Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English
Persian
patter
بطور سریع وردخواندن
pattered
بطور سریع وردخواندن
pattering
بطور سریع وردخواندن
patters
بطور سریع وردخواندن
Other Matches
to tell ones beads
وردخواندن
rollover
استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
marine express
کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
dma
اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود
dma
CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
snap pass
پاس سریع با پیچش سریع مچ
speediness
سریع السیر سریع
speedy
سریع السیر سریع
irretrievably
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
nauseously
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
inconsiderably
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
horridly
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
lusciously
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
indisputable
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
immortally
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
poorly
بطور ناچیز بطور غیر کافی
grossly
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
indeterminately
بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
genuinely
بطور اصل بطور بی ریا
latently
بطور ناپیدا بطور پوشیده
abusively
بطور ناصحیح بطور دشنام
improperly
بطور غلط بطور نامناسب
incisively
بطور نافذ بطور زننده
martially
بطور جنگی بطور نظامی
indecorously
بطور ناشایسته بطور نازیبا
irrevocably
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
prompted
سریع
prompt
سریع
swift
سریع
prompts
سریع
swifter
سریع
sweepy
سریع
swiftest
سریع
wing footed
سریع
spanking
سریع
spankings
سریع
swifts
سریع
rather
سریع تر
snell
سریع
rapid
سریع
galloping
سریع
sudden
سریع
accelerator
سریع
gleg
سریع
accelerators
سریع
despatches
انجام سریع
despatching
انجام سریع
dispatch
انجام سریع
bullet
توپ سریع
dispatched
انجام سریع
dispatches
انجام سریع
polypnea
تنفس سریع
fleets
عبور سریع
operation immediate
اقدام سریع
fast
سریع السیر
despatched
انجام سریع
fleet
عبور سریع
posthaste
سریع السیر
bullets
توپ سریع
quickstep
گام سریع
rapid fire
تیر سریع
fast neutron
نوترون سریع
fast moving depression
کمفشاری سریع
speeds
سریع کارکردن
speeding
سریع کارکردن
quick recovery
بهبود سریع
quick recovery
رونق سریع
speed
سریع کارکردن
quick fire
تیر سریع
braid
حرکت سریع
braided
حرکت سریع
braids
حرکت سریع
convert
پاسکاری سریع
express
سریع السیر
converted
پاسکاری سریع
high speed
دنده سریع
high speed printer
چاپگر سریع
high speed traffic
ترافیک سریع
high speed traffic
امد شد سریع
high velocity drop
بارریزی سریع
highflier
دلیجان سریع
continuate
سریع الاتصال
progressive chess
شطرنج سریع
highflyer
دلیجان سریع
lightning chess
شطرنج سریع
accelofilter
صافی سریع
accelerated depreciation
استهلاک سریع
fastest
سریع السیر
pirouette
چرخ سریع
hotshot
بارکشی سریع
pirouettes
چرخ سریع
high speed
سریع السیر
fast access
با دستیابی سریع
express
سریع صریح
converting
پاسکاری سریع
expressed
سریع السیر
expressed
سریع صریح
expresses
سریع السیر
expresses
سریع صریح
converts
پاسکاری سریع
expressing
سریع السیر
expressing
سریع صریح
fasted
سریع السیر
rapid access
با دستیابی سریع
fasts
سریع السیر
hypernoea
تنفس سریع
rapid flow
جریان سریع
slashes
ضربه سریع
raiding
تک نفوذی سریع
ripostes
ضربت سریع
raids
تک نفوذی سریع
prompts
سریع عاجل
prompts
سریع کردن
prompted
سریع عاجل
prompted
سریع کردن
prompt
سریع عاجل
prompt
سریع کردن
riposting
ضربت سریع
raided
تک نفوذی سریع
windstorm
باد سریع
slashed
ضربه سریع
slash
ضربه سریع
precipitating
خیلی سریع
precipitates
خیلی سریع
precipitated
خیلی سریع
precipitate
خیلی سریع
raid
تک نفوذی سریع
wind sprint
تمرین دو سریع
scampered
پرواز سریع
riposted
ضربت سریع
riposte
ضربت سریع
fleetingly
سریع الزوال
scampers
پرواز سریع
scampering
پرواز سریع
scamper
پرواز سریع
accelerated depreciation
استهلاک سریع
fleeting
سریع الزوال
quick
جلد سریع
quick
تند و سریع
slaps
ضربت سریع
slapping
ضربت سریع
slapped
ضربت سریع
slap
ضربت سریع
quickest
تند و سریع
quickest
جلد سریع
rough and ready
سریع العمل
quicker
تند و سریع
quicker
جلد سریع
couriers
پیک سریع
repost
ضربت سریع
rath
زود رس سریع
skitter
حرکت سریع
courier
پیک سریع
rapid transit
شطرنج سریع
sneak raid
دستبرد سریع
snapback
بهبودی سریع
rapid scanning
تقطیع سریع
glimpsing
نگاه سریع
glimpses
نگاه سریع
glimpsed
نگاه سریع
glimpse
نگاه سریع
winder
دویدن سریع
rathe
زود رس سریع
inexplicably
بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
scrappiest
بازی تهاجمی سریع
scrappy
بازی تهاجمی سریع
dispatch order
سفارش حمل سریع
slew
گردش سریع توپ
flashes
معدن موازی سریع A/D.
surged
جریان سریع وغیرعادی
sallies
حرکت سریع شلیک
sallies
جواب سریع و زیرکانه
fast shuttle
نقل و انتقال سریع
ageing
سخت کنندگی سریع
jabbed
ضربه سریع مستقیم
jabbing
ضربه سریع مستقیم
jabs
ضربه سریع مستقیم
rapid
سریع العمل چابک
fungoid
دارای رشد سریع
scrappier
بازی تهاجمی سریع
whisk
حرکت سریع و جزیی
whisked
حرکت سریع و جزیی
fast break
حمله سریع به دروازه
whisking
حرکت سریع و جزیی
umbilical cords
سیم سریع الاتصال
whisks
حرکت سریع و جزیی
quenching
سریع خنک کردن
sally
حرکت سریع شلیک
sally
جواب سریع و زیرکانه
whirls
چرخیدن گردش سریع
whirling
چرخیدن گردش سریع
raided
تک سریع تاخت و تاز
whirled
چرخیدن گردش سریع
whirl
چرخیدن گردش سریع
wildfire
اتش سریع و پر زور
swoop
حرکت سریع نزولی
scud
حرکت سریع ابر
swooped
حرکت سریع نزولی
raid
تک سریع تاخت و تاز
swooping
حرکت سریع نزولی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com