English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
sleepily بطور خواب الود
Search result with all words
maunder بطور خواب الود وسرگردان حرکت کردن
Other Matches
dreamier خواب مانند خواب الود
dreamiest خواب مانند خواب الود
dreamy خواب مانند خواب الود
somnific خواب اور خواب الود
sleepier خواب الود
slumb خواب الود
drowsiest خواب الود
dozier خواب الود
doziest خواب الود
dozy خواب الود
drowsier خواب الود
drowsy خواب الود
sleepy خواب الود
sleepiest خواب الود
slumbrous خواب الود
slumbery خواب الود
somnolent خواب الود
soporific خواب الود
somnifacient خواب الود
slumberous خواب الود
heavies غلیظ خواب الود
heavier غلیظ خواب الود
sleepyhead ادم خواب الود
poppied خواب الود یا ارام
heavy غلیظ خواب الود
sleepyheads ادم خواب الود
drowse خواب الود کردن
heaviest غلیظ خواب الود
drowsed خواب الود کردن
drowsing خواب الود کردن
drowze خواب الود بودن
drowzy head ادم خواب الود
drowses خواب الود کردن
i feel sleepy خواب الود هستم
drowze چرت زدن خواب الود کردن
sand man لولویی که خاک درچشم کودکان پاشیده انهارا خواب الود میکند
muddily بطور گل الود
muddilly بطور گل الود
dustily بطور خاک الود
morphic وابسته به شکل وابسته به شکل شناسی خواب الود
the early bird catches the worm <proverb> کسی که بر سر خواب سحر شبیخون زد هزار دولت بیدار را به خواب گرفت
somnambulist کسیکه در خواب راه میرود وابسته به راهروی درخواب خواب گرد
narcolepsy حالت خواب الودگی ومیل شدیدبه خواب
night gown جامه خواب زنان و کودکان پیراهن خواب
hypnoidal نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
hypnoid نومی شبیه خواب یا خواب هیپنوتیزم
mafrash مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
hypnogogic خواب اور خواب کننده
dogsleep خواب زودبر خواب دروغی
morpheus الهه خواب خواب پرور
hypnagogic خواب اور خواب کننده
night dress جامه خواب پیراهن خواب خواب جامه
He is fast asleep. خواب خواب است
irretrievably بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
nauseously بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
inconsiderably بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
turbid گل الود
scummy کف الود
foamiest کف الود
foggier مه الود
foamier کف الود
brumous مه الود
foamy کف الود
caliginous مه الود
foggiest مه الود
muddy گل الود
muddying گل الود
turbid مه الود
muddiest گل الود
bedraggled گل الود
spunous کف الود
foggy مه الود
spumy کف الود
thickest گل الود
spluttery تف الود
thicker گل الود
dropsical پف الود
feculent گل الود
plashy گل الود
shod گل الود
fogbound مه الود
mire گل الود
muddies گل الود
muddier گل الود
sudsy کف الود
muddied گل الود
thick گل الود
lathery کف الود
horridly بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
indisputable بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
lusciously بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
wrathful قهر الود
mud گل الود کردن
sponge cakes کیک پف الود
sponge cake کیک پف الود
muddier خیس و گل الود
muddiest خیس و گل الود
muddy خیس و گل الود
muddied خیس و گل الود
fierce خشم الود
muddies خیس و گل الود
fiercer خشم الود
fiercest خشم الود
muddying خیس و گل الود
based on private motives غرض الود
fogginess مه الود بودن
tinged with cnvy رشک الود
smeared with dirt خاک الود
ensanguined خون الود
puddle گل الود کردن
fog مه الود بودن
fogs مه الود بودن
nemire گل الود کردن
venomous زهر الود
puddles گل الود کردن
vapory بخار الود
loblolly چاله گل الود
like mad خشم الود
passionate هوس الود
bemire گل الود کردن
indeterminately بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
grossly بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
immortally بطور فنا ناپذیر بطور باقی
poorly بطور ناچیز بطور غیر کافی
balderdash یاوه نوشابه کف الود
pussies ریم الود گربه
steamiest دارای بخار مه الود
poison pen نوشته غرض الود
bloodier خون الود قرمز
pussy ریم الود گربه
blurs منظره مه الود لک کردن
blurring منظره مه الود لک کردن
blurred منظره مه الود لک کردن
blur منظره مه الود لک کردن
bloodiest خون الود قرمز
steamier دارای بخار مه الود
steamy دارای بخار مه الود
bloody خون الود قرمز
interested مجذوب غرض الود
haematidrosis عرق خون الود
cloud forest جنگل بلند مه الود
partial غرض الود جزیی
foggily بطورمه الود یامبهم
interesde motive انگیزه غرض الود
oozy لجن الود تراوش کننده
swash زمین لیز وگل الود
sludge جای کثیف ولجن الود
cupboard love عشق بخود بسته یاغرض الود
blear eyed دارای چشم تار یااشک الود
bleary دارای چشمان قی گرفته وخواب الود
squelch صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelching صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelches صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelched صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
doughface دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
incisively بطور نافذ بطور زننده
improperly بطور غلط بطور نامناسب
martially بطور جنگی بطور نظامی
latently بطور ناپیدا بطور پوشیده
abusively بطور ناصحیح بطور دشنام
genuinely بطور اصل بطور بی ریا
indecorously بطور ناشایسته بطور نازیبا
irrevocably بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
dreamed خواب
sleep خواب
post dormitum پس خواب
bedfellow هم خواب
noctambulism خواب
dreaming خواب
sleepless بی خواب
bedfellows هم خواب
dreams خواب
sleeping خواب
shut-eye خواب
floor gully کف خواب
naps خواب
isocline هم خواب
napping خواب
napped خواب
asleep خواب
nap خواب
dream خواب
sleeps خواب
watchfulness بی خواب
noctambulation خواب
slumbering خواب سبک
slumbered خواب سبک
slumber خواب سبک
oneirocritic خواب تعبیر کن
piled خواب پارچه
somnambulistic خواب گرد
somnambulation خواب گردی
somnambulism خواب گردی
slumbers خواب سبک
pile خواب پارچه
oversleep خواب ماندن
oversleeping خواب ماندن
oversleeps خواب ماندن
overslept خواب ماندن
to doze off به خواب رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com