|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||
Total search result: 8 (3 milliseconds) | |||||
English | Persian | ||||
---|---|---|---|---|---|
He was so drunk that… | بطوری مست بود که | ||||
Search result with all words | |||||
flight ![]() |
پرواز بلند و طولانی توپ پس از ضربه یا توپ زدن بطوری که ناگهان به زمین بیافتد | ||||
pull | ضربه زدن بطوری که گوی به سمت مخالف دست گلف باز برود حرکت بازوی شناگر در اب کشیدن دهنه اسب | ||||
pulls | ضربه زدن بطوری که گوی به سمت مخالف دست گلف باز برود حرکت بازوی شناگر در اب کشیدن دهنه اسب | ||||
zeugma | اسعتمال صفت یا قید یافعلی برای دو یاچندکلمه بطوری که شامل همه یایکی شود | ||||
reportedly | بطوری که شایع است | ||||
diaper pattern ![]() |
طرح گل و بلبل تکراری [بطوری که کل متن فرش را در بر بگیرد.] | ||||
Zipper selvage ![]() |
حاشیه زیپ شکل [در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.] | ||||
Partial phrase not found. |
Recent search history | |
|