English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
ventrolateral بطنی و جانبی
Other Matches
ventriculography پرتونگاری بطنی مغز پرتونگاری بطنی قلب
ventral بطنی
uterine بطنی
umbilical بطنی
abdominal بطنی
abdominal ماهیان بطنی
ventriloquism گفتار بطنی
venriloquism تکلم بطنی
ventriloquism تکلم بطنی
ventricular شکمچهای بطنی
ventriloquy تکلم بطنی
gastriloquy تکلم بطنی
atrioventricular دهلیزی و بطنی
expansion interface حافظه جانبی وسایر دستگاههای جانبی رابه یک کامپیوتر اصلی اضافه کند
sidelap بالههای جانبی هواپیما پوشش جانبی عکسها رویهم
bells and whistles خصوصیات جانبی و پیشرفته یک برنامه کاربردی یا وسیله جانبی
ventrodorsal وابسته به شکم وپشت بطنی فهری
peripheral مداری که امکان کار کامپیوتر با رسانه جانبی با کمک پورتهای سریال و موازی و سایر سیگنالهای تصدیق لازم برای واسط شدن بین وسیله جانبی
channel واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeled واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
communication بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
channels واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
side effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
wait state 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait condition 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
power down خاموش کردن یک کامپیوتر یادستگاه جانبی اقداماتی که به هنگام خرابی برق یا قطع عملیات ممکن است توسط کامپیوتر برای حفافت حالت پردازنده و جلوگیری ازخرابی ان یا دستگاههای جانبی متصل به ان به اجرادراید
by-effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
byeffect عوارض جانبی [اثر جانبی]
fall-out [side effect] عوارض جانبی [اثر جانبی]
secondary effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
spillover effect عوارض جانبی [اثر جانبی]
adverse reaction عوارض جانبی [اثر جانبی]
external روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
side spray بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
flank observation دیدبانی جانبی دیدبانی از دیدگاه جانبی
fall-out [side effect] اثر جانبی
byeffect اثر جانبی
sidelong جانبی
adverse reaction اثر جانبی
spillover effect اثر جانبی
accessory جانبی
bilateral دو جانبی
by-effect اثر جانبی
laterad جانبی
secondary effect اثر جانبی
contour line خط جانبی
lateral جانبی
device وسیله جانبی
trilaterality حالت سه جانبی
sideways sum مجموع جانبی
sidelooking airborne radar رادار جانبی
side view نمای جانبی
side-effects نتیجه جانبی
lateral dominance برتری جانبی
laterality برتری جانبی
sideband باندهای جانبی
lateral dispersion پراکندگی جانبی
lateral control کنترل جانبی
dorsolateral پشتی و جانبی
end gable نمای جانبی
auxiliary equipment تجهیزات جانبی
flank speed سرعت جانبی
ancillary equipment تجهیزات جانبی
ancillary equipment وسیله جانبی
input/output وسیله جانبی
cross wind باد جانبی
lateral buckling کمانکش جانبی
devices وسیله جانبی
i/o وسیله جانبی
accessory وسیله جانبی
side reaction واکنش جانبی
lateral surface سطح جانبی
side-effects اثر جانبی
lateral pressure فشار جانبی
side effect اثر جانبی
side effect نتیجه جانبی
side-effect اثر جانبی
side-effect نتیجه جانبی
lateral shifts حرکت جانبی
lateral yield له شدگی جانبی
marginal bund خاکریز جانبی
oblique fire اتش جانبی
lateral fissure شیار جانبی
side group گروه جانبی
lateral inversion معکوس جانبی
side friction اصطکاک جانبی
lateral load بار جانبی
aisle جانبی صحن
aisles جانبی صحن
side circuit مدار جانبی
side chain زنجیر جانبی
spillover effects آثار جانبی
peripherals دستگاههای جانبی
lateral shifts تغییرات جانبی
byeffect عوارض جانبی
units وسیله جانبی
unit وسیله جانبی
spillover effect نتیجه جانبی
secondary effect نتیجه جانبی
wing wall دیواره جانبی
fall-out [side effect] نتیجه جانبی
byeffect نتیجه جانبی
by-effect نتیجه جانبی
adverse reaction نتیجه جانبی
adverse reactions اثرهای جانبی
by-effects اثرهای جانبی
side effects آثار جانبی
secondary effects آثار جانبی
byeffects آثار جانبی
spillover effects اثرهای جانبی
peripheral دستگاه جانبی
by-effects آثار جانبی
adverse reactions آثار جانبی
secondary effects اثرهای جانبی
side effects اثرهای جانبی
byeffects اثرهای جانبی
crabs حرکت جانبی ناو
crab حرکت جانبی ناو
miniperipheral دستگاه جانبی کوچک
girthed area سطح جانبی [ریاضی]
notch piers پایههای جانبی سرریز
peripheral equipment operator متصدی تجهیزات جانبی
peripheral controller کنترل کننده جانبی
angle of sideslip زاویه لغزش جانبی
lateral magnifying power درشت نمایی جانبی
angle of sideslip زاویه انحراف جانبی
lateral and sway bracing حرکات جانبی و نوسانی
lateral support تکیه گاه جانبی
side-effects اثرجانبی نتیجه جانبی
side-effect اثرجانبی نتیجه جانبی
diaschisis کارکرد پریشی جانبی
side effect اثرجانبی نتیجه جانبی
processor پردازنده جانبی مخصوص
side chain substitution استخلاف در زنجیر جانبی
sidelobe بیم جانبی رادار
side tone صدای جانبی گوشی
lateral-adjustment lever سطح تنظیم جانبی
sidelooking airborne radar رادار با دید جانبی
sides way تغییر مکان جانبی
ventrolateral درقسمت جانبی شکم
sidepiece قطعه کناری بخش جانبی
profiled برش عمودی تصویر جانبی
vestigial sideband transmission پخش باند جانبی مانده
profile برش عمودی تصویر جانبی
side overlap پوشش جانبی عکس هوایی
profiles برش عمودی تصویر جانبی
asymmetrical sideband transmission پخش باند جانبی مانده
sculpture in the round پیکره سازی همه جانبی
transverse process زائده جانبی ستون فقرات
profiling برش عمودی تصویر جانبی
lateral strain تغییر شکل نسبی جانبی
failure خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
shorter تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
lateral gain پوشش جانبی زمین درعکاسی هوایی
polls بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
interrupting حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
poll بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
polled بیان وضعیت وسیله جانبی در شبکه
interrupts حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
failures خرابی وسیله ناشی از اثرات جانبی
B: بیان کننده دیسک درایو جانبی
interrupt حق تقدم منتسب به وقفه از وسیله جانبی
sbc RA و رابط دستگاه جانبی RO ,Computer SmallBusiness
shortest تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
computer interface unit وسیله اتصال دستگاههای جانبی به کامپیوتر
sidelobe ستونهای جانبی انرژی انتن رادار
short تخته جانبی که از حد معمول کوتاهتر است
processor پردازندهای که از حافظه جانبی استفاده میکند
sub- کد شناسایی وسیله جانبی برای دستیابی به آن
bells and whistles صدا ودستگاههای جانبی بیشتراست نواوری
lateral deflection of beam تغییر شکل فرعی یا جانبی تیر
controller سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
stair towers turrets برجهای پله دار جانبی هشتی ورودی
port یچ ای که به کاربر امکان میدهد که وسیله جانبی که کامپیوتر
vendor کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
auxiliaries پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
outputs کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
controllers سخت افزار یا نرم افزاری که یک وسیله جانبی
output کانال ارتباطی که خروجی را به رسانه جانبی می برد
forms وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
formed وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
form وسایل جانبی که مربوطه به خروجی چاپگر هستند.
peripheral انتقال داده بین CPU و رسانه جانبی
vendors کمپانی فروش وسائل جانبی کامپیوتر فروشنده
auxiliary پشتیبان یا وسیله جانبی در صورت بروز مشکل
peripheral فرفیت ذخیره سازی موجود در وسیله جانبی
enhancement امکان جانبی که خروجی یا کارایی یک وسیله را افزایش میدهد
devices مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
input/output کلمهای که بیتهایش وضعیت رسانه جانبی را شرح میدهد.
loads فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
peripheral رسانه جانبی که با سرعت بالا با کامپیوتر کار میکند
load فرمانی انتقال اطلاعات ازحافظه جانبی به حافظه اصلی
PCMCIA حافظه یا وسیله جانبی که با استاندارد PCMCIA مط ابقت دارد
device مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
paralleling تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
eia interface یک رابط استاندارد میان دستگاههای جانبی وریزکامپیوترها و مدمها وترمینالها
parallelled تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com