English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (30 milliseconds)
English Persian
scan بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
scanned بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
scans بطوراجمالی بررسی کردن پوییدن
Other Matches
scouted عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
scouts عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
scout عملیات اکتشافی کردن پوییدن دیده بان
seeking پوییدن
seek پوییدن
scan پوییدن
scans پوییدن
seeks پوییدن
scanned پوییدن
snooping بدنبال غذا پوییدن
snoops بدنبال غذا پوییدن
snooped بدنبال غذا پوییدن
interlaced scan پوییدن درهم بافته
snoop بدنبال غذا پوییدن
analogues یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
analogue یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر یا ترمینال
feasibility بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
inferences بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
analog یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر محلی یا ترمینال
inference بررسی اطلاع بدست آمده بدون بررسی اطلاعات شخصی درباره کسی
link برنامههای بررسی کامپیوتری برای بررسی اینکه هر قطعه در ارتباط با دیگران خوب کار میکند یا نه
leap frog test و داده می نویسد و می خواندن و برای بررسی اختلاف مقایسه میکند تا تمام محل ها بررسی شوند
automatic کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
automatics کامپیوتری که امکانات آزمایش را بررسی میکند و میتواند یک مدار پیچیده یا PCB را برای خطاها بررسی کند
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
systems analysis 1-بررسی فرایند یا سیسیتم برای مشاهده اینکه آیا میتواند در حین اجرا کاراتر باشد. 2-بررسی سیستم موجود با هدف بهبود یا جایگزینی آن
edit فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
edited فرآیندی که بررسی میکند آیا داده جدید نیازهای لازم را دارد پیش از اینکه کل داده و محتوای اطلاعی آن بررسی شود
To weight up the pros and cons of something . مطلبی راسبک وسنگین کردن (بررسی کردن )
analyse [British] بررسی کردن
checked بررسی کردن
check بررسی کردن
reconcider بررسی کردن
survey بررسی کردن
study بررسی کردن
studies بررسی کردن
surveyed بررسی کردن
bolt [examine] بررسی کردن
surveys بررسی کردن
peruse بررسی کردن
perused بررسی کردن
peruses بررسی کردن
perusing بررسی کردن
checks بررسی کردن
analyze [American] بررسی کردن
check بررسی کردن
studying بررسی کردن
probe بررسی کردن
probed بررسی کردن
evaluate بررسی کردن
dissect [analyse] بررسی کردن
survey بررسی کردن
scrutinize بررسی کردن
look into بررسی کردن
investigate بررسی کردن
inspect بررسی کردن
explore بررسی کردن
enquire into بررسی کردن
determine بررسی کردن
probes بررسی کردن
study بررسی کردن
examine بررسی کردن
indagate بررسی کردن
assay بررسی کردن
scrutinising بدقت بررسی کردن
reviews بررسی کردن مرور
scrutinises بدقت بررسی کردن
check مقابله کردن بررسی
scrutinizes بدقت بررسی کردن
surveys بررسی کردن بازدید
surveyed بررسی کردن بازدید
scrutinize بدقت بررسی کردن
survey بررسی کردن بازدید
scrutinized بدقت بررسی کردن
checks مقابله کردن بررسی
scrutinised بدقت بررسی کردن
reviewed بررسی کردن مرور
review بررسی کردن مرور
scrutinizing بدقت بررسی کردن
reviewing بررسی کردن مرور
checked مقابله کردن بررسی
surveillance تجسس بررسی کردن
inspect جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspected جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspecting جستجو کردن بررسی کردن کنترل
inspects جستجو کردن بررسی کردن کنترل
to have [take] a closer look at something چیزی را با دقت بررسی کردن
to check out something چیزی را بررسی یا امتحان کردن
to make a study of something چیزی را بررسی یا مطالعه کردن
analogues یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analogue یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
analog یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال مودم
to browse بررسی عمومی کردن [علوم کامپیوتر]
control اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
controlling اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
to cross-check the result with a calculator حل را مجددا با ماشین حساب بررسی کردن
controls اطمینان از بررسی و آزمایش کردن چیزی
monitor 1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitors 1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
monitored 1-بررسی یا آزمایش چیزی که کار میکند 2-بررسی فرایند یا تجزیه برای اطمینان از اینکه درست کار میکند
To weight the pros and cons of something. خوب وبد چیزی را بررسی کردن (سنجیدن )
senses روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sense روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
sensed روشن کردن تابلوی مقابل کامپیوتر قابل بررسی است
summation check بررسی تشخیص خطا با جمع کردن حروف دریافتی و مقایسه با کل آن
residue check بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
caveatemptor اصطلاحی است که متضمن بیان حق مشتری درامتحان کردن و بررسی مبیع میباشد
vertical redundancy check بررسی عمودی اشتباهات بررسی افزونگی عمودی
walkthrough جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
self- برای اطمینان از صحت نحوه کار کردن , معمولاگ حافظه , وسایل جانبی و دیسک درایوها بررسی می شوند
smoke test بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
cyclic redundancy check بررسی افزونگی چرخهای کاراکتر بررسی و کنترل افزونگی چرخهای
researched تحقیق تحقیق کردن بررسی کردن
researching تحقیق تحقیق کردن بررسی کردن
researches تحقیق تحقیق کردن بررسی کردن
research تحقیق تحقیق کردن بررسی کردن
prima facie evidence مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
handling بررسی
deliberation بررسی
inquiry بررسی
inquiries بررسی
probe بررسی
investigations بررسی
survey بررسی
deliberations بررسی
studying بررسی
surveillance بررسی
studies بررسی
vetting بررسی
checks بررسی
checked بررسی
checking بررسی
check بررسی
study بررسی
examinations بررسی
investigation بررسی
reviewed بررسی
surveys بررسی
reviews بررسی
reviewing بررسی
review بررسی
input/output بررسی
scrutiny بررسی
examination بررسی
surveyed بررسی
probes بررسی
probed بررسی
unaudited <adj.> بررسی نشده
analyse بررسی با جزئیات
unchecked <adj.> بررسی نشده
range check بررسی محدوده
detailed analysis بررسی دقیق
cross-check بررسی متقابل
spot check بررسی موضعی
unevaluated <adj.> بررسی نشده
analyzes بررسی با جزئیات
desk checking بررسی دستی
cross-checked بررسی متقابل
cross-checking بررسی متقابل
error checking بررسی خطا
analysed بررسی با جزئیات
cross-checks بررسی متقابل
3D analysis بررسی سه بعدی
uninspected <adj.> بررسی نشده
unexamined <adj.> بررسی نشده
untested <adj.> بررسی نشده
scrutiny بررسی دقیق
built in check بررسی توکار
parity check بررسی توازن
market research بررسی بازار
investigation تحقیق بررسی
studying غور بررسی
area study بررسی منطقهای
area study بررسی منطقه
empirical study بررسی تجربی
pilot study بررسی مقدماتی
supervision بررسی شدن
market survey بررسی بازار
market review بررسی بازار
marginal checking بررسی مرزی
twin check بررسی توام
unquestioned بررسی نشده
parity checking بررسی توازن
formal review بررسی رسمی
overflow check بررسی سرریز
engineering بررسی فنی
overflow check بررسی سرریزی
analyze بررسی با جزئیات
study غور بررسی
process control بررسی فرایند
studies غور بررسی
second check بررسی نهایی
preliminary investigation بررسی مقدماتی
second check بررسی دوباره
empirical study بررسی ازمودی
identity check بررسی هویت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com