Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
masterfully
بطور تحکم امیز ریاست مابانه
Other Matches
overbearingness
تحکم رفتاریا اخلاق تحکم امیز
capital
رئیسی ریاست مابانه عمده
high-handedness
تحکم امیز
high-handed
تحکم امیز
imperious
تحکم امیز
dominative
تحکم کننده مستعد تحکم
hazardously
بطور مخاطره امیز
inimically
بطور خصومت امیز
passionately
بطور شهوت امیز
injuriously
بطور اهانت امیز
instructively
بطور عبرت امیز
penitentially
بطور ندامت امیز
to a miracle
بطور اعجاب امیز
enviably
بطور رشک امیز
mutionusly
بطور فتنه امیز
riskily
بطور مخاطره امیز
disastrously
بطور مصیبت امیز
offensively
بطور اهانت امیز
outrageously
بطور جسارت امیز
profanely
بطور کفر امیز
deceptively
بطور فریب امیز
sniffish
بطور اهانت امیز
reproachfully
بطور سرزنش امیز
ridiculously
بطور مضحک یامسخره امیز
fallaciously
بطور فریبنده و سفسطه امیز
nippingly
بطور زننده یا طعنه امیز
prefectural
وابسته به مقام ریاست یادوره ریاست
managerial
مابانه
prefecture
مقام ریاست دوره ریاست
menial
نوکر مابانه
diplomatically
سیاست مابانه
domination
تحکم
peremptoriness
تحکم
to ride roughshod
تحکم کردن
dominator
تحکم کننده
domineer
تحکم کردن
directivity
تحکم گری
presiding
کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
presides
کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
presided
کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
preside
کرسی ریاست را اشغال کردن ریاست کردن بر
favorite son
نامزد ریاست جمهوری کاندیدای ریاست جمهوری
rat race
عملیات رقابت امیز عنیف وشتاب امیز
gratulant
تهنیت امیز تبریک امیز
suasive
ترغیب امیز تحریک امیز
antagonistic
خصومت امیز رقابت امیز
expostulatory
سرزنش امیز تعرض امیز
admonitory
نصیحت امیز توبیخ امیز
incriminatory
تهمت امیز اتهام امیز
tricky
خدعه امیز مهارت امیز
trickiest
خدعه امیز مهارت امیز
trickier
خدعه امیز مهارت امیز
directorships
ریاست
presidentship
ریاست
directorship
ریاست
principalship
ریاست
chairmanship
ریاست
chairmanships
ریاست
administratorship
ریاست
superiority
ریاست
generalship
ریاست
managership
ریاست
headship
ریاست
matronhood
ریاست
superintendence
ریاست
headships
ریاست
presidency
ریاست
managerial
ریاست
matronship
ریاست
superintended
ریاست کردن
postmastership
ریاست پست
patriarchate
ریاست طایفه
magistrature
ریاست کلانتری
patriarchate
ریاست خانواده
command of execution
ریاست اجرایی
prefecture
اداره ریاست
superintending
ریاست کردن
superintends
ریاست کردن
mayoralty
ریاست شهرداری
superintend
ریاست کردن
mayorship
ریاست شهرداری
abbay
ریاست دیر
abbotship
ریاست دیر
vice president
نیابت ریاست
superintendency
ریاست مدیریت
to take the lead
ریاست کردن
chieftaincy
ریاست قبیله
matronize
ریاست کردن
captainship
ریاست بزرگتری
chieftainship
ریاست قبیله
superintendence
ریاست مدیریت
to fill the chair
ریاست کردن
captaincy
ریاست بزرگتری
wardenship
مقام ریاست
presidentship
مقام ریاست جمهور
prioship
سمت ریاست دیر
bossy
متمایل به ریاست مابی
presidential
وابسته به ریاست جمهور
he has passed the chair
ریاست داشته است
abbatial or abbatical
مربوط به ریاست دیر
speakership
مقام ریاست مجلس
You sure have a nerve to ask become a director.
آخر تورا چه ره ریاست
the party is led by him
او بر ان حزب ریاست دارد
rectorate
ریاست بنگاه مذهبی
bossiness
متمایل به ریاست مابی
irretrievably
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
magistracy
ریاست کلانتری یا دادگاه بخش
presided
ریاست جلسه را بعهده داشتن
preside
ریاست جلسه را بعهده داشتن
boss
برجسته کاری ریاست کردن بر
bossing
برجسته کاری ریاست کردن بر
bossed
برجسته کاری ریاست کردن بر
bosses
برجسته کاری ریاست کردن بر
presidency
مقام یا دوره ریاست جمهوری
head
ریاست داشتن بر رهبری کردن
presides
ریاست جلسه را بعهده داشتن
take the chair
ریاست انجمنی را دارا بودن
presiding
ریاست جلسه را بعهده داشتن
take the chair
ریاست انجمنی را بر عهده داشتن
deanship
مقام ریاست دانشکده یا کلیسا
rectorate
مقام ریاست دانشکده یااموزشگاه
directorate
مقام ریاست هیئت مدیره
directorates
مقام ریاست هیئت مدیره
inconsiderably
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
lusciously
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
indisputable
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
horridly
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
marshalsea
دادگاهی که marshal knightبر ان ریاست داشت
The presidensial election is the topic of the day.
انتخاب ریاست جمهوری موضوع روز است
immortally
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
grossly
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
poorly
بطور ناچیز بطور غیر کافی
indeterminately
بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
lead
هدایت نمودن سوق دادن وادار کردن ریاست داشتن بر
leads
هدایت نمودن سوق دادن وادار کردن ریاست داشتن بر
interlocking directorate
حالتی که شخص واحد ریاست چندین کمپانی رقیب را داشته باشد
indecorously
بطور ناشایسته بطور نازیبا
improperly
بطور غلط بطور نامناسب
abusively
بطور ناصحیح بطور دشنام
genuinely
بطور اصل بطور بی ریا
incisively
بطور نافذ بطور زننده
latently
بطور ناپیدا بطور پوشیده
martially
بطور جنگی بطور نظامی
superintend
ریاست یا نظارت کردن بر اداره کردن
superintends
ریاست یا نظارت کردن بر اداره کردن
superintended
ریاست یا نظارت کردن بر اداره کردن
superintending
ریاست یا نظارت کردن بر اداره کردن
irrevocably
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
synaloepha
هم امیز
murmurous
غر غر امیز
synalepha
هم امیز
repoachful
سرزنش امیز
obreptitious
خدعه امیز
ostensive
تظاهر امیز
vindicative
حمایت امیز
snide
کنایه امیز
wailful
تاثر امیز
tolerantly
مدارا امیز
tragical
مصیبت امیز
vexatious
رنجش امیز
objurgatory
سرزنش امیز
humorous
شوخی امیز
catastrophic
فاجعه امیز
scandalous
افتضاح امیز
vituperatory
سرزنش امیز
vituperatory
توبیخ امیز
plaintive
ناله امیز
perilous
مخاطره امیز
magic
سحر امیز
smoothe
تعارف امیز
procrastinatory
طفره امیز
partial
غرض امیز
dogma
عقایدتعصب امیز
protreptic
موعظه امیز
reconciliatory
مصالحه امیز
mysterious
اسرار امیز
peaceful
صلح امیز
peaceful
مسالمت امیز
tolerant
مدارا امیز
reprehensive
ملامت امیز
revelatory
مکاشفه امیز
riskful
مخاطره امیز
dogmas
عقایدتعصب امیز
scorner
استهزاء امیز
sophistic
سفسطه امیز
derisory
استهزاء امیز
burlesques
مسخره امیز
burlesque
مسخره امیز
nippy
طعنه امیز
traitorous
خیانت امیز
droll
مسخره امیز
profane
کفر امیز
recommendatory
توصیه امیز
supplicatory
التماس امیز
philosophistic
سفسطه امیز
preachy
موعظه امیز
gratulatory
تهنیت امیز
praiseful
ستایش امیز
prankful
شوخی امیز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com