English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
dissimilarly بطور غیر مشابه
Search result with all words
similarly بطور مشابه
Other Matches
emulation رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند
directories روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
directory روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
irretrievably بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
nauseously بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
inconsiderably بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
lusciously بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
indisputable بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
horridly بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
indeterminately بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
poorly بطور ناچیز بطور غیر کافی
immortally بطور فنا ناپذیر بطور باقی
grossly بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
genuinely بطور اصل بطور بی ریا
latently بطور ناپیدا بطور پوشیده
abusively بطور ناصحیح بطور دشنام
incisively بطور نافذ بطور زننده
indecorously بطور ناشایسته بطور نازیبا
martially بطور جنگی بطور نظامی
improperly بطور غلط بطور نامناسب
analogous مشابه
quasi مشابه
alike <adj.> مشابه
akin <adj.> مشابه
semblable مشابه
corresponding مشابه
allo مشابه
lossy compression مشابه 6-23
elementary مشابه
similar <adj.> مشابه
homogeneous مشابه
like <adj.> مشابه
related <adj.> مشابه
similar مشابه
resembling <adj.> مشابه
SVGA مشابه 9737
EMI مشابه 3541
rounding مشابه 8762
organising مشابه 7186
directly مشابه 3162
look-alikes برنامه مشابه
EXNOR مشابه 3826
organises مشابه 7186
look-alike برنامه مشابه
organize مشابه 7186
print مشابه 7861
encryption مشابه 3631
register مشابه 8481
registering مشابه 8481
printed مشابه 7861
manipulation مشابه 6208
epileptiform مشابه صرع
epileptoid مشابه صرع
peripheral مشابه 7489
electronic مشابه 3510
prints مشابه 7861
organizing مشابه 7186
MHS مشابه 6444
organizes مشابه 7186
equals مشابه بودن
equalling مشابه بودن
synthesize مشابه 9821
design مشابه 2979
designs مشابه 2979
decoding مشابه 2860
synthesised مشابه 9821
synthesises مشابه 9821
synthesising مشابه 9821
synthesized مشابه 9821
synthesizes مشابه 9821
synthesizing مشابه 9821
bridging مشابه 1361
GUI مشابه 4601
in kind <idiom> به طریقی مشابه
in the same boat <idiom> درشراطی مشابه
breakdowns مشابه 1352
HMA مشابه 4812
uncommitted logic array مشابه 10328
equalled مشابه بودن
equal مشابه بودن
recoveries مشابه 8398
recovery مشابه 8398
equivalents برابر مشابه
equivalent برابر مشابه
IBM مشابه 4962
IBM مشابه 4963
multi scan monitor مشابه 6632
multifunctional مشابه 6716
storage مشابه 9641
induction مشابه 5128
inductions مشابه 5128
slew مشابه 9308
bracket مشابه 1329
breakdown مشابه 1352
look alike برنامه مشابه
user مشابه 10322
kips مشابه 5677
quantize مشابه 8181
product group کالاهی مشابه
syntax مشابه 9817
carrier مشابه 1595
pim مشابه 7515
gaps مشابه 4490
assonant مشابه یا متجانس
cal مشابه 1502
fields مشابه 4036
ultra- مشابه 10327
carriers مشابه 1595
reconfigure مشابه 8375
equaling مشابه بودن
launching مشابه 5747
users مشابه 10322
exclusive مشابه 3824
launches مشابه 5747
launched مشابه 5747
launch مشابه 5747
worded مشابه 10721
word مشابه 10721
IRTF مشابه 55423
status مشابه 9596
gap مشابه 4490
least significant digit مشابه 5781
interchange مشابه 5359
interchanged مشابه 5359
identical دقیقا مشابه
incorrectly مشابه 5078
domain مشابه 3286
roundest مشابه 8759
round مشابه 8759
fielded مشابه 4036
decryption مشابه 2871
field مشابه 4036
window مشابه 10682
MByte مشابه 6304
equaled مشابه بودن
registers مشابه 8481
congener مشابه متجانس
interchanges مشابه 5359
Arabic شکل مشابه ...
scale مشابه 8865
domains مشابه 3286
parity price قیمت مشابه
correspound مشابه بودن
interchanging مشابه 5359
Join the club! من هم درشرایطی مشابه هستم !
larks چکاوک وگونههای مشابه ان
banks مجموعهای از وسایل مشابه
tonemic دارای تلفظ مشابه
bank مجموعهای از وسایل مشابه
to correspond to مانند [مشابه] بودن
lark چکاوک وگونههای مشابه ان
homochromatic دارای رنگهای مشابه
in keeping with <idiom> مشابه ،موافقت کردن
quasi- مشابه یا تقریباگ همان
hand out <idiom> از چیزهایی مشابه به هم دادن
etx توجه مشابه EOT
pulsed مجموعه متمادی پالسهای مشابه
We're all in the same boat. ما همه در یک موقعیت مشابه هستیم.
pulse مجموعه متمادی پالسهای مشابه
relationship نحوه اتصال دو چیز مشابه
cartels اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
relationships نحوه اتصال دو چیز مشابه
heterologous غیر مشابه بدون نسبت
equates مشابه بودن یامشابه ساختن
acceptable alter nate product فراورده مشابه قابل قبول
tweedledum and tweedledee دو فرد یا دو گروه خیلی مشابه
equated مشابه بودن یامشابه ساختن
isotropic دارای خواص فیزیکی مشابه
equate مشابه بودن یامشابه ساختن
storage pool گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
cartel اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
rookery زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
rookeries زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
block storing کنار هم چیدن کانتینرهای مشابه
basic type double tier formwork قالب بندی بالارونده با تختههای مشابه
to be in the same boat <idiom> درشرایطی مشابه بودن [اصطلاح مجازی]
homogamy وجود گلبرگهای مشابه ومتجانس در گیاه
in a rut <idiom> همیشه کار مشابه انجام دادن
Birds of a feather flock together . <proverb> پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز مى کنند .
contour template مشابه سازی یک شکل دو یاسه بعدی
equivalents همان مقدار را داشتن یا مشابه بودن
equivalent همان مقدار را داشتن یا مشابه بودن
c استفاده مشابه از کامپیوتر و سایر اجزا در فرآیند
typecast ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
typecasting ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
elements که ازقسمتهای مشابه بسیار تشکیل شده است
c استفاده مشابه از کامپیوتر در هر جنبه طراحی و ساخت
voice تولید مجدد صدا مشابه صوت انسان
element که ازقسمتهای مشابه بسیار تشکیل شده است
typecasts ارجاع کردن نقشهای مشابه به هنرپیشهی بخصوص
unshielded twisted pair cable مشابه 10294. مراجعه شود به CATEGORY CABLE
pantomiming <adj.> <pres-p.> [رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن]
gating circuit مداری که مشابه با یک کلیدانتخاب شده عمل میکند
mimicking <adj.> <pres-p.> [رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن]
homograft پیوند زنی از بافت وجودی مشابه باخود
match جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
emulating <adj.> <pres-p.> [رفتار مشابه با چیز دیگری انجام دادن]
voicing تولید مجدد صدا مشابه صوت انسان
matches جستجو در پایگاه داده برای اطلاع مشابه
voices تولید مجدد صدا مشابه صوت انسان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com