English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 245 (3 milliseconds)
English Persian
indefeasibly بطور فسخ ناپذیر
Search result with all words
irresistibly بطور مقاومت ناپذیر
indescribably بطور وصف ناپذیر
irredeemably بطور چاره ناپذیر
interminably بطور پایان ناپذیر
incurably بطور علاج ناپذیر
insufferably بطور تحمل ناپذیر
insupportably بطور تحمل ناپذیر
intolerably بطور تحمل ناپذیر
irretrievably بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
irrevocably بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
impassively بطور تالم ناپذیر ازروی بی عاطفگی
deathlessly بطور فنا ناپذیر
indestructibly بطور فنا ناپذیر
immiscibly بطور امیزش ناپذیر
immitigably بطور تخفیف ناپذیر
immortally بطور فنا ناپذیر بطور باقی
immutably بطور تغییر ناپذیر
impalpably بطور لمس ناپذیر
imperishably بطور زوال ناپذیر
imperturbably با خون سردی بطور تشویش ناپذیر
imperviously بطور خلول ناپذیر
incorrigibly بطور اصلاح ناپذیر
indefatigably بطور خستگی ناپذیر
indefensibly بطور دفاع ناپذیر
indispensably بطور چاره ناپذیر
inerrably بطور لغزش ناپذیر
inestimably بطور تقدیر ناپذیر
inexcusably بطور عذر ناپذیر
inexhaustibly بطور خستگی ناپذیر
inscrutably بطور تفحص ناپذیر
inseparably بطور تجزیه ناپذیر
insuperably بطور شکست ناپذیر
invincibly بطور شکست ناپذیر
intabgibly بطور لمس ناپذیر
inviolably با مصونیت بطور تخلف ناپذیر
invulnerably بطور زخم ناپذیر
invulnerably بطور شکست ناپذیر
irrecocilably بطور اصلاح ناپذیر
irremediably بطور چاره ناپذیر
irremissibly بطور بخشش ناپذیر
irremovably بطور عزل ناپذیر
irreparably بطور جبران ناپذیر
irreversibly بطور تغییر ناپذیر
penetrably بطور نفوذ ناپذیر
Other Matches
invulnerable زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
immedicable درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
nauseously بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
inconsiderably بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
indisputable بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
horridly بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
lusciously بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
indeterminately بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
poorly بطور ناچیز بطور غیر کافی
grossly بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
martially بطور جنگی بطور نظامی
indecorously بطور ناشایسته بطور نازیبا
genuinely بطور اصل بطور بی ریا
improperly بطور غلط بطور نامناسب
abusively بطور ناصحیح بطور دشنام
latently بطور ناپیدا بطور پوشیده
incisively بطور نافذ بطور زننده
unchallenged بحث ناپذیر
waterproofs نم ناپذیر
waterproof نم ناپذیر
watertight اب ناپذیر
imperviable نم ناپذیر
inappeasable ناپذیر
waterproofed نم ناپذیر
indisributable بخش ناپذیر
indefatigable خستگی ناپذیر
indispansably بطورچاره ناپذیر
unavoidable چاره ناپذیر
unsearchable کاوش ناپذیر
ineluctable چاره ناپذیر
unavoidable اجتناب ناپذیر
irrevocably بطورفسخ ناپذیر
immutable تغییر ناپذیر
invariable تغییر ناپذیر
interminable پایان ناپذیر
unchangeable تغییر ناپذیر
unalterable تغییر ناپذیر
inscrutable نفوذ ناپذیر
unaccountably توضیح ناپذیر
unaccountable توضیح ناپذیر
incommutably تبدیل ناپذیر
inexcitable هیجان ناپذیر
fatigueless خستگی ناپذیر
untouchability لمس ناپذیر
inaccessible دسترسی ناپذیر
inaccessible ارتباط ناپذیر
intangible لمس ناپذیر
ineludible گریز ناپذیر
exhautless خستگی ناپذیر
indubious تردید ناپذیر
unexceptionable استثناء ناپذیر
immortal فنا ناپذیر
adamantly تزلزل ناپذیر
impermeable نشت ناپذیر
unanswerable تکذیب ناپذیر
unanswerable جواب ناپذیر
inevitable اجتناب ناپذیر
incurable علاج ناپذیر
unbearably تحمل ناپذیر
incurable بهبودی ناپذیر
incurable درمان ناپذیر
incompressible تراکم ناپذیر
impermeable تراوش ناپذیر
impermeable رطوبت ناپذیر
irreversible بازگشت ناپذیر
adamant تزلزل ناپذیر
inconceivable تصور ناپذیر
undeniably انکار ناپذیر
undeniable انکار ناپذیر
immobile جنبش ناپذیر
impregnable رسوخ ناپذیر
inflexible انحناء ناپذیر
overpowering مقاومت ناپذیر
irreversible برگشت ناپذیر
irreversible واگشت ناپذیر
unceasing ایست ناپذیر
unceasing پایان ناپذیر
indecomposable فساد ناپذیر
indefeasible فسخ ناپذیر
indefeasible بطلان ناپذیر
indestructible فنا ناپذیر
indefectible خلل ناپذیر
irredeemable پایان ناپذیر
sateless سیری ناپذیر
disconsolate تسلی ناپذیر
indiminishable کاهش ناپذیر
incorrigible اصلاح ناپذیر
invincible شکست ناپذیر
incorruptibly بطورفساد ناپذیر
unassailable یورش ناپذیر
indeterminable تعیین ناپذیر
uncompromising مصالحه ناپذیر
engrained چاره ناپذیر
uncompromisingly مصالحه ناپذیر
incomparable مقایسه ناپذیر
voracious سیری ناپذیر
inconvertible مبادله ناپذیر
irreparable جبران ناپذیر
irreconcilable اشتی ناپذیر
indisciplinable انظباط ناپذیر
inappealable پژوهش ناپذیر
stainless زنگ ناپذیر
immitigable تخفیف ناپذیر
integral جدایی ناپذیر
nondescript وصف ناپذیر
irremissible اغماض ناپذیر
irresistable مقاومت ناپذیر
irresolvable تجزیه ناپذیر
raintight باران ناپذیر
impartible بخش ناپذیر
irriversible برگشت ناپذیر
immiscible امتزاج ناپذیر
irrecoverably بطوراصلاح ناپذیر
remediless درمان ناپذیر
inalterable تغییر ناپذیر
immiscible امیزش ناپذیر
insupportable تحمل ناپذیر
ireversible تغییر ناپذیر
imperturbable تزلزل ناپذیر
insoluble انحلال ناپذیر
uncontrollably کنترل ناپذیر
uncontrollable کنترل ناپذیر
irrecocilably بطوروفق ناپذیر
irrecoverable جبران ناپذیر
insufferable تحمل ناپذیر
unalterable <adj.> اجتناب ناپذیر
irrefutable انکار ناپذیر
irrefutable تکذیب ناپذیر
inestimable تخمین ناپذیر
imperviable سرایت ناپذیر
achromic رنگ ناپذیر
unbeatable باخت ناپذیر
achromatic رنگ ناپذیر
impenitent توبه ناپذیر
irreconcilable وفق ناپذیر
atomic تجزیه ناپذیر
absolute <adj.> اجتناب ناپذیر
drainless خستگی ناپذیر
joiner door دربهای اب ناپذیر
unchallenged انکار ناپذیر
air proof هوا ناپذیر
unalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
infallible لغزش ناپذیر
indescribable وصف ناپذیر
inevitable <adj.> اجتناب ناپذیر
indispensable <adj.> اجتناب ناپذیر
rigid انعطاف ناپذیر
sure-fire شکست ناپذیر
inalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
unbearable تحمل ناپذیر
invariant تغییر ناپذیر
inexhaustibly بطورپایان ناپذیر
inexecutable <adj.> انجام ناپذیر
uninflammable اشتعال ناپذیر
incommensurable مقایسه ناپذیر
non descript تشریح ناپذیر
infrangible تجزیه ناپذیر
non descript وصف ناپذیر
undecidable تصمیم ناپذیر
irremediable چاره ناپذیر
incommensurable سنجش ناپذیر
unconquerable تسخیر ناپذیر
uncomputable محاسبه ناپذیر
impassive تالم ناپذیر
impracticable <adj.> انجام ناپذیر
ego alien خود ناپذیر
unobjectionable اعتراض ناپذیر
incommutable تخفیف ناپذیر
nonsuperimposable انطباق ناپذیر
incommutable استحاله ناپذیر
unwearying خستگی ناپذیر
unerring خطا ناپذیر
inexplorable کاوش ناپذیر
impossible [colloquial] <adj.> تحمل ناپذیر
inextinguishably بطورتسکین ناپذیر
incompressible فشار ناپذیر
inirritable تحریک ناپذیر
unfeasible <adj.> انجام ناپذیر
inalienable بیع ناپذیر
insusceptible تایید ناپذیر
passives اثر ناپذیر
inconsolable دلداری ناپذیر
inconsolably دلداری ناپذیر
intangibly بطورلمس ناپذیر
waterproof wire سیم نم ناپذیر
unappeasable استمالت ناپذیر
spanless پیمایش ناپذیر
unappealabe پژوهش ناپذیر
inseparable تفکیک ناپذیر
deathless فنا ناپذیر
incoercible انقباض ناپذیر
inscrvtable تفحص ناپذیر
passive اثر ناپذیر
incodensable انقباض ناپذیر
inappellable پژوهش ناپذیر
beyond bearing تحمل ناپذیر
nanoaddressable نشانی ناپذیر
water proof رطوبت ناپذیر
intolerable تحمل ناپذیر
insol انحلال ناپذیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com