
اکلیل کروی
globe
کروی کردن
spherical lens
عدسی کروی
roudelay
کروی شکل
sphery
کروی مستدیر
spherical mirror
اینه کروی
sphericity
حالت کروی
spherical wedge
قاچ کروی
spherics
هندسه کروی
spherical triangle
مثلث کروی
spherical triagle
مثلث کروی
spherical top
فرفره کروی
spherical sector
قطاع کروی
spherical geometry
هندسه کروی
spherical trigonometry
مثلثات کروی
spherical coordinates
مختصات کروی
globular protein
پروتئین کروی
orbed
گرد کروی
spherical aberration
خطای کروی
globular cluster
خوشه کروی
aspheric
غیر کروی
spherical candlepower
شمع کروی
globe valve
سوپاپ کروی
globule
جسم کوچک کروی
spherical polygon
کثیر الاضلاع کروی
spherical coordinates
دستگاه مختصات کروی
concave spherical mirror
اینه کروی مقعر
orbicularly
بطور گرد یا کروی
hemispherical engine
موتور نیم کروی
mean spherical candlepower
شمع کروی متوسط
globules
جسم کوچک کروی
sphere gap
دهانه جرقه کروی
globular cluster
خوشه ستارهای کروی
spherical coordinates
مختصات کروی
[ریاضی]
star globe
ستاره یاب کروی
spherule
جسم کروی کوچک
concave spherical mirror
اینه کروی کاو
quadrant
ربع جسم کروی
spherical coordinate system
دستگاه مختصات کروی
[ریاضی]
roundle
صفحه کوچک و کروی شکل
roundel
صفحه کوچک و کروی شکل
acinarious
پوشیده شده از حفرههای کروی
ball peen hammer
چکشی که یک طرف ان کروی است
saddle bag
خورجین
[اینگونه قالیچه ها بصورت قرینه بافته می شوند.گاه مجزا بوده و سپس به یکدیگر متصل می شوند و یا بصورت یک تکه که در وسط ساده است بافته می شوند.]
variable stroke
پمپ مایعی با پیستونهایی بصورت محوری یا خطی که بصورت محوری یا خطی نوسان میکند
yurt
خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
yurta
خیمه کروی قرقیزهای ساکن سیبریه
spherical coordinate system
[with constant radius]
دستگاه مختصات کروی
[با شعاع ثابت]
grasps
بچنگ اوردن گیر اوردن
grasped
بچنگ اوردن گیر اوردن
grasp
بچنگ اوردن گیر اوردن
peach design
نقش هلو
[این نقش هم بصورت شکوفه درخت هلو به نشانه بهار و هم بصورت میوه به نشانه طول عمر در فرش های چین بکار می رود.]
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
malthusian law of population
نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
star design
طرح ستاره ای شکل
[این طرح به گونه های مختلف در فرش های مناطق مختلف مورد استفاده قرار می گیرد. گاه بصورت ترنج و گاه بصورت تزئین در متن.]
cirro cumulus
لایهای از ابرهای کروی یاگوی مانند در ارتفاع تقریبی 0006 متری از سطح زمین
pomegrenate design
طرح گل اناری
[این طرح در گل های شاه عباسی فرش ایران، در فرش های چینی بصورت درخت انار و در فرش های ترکستان و قفقاز بصورت میوه انار به همراه شاخ و برگ استفاده می شود.]
peacock
طرح طاووس
[این طرح در فرش های ایرانی، چینی، مغولی، قفقازی و ترکیه بصورت های متفاوت بکار می رود. در فرش چین گاه در کل متن و گاه در فرش ایران و قفقاز بصورت نمادی کوچک در گوشه و کنار فرش بافت می شود.]
spherization
جلوه ویژه برنامه گرافیک کامپیوتری که تصویر را به کره تبدیل میکند یا تصویر را حول یک شکل کروی می چرخاند
huygen's principle
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
as
<conj.>
<prep.>
بصورت
in human shape
بصورت یا
duly
<adv.>
بصورت مرتب
neatly
<adv.>
بصورت مرتب
orderly
<adv.>
بصورت صحیح
duly
<adv.>
بصورت صحیح
tidily
<adv.>
بصورت مرتب
orderly
<adv.>
بصورت مرتب
correctly
<adv.>
بصورت صحیح
duly
<adv.>
بصورت منظم
aright
<adv.>
بصورت صحیح
neatly
<adv.>
بصورت منظم
tidily
<adv.>
بصورت صحیح
falsely
<adv.>
بصورت غلط
justly
<adv.>
بصورت صحیح
rightly
<adv.>
بصورت صحیح
falsely
<adv.>
بصورت اشتباه
faultily
<adv.>
بصورت اشتباه
incorrectly
<adv.>
بصورت اشتباه
rightfully
<adv.>
بصورت صحیح
properly
<adv.>
بصورت صحیح
phonily
<adv.>
بصورت اشتباه
corporately
بصورت شرکت
wrongly
<adv.>
بصورت اشتباه
faultily
<adv.>
بصورت غلط
incorrectly
<adv.>
بصورت غلط
phonily
<adv.>
بصورت غلط
wrongly
<adv.>
بصورت غلط
simoltaneously
بصورت همزبان
carbonation
بصورت کربنات
tidily
<adv.>
بصورت منظم
by accident
<adv.>
بصورت اشتباه
inadvertently
<adv.>
بصورت اشتباه
periodically
بصورت دورهای
unintentionally
<adv.>
بصورت اشتباه
spuriously
<adv.>
بصورت اشتباه
particulate
بصورت ذره
bulk
بصورت عمده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com