English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (37 milliseconds)
English Persian
bug بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugging بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
bugs بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
Other Matches
underfoot بطورپنهانی
somewhither درمحلی
sit-in حضور درمحلی بعنوان اعتراض
sit-ins حضور درمحلی بعنوان اعتراض
situates واقع شده درمحلی گذاردن
sit in حضور درمحلی بعنوان اعتراض
situating واقع شده درمحلی گذاردن
situate واقع شده درمحلی گذاردن
To raise difficulties . To creat obstacles. اشکال تراشی کردن
debugged اشکال زدائی کردن
debugs اشکال زدایی کردن
debugs اشکال زدائی کردن
debugged اشکال زدایی کردن
debug اشکال زدایی کردن
discomfiting ایجاد اشکال کردن
debug اشکال زدائی کردن
discomfit ایجاد اشکال کردن
discomfits ایجاد اشکال کردن
discomfited ایجاد اشکال کردن
microphones میکروفون
saltshaker میکروفون
microphone میکروفون
mike میکروفون
mikes میکروفون
smoothest صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothed صاف کردن بدون اشکال بودن
smooth صاف کردن بدون اشکال بودن
smooths صاف کردن بدون اشکال بودن
velocity microphone میکروفون نواری
carbon microphone میکروفون زغالی
lapel microphone میکروفون یقهای
single button carbon microphone میکروفون تک زغالی
double button carbon microphone میکروفون دو زغالی
crystal microphone میکروفون بلوری
ribbon microphone میکروفون نواری
dynamic microphone میکروفون دینامیکی
microphone button کپسول میکروفون
contact microphone میکروفون کنتاکتی
microphone stand پایه میکروفون
condenser microphone میکروفون خازنی
microphone transformer مبدل میکروفون
microphone pre amplifier پیش فزون ساز میکروفون
intercommunication system ارتباط بوسیله میکروفون وبلندگو
graphs اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
graph اشکال مختلف یک حرف با گرافیک و طرح خطی ثبت کردن
filling out [پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
utility برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد
gadroon اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
mikes مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
mike مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
traversed اشکال
spinosity اشکال
barely با اشکال
traversing اشکال
traverse اشکال
bugs اشکال
traverses اشکال
nodes اشکال
nodus اشکال
node اشکال
bug اشکال
drawbacks اشکال
bugging اشکال
drawback اشکال
dead lock اشکال
worriment اشکال
snaggy پر اشکال
disadvantages اشکال
disadvantage اشکال
to tide over a difficulty اشکال را بر طرف
difficulties اشکال زحمت
geometrical figures اشکال هندسی
nuclide اشکال اتمی
baboon اشکال مضحک
baboons اشکال مضحک
description of error توضیح اشکال
debugging اشکال زدائی
hardness اشکال سفتی
forms of currency اشکال پول
debugs اشکال زدایی
impediment محظور اشکال
debugged اشکال زدایی
impediments محظور اشکال
defect description توضیح اشکال
fault description توضیح اشکال
debug اشکال زدایی
error description توضیح اشکال
smooth delivery تحویل بی اشکال
debugging اشکال زدایی
difficulty اشکال زحمت
burbling اشکال بی نظمی
demurrable اشکال کردنی
burbles اشکال بی نظمی
burbled اشکال بی نظمی
i can add rapidly به اشکال ما افزود
trouble shooting رفع اشکال
troubleshooting اشکال یابی
geometric shapes اشکال هندسی
burble اشکال بی نظمی
to make difficulties اشکال تراشیدن
debugger اشکال یابی
debugger اشکال زدائی
diversely به اشکال مختلف
dysphonia اشکال در حرف زدن
handicap امتیاز دادن اشکال
acataposis اشکال عمل بلع
similar figures اشکال همانندیا متشابه
to create a difficulty اشکال پیش اوردن
swarmed چندین اشکال برنامه
kaleidoscope لوله اشکال نما
debug aids ادوات اشکال زدایی
debugger برنامه اشکال زدایییثلاعللهگل
debugging a program اشکال زدایی یک برنامه
debugging aids ادوات اشکال زدایی
it is particularly difficult یک اشکال بخصوصی دارد
debugging aids وسائل اشکال زدایی
kaleidoscopes لوله اشکال نما
program debugging اشکال زدایی برنامه
handicaps امتیاز دادن اشکال
swarm چندین اشکال برنامه
bottle neck مانع اشکال کار
To get into difficulties. دچار اشکال شدن
There is the rub. اشکال درهمین جااست
diversiform دارای اشکال مختلف
well بدون اشکال اوه
dysphagia اشکال دربلعیدن غذا
swarms چندین اشکال برنامه
wells بدون اشکال اوه
adding قرار دادن اشکال کنار هم
add قرار دادن اشکال کنار هم
adds قرار دادن اشکال کنار هم
pressed for time <idiom> با اشکال وبه سختی وقت
filet توری دارای اشکال مربع
proteus خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
galanty show نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن
To put obstacles in the way. سنگ انداختن درکاری (اشکال تراشیدن )
patterns مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
pleomorphic چند شکلی دارای اشکال وصور مختلف
zoomorphism استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
primitive برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
pattern مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
intarsia منبت کاری و تزئین گل و بوته و اشکال بر روی چوب
transversal اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی
bioastronautics مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
setting up معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
annular وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
planimeter دستگاهی که مساحت اشکال غیر هندسی رابا ان اندازه می گیرند
numerical indicator tube هر گونه لامپ الکترونی که توانایی نمایش اشکال عددی را دارد
tessellate کاهش شکل پیچیده به مجموعهای از اشکال ساده تر معمولاگ مثلث
error handling به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
sets معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
set معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
symbolically برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
symbolic برنامه رفع اشکال که نمایش نشانهای متغیرها و محل ها را هم ممکن می سازد
surge افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
surged افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
regional breakpoint نقط ه توقف که در هر جایی از برنامه میتواند قرار بگیرد تا رفع اشکال شود
snapshot چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
snapshots چاپ ثباتها و بخش حافظه در یک لحظه مشخص , در هنگام رفع اشکال برنامه
surges افزایش ناگهانی توان الکتریکی در سیستم به علت خرابی یا اختلال یا اشکال قطعه
godroon اشکال محدب حاشیه بشقاب وفروف قدیمی که برای زینت ترسیم میشود
troubleshoot 1-رفع اشکال نرم افزار کامپیوتری .2-محل دادن ترمیم خطاهای سخت افزاری
step اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
stepping اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
aerodynamics شاخهای از علوم در موردتولید نیروها در اثر حرکت سطوح و اشکال مختلف درهوا یا سایر گازها
maintenance بررسی کننده برنامه که اشکال فرعی یا خطایی که به بخشهای اصلی آسیب نمیزند را صحیح میکند
hemophilia بیماری موروثی که دران خون دیر لخته میشودودرنتیجه اشکال در بندامدن خونریزی پدید می اید
click art صفحهای از اشکال و تصاویرکه اماده بریده شدن هستند تادر اسناد کامپیوتری مورداستفاده قرار گیرند
trace برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
traced برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
traces برنامه تشخیص که برنامهای که رفع اشکال میشود را اجرا میکند در هر لحظه یک دستور و وضعیته و ثباتها را نمایش میدهد
glitches یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
glitch یک اشکال کوچک که خصوصا" به وسیله موج ولتاژ یا اختلال الکتریکی که باعث خطایی درارسال داده میشود ایجاد می گردد
toolkit مجموعه توابعی که به برنامه نویس درنوشتن و رفع اشکال برنامه کمک میکند
problem خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
problems خرابی یا اشکال در سخت افزار یا نرم افزار
rosette اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
rosettes اشکال و الگوهای استانداردی برای بکارگیر مکانیزم تبدیل تغییر حاصل از تنش به سیگنالهای الکتریکی برای تنشها درهمه جهات
Honey comb design طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
medallion ترنج [نقش اصلی که در مرکز فرش قرار گرفته و در طرح لچک ترنج به ابعاد و اشکال مختلف مانند الماسی، خورشیدی، شش وجهی، و بیضی بافته می شود.]
Kasim Ushag design طرح قسیم اوشاق [عشاق] [مربوط به فرش های کاراباغ در قرن نوزدهم میلادی می باشد که در آن ترنج بزرگی به شکل لوزی متن را در بر گرفته و اشکال قلاب مانند در جهات مختلف بافته می شوند.]
stereoscope جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
motif گلی خاص در زمینه فرش [این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
lattice design طرح شبکه ای [این طرح بصورت قرینه و تکرار کل متن فرش را در بر می گیرد و از اشکال شش وجهی، نه وجهی، مربع شکل و طاق رومی برای بدنه گل ها استفاده می کند.]
lappets [حواشی و نقوش بکار رفته در انتهای فرش بافته شده در ترکیه که شکل اصلی بصورت بندی پنج ضلعی است و در آن اشکال هندسی یکسان که انتهای آن تا حدودی به نرمه گوش شباهت دارد استفاده می شود.]
stepped lines خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
reciprocal border حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
rashwan medallion ترنج رشوان [این شهر در استان کردستان قرار داشته و به بافت قالیچه های خورجینی، گلیم و فرش های هندسی با ترنج مخصوص به این ناحیه شهرت دارد. ترنج این فرش ها بصورت لوزی بزرگ به همراه اشکال هندسی می باشد.]
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com