Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
irresistibly
بطور مقاومت ناپذیر
Other Matches
irrevocably
بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
irretrievably
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
overpowering
مقاومت ناپذیر
irresistable
مقاومت ناپذیر
immortally
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
impalpably
بطور لمس ناپذیر
irremediably
بطور چاره ناپذیر
immutably
بطور تغییر ناپذیر
inexhaustibly
بطور خستگی ناپذیر
immiscibly
بطور امیزش ناپذیر
immitigably
بطور تخفیف ناپذیر
invincibly
بطور شکست ناپذیر
insuperably
بطور شکست ناپذیر
irremovably
بطور عزل ناپذیر
inscrutably
بطور تفحص ناپذیر
irremissibly
بطور بخشش ناپذیر
imperishably
بطور زوال ناپذیر
inseparably
بطور تجزیه ناپذیر
indispensably
بطور چاره ناپذیر
indefensibly
بطور دفاع ناپذیر
indefeasibly
بطور فسخ ناپذیر
irreversibly
بطور تغییر ناپذیر
irreparably
بطور جبران ناپذیر
irrecocilably
بطور اصلاح ناپذیر
deathlessly
بطور فنا ناپذیر
intolerably
بطور تحمل ناپذیر
inerrably
بطور لغزش ناپذیر
invulnerably
بطور زخم ناپذیر
invulnerably
بطور شکست ناپذیر
indefatigably
بطور خستگی ناپذیر
insupportably
بطور تحمل ناپذیر
insufferably
بطور تحمل ناپذیر
indestructibly
بطور فنا ناپذیر
incorrigibly
بطور اصلاح ناپذیر
interminably
بطور پایان ناپذیر
inestimably
بطور تقدیر ناپذیر
imperviously
بطور خلول ناپذیر
inexcusably
بطور عذر ناپذیر
intabgibly
بطور لمس ناپذیر
irredeemably
بطور چاره ناپذیر
indescribably
بطور وصف ناپذیر
incurably
بطور علاج ناپذیر
penetrably
بطور نفوذ ناپذیر
inviolably
با مصونیت بطور تخلف ناپذیر
imperturbably
با خون سردی بطور تشویش ناپذیر
impassively
بطور تالم ناپذیر ازروی بی عاطفگی
series resistance
مقاومت ورودی مقاومت سری مقاومت ماقبل
varistor
مقاومت نیمه هادی با دوالکترود که مقاومت ان به نسبت عکس ولتاژ در هرجهت تغییر میکند
choke impedance
امپدانس یا مقاومت فاهری چوک مقاومت پیچک
impedance
مقاومت فاهری الکتریسیته مقاومت سیم امپدانس
invulnerable
زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
immedicable
درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
insulation resistance
مقاومت الکتریکی مقاومت ایزولاسیون
resilience
درجه مقاومت فرش در برابر سایش
[این عامل نشان دهنده مقاومت فرش بر اثر رفت و آمد و مستهلک شدن آن است.]
grid bias resistance
مقاومت پلاریزاسیون شبکه مقاومت بایاس شبکه
reluctivity
مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
grid suppressor
مقاومت میرایی شبکه مقاومت شبکه سوپرسورشبکه
inconsiderably
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
lusciously
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
horridly
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
indisputable
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
indeterminately
بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
grossly
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
poorly
بطور ناچیز بطور غیر کافی
abusively
بطور ناصحیح بطور دشنام
incisively
بطور نافذ بطور زننده
genuinely
بطور اصل بطور بی ریا
indecorously
بطور ناشایسته بطور نازیبا
improperly
بطور غلط بطور نامناسب
martially
بطور جنگی بطور نظامی
latently
بطور ناپیدا بطور پوشیده
watertight
اب ناپذیر
waterproof
نم ناپذیر
waterproofs
نم ناپذیر
unchallenged
بحث ناپذیر
imperviable
نم ناپذیر
waterproofed
نم ناپذیر
inappeasable
ناپذیر
achromic
رنگ ناپذیر
unbearable
تحمل ناپذیر
irreversible
برگشت ناپذیر
achromatic
رنگ ناپذیر
ineludible
گریز ناپذیر
interminable
پایان ناپذیر
inevitable
اجتناب ناپذیر
irreversible
بازگشت ناپذیر
unbearably
تحمل ناپذیر
irreversible
واگشت ناپذیر
impermeable
رطوبت ناپذیر
impermeable
تراوش ناپذیر
unanswerable
تکذیب ناپذیر
unanswerable
جواب ناپذیر
invariant
تغییر ناپذیر
insol
انحلال ناپذیر
inextinguishably
بطورتسکین ناپذیر
intangible
لمس ناپذیر
inaccessible
ارتباط ناپذیر
inaccessible
دسترسی ناپذیر
inscrvtable
تفحص ناپذیر
inexplorable
کاوش ناپذیر
inirritable
تحریک ناپذیر
infrangible
تجزیه ناپذیر
sateless
سیری ناپذیر
unfeasible
<adj.>
انجام ناپذیر
sure-fire
شکست ناپذیر
inexcitable
هیجان ناپذیر
intangibly
بطورلمس ناپذیر
insusceptible
تایید ناپذیر
air proof
هوا ناپذیر
inexhaustibly
بطورپایان ناپذیر
beyond bearing
تحمل ناپذیر
impracticable
<adj.>
انجام ناپذیر
inexecutable
<adj.>
انجام ناپذیر
ineluctable
چاره ناپذیر
remediless
درمان ناپذیر
unappealabe
پژوهش ناپذیر
unappeasable
استمالت ناپذیر
unchangeable
تغییر ناپذیر
uncomputable
محاسبه ناپذیر
inalienable
بیع ناپذیر
unconquerable
تسخیر ناپذیر
undecidable
تصمیم ناپذیر
uninflammable
اشتعال ناپذیر
inseparable
تفکیک ناپذیر
unobjectionable
اعتراض ناپذیر
unsearchable
کاوش ناپذیر
untouchability
لمس ناپذیر
joiner door
دربهای اب ناپذیر
irriversible
برگشت ناپذیر
water proof
رطوبت ناپذیر
waterproof wire
سیم نم ناپذیر
insoluble
انحلال ناپذیر
indefatigable
خستگی ناپذیر
atomic
تجزیه ناپذیر
spanless
پیمایش ناپذیر
nondescript
وصف ناپذیر
raintight
باران ناپذیر
stainless
زنگ ناپذیر
unassailable
یورش ناپذیر
nonsuperimposable
انطباق ناپذیر
non descript
تشریح ناپذیر
nanoaddressable
نشانی ناپذیر
indescribable
وصف ناپذیر
irreparable
جبران ناپذیر
invincible
شکست ناپذیر
infallible
لغزش ناپذیر
incorrigible
اصلاح ناپذیر
indestructible
فنا ناپذیر
irredeemable
پایان ناپذیر
irresolvable
تجزیه ناپذیر
irremissible
اغماض ناپذیر
uncompromising
مصالحه ناپذیر
indeterminable
تعیین ناپذیر
unceasing
پایان ناپذیر
unceasing
ایست ناپذیر
incurable
درمان ناپذیر
incurable
بهبودی ناپذیر
incurable
علاج ناپذیر
adamantly
تزلزل ناپذیر
adamant
تزلزل ناپذیر
inconceivable
تصور ناپذیر
undeniably
انکار ناپذیر
undeniable
انکار ناپذیر
immobile
جنبش ناپذیر
impregnable
رسوخ ناپذیر
inflexible
انحناء ناپذیر
voracious
سیری ناپذیر
uncompromisingly
مصالحه ناپذیر
incomparable
مقایسه ناپذیر
irrecoverably
بطوراصلاح ناپذیر
unalterable
تغییر ناپذیر
invariable
تغییر ناپذیر
irrecoverable
جبران ناپذیر
irrecocilably
بطوروفق ناپذیر
immutable
تغییر ناپذیر
unexceptionable
استثناء ناپذیر
irrevocably
بطورفسخ ناپذیر
ireversible
تغییر ناپذیر
unavoidable
چاره ناپذیر
unavoidable
اجتناب ناپذیر
disconsolate
تسلی ناپذیر
irreconcilable
اشتی ناپذیر
irreconcilable
وفق ناپذیر
non descript
وصف ناپذیر
inscrutable
نفوذ ناپذیر
absolute
<adj.>
اجتناب ناپذیر
incorruptibly
بطورفساد ناپذیر
passives
اثر ناپذیر
passive
اثر ناپذیر
deathless
فنا ناپذیر
inconvertible
مبادله ناپذیر
inconsolably
دلداری ناپذیر
inconsolable
دلداری ناپذیر
incompressible
فشار ناپذیر
incompressible
تراکم ناپذیر
inalienable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
indispensable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
inevitable
<adj.>
اجتناب ناپذیر
unbeatable
باخت ناپذیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com