Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
suitably
بطور مناسب یا شایسته
Other Matches
apt
مناسب شایسته
fitly
بطور شایسته
meetly
بطور شایسته
properly
بطور شایسته
as it deserves
بطور شایسته
rightly
<adv.>
بطور شایسته
rightfully
<adv.>
بطور شایسته
properly
<adv.>
بطور شایسته
correctly
<adv.>
بطور شایسته
justly
<adv.>
بطور شایسته
duly
<adv.>
بطور شایسته
aright
<adv.>
بطور شایسته
worthily
بطور شایسته و در خور
adorably
چنانکه شایسته ستایش باشد بطور ستوده
fitly
بطور مناسب
appositely
بطور مناسب
appropriately
بطور مناسب
decorously
بطور مناسب و پاکیزه
propitiously
بطور مناسب یامقتضی
fits
شایسته بودن برای مناسب بودن
fit
شایسته بودن برای مناسب بودن
fittest
شایسته بودن برای مناسب بودن
relevantly
بطور مناسب یامربوط چنانکه بیربط نباشد
trial and error
<idiom>
یافتن راه حلهای مناسب برای یافتن راهی مناسب
irretrievably
بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
nauseously
بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
inconsiderably
بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
indisputable
بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
lusciously
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
horridly
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
fits
شایسته
utilitarian
[useful]
<adj.>
شایسته
exact
<adj.>
شایسته
suitable
<adj.>
شایسته
useful
<adj.>
شایسته
functional
<adj.>
شایسته
purposeful
<adj.>
شایسته
purpose-built
<adj.>
شایسته
practical
<adj.>
شایسته
meets
شایسته
convenient
<adj.>
شایسته
appropriate
[for an occasion]
<adj.>
شایسته
fittest
شایسته
fit
شایسته
good
شایسته
meritorious
شایسته
practicable
<adj.>
شایسته
proper
شایسته
qua
شایسته
apropos
شایسته
true
<adj.>
شایسته
meet
شایسته
worthier
شایسته
worthiest
شایسته
qualified
شایسته
worthy
شایسته
competent
شایسته
seemly
شایسته
accurate
[correct]
<adj.>
شایسته
pertinent
شایسته
inept
نا شایسته
real
<adj.>
شایسته
proper
<adj.>
شایسته
correct
<adj.>
شایسته
purposive
<adj.>
شایسته
poorly
بطور ناچیز بطور غیر کافی
immortally
بطور فنا ناپذیر بطور باقی
indeterminately
بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
grossly
بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
ought not
شایسته نیست
fit
لایق شایسته
companionable
شایسته رفاقت
fits
لایق شایسته
pensionable
شایسته بازنشستگی
devisable
شایسته تامل
devisable
شایسته اندیشه
befitting
درخور شایسته
worthful
شایسته مستحق
intrinsic
مرتب شایسته
to be proper for
شایسته بودن
adequate
شایسته بودن
becoming
شایسته درخور
suitable
شایسته فراخور
worshipful
شایسته احترام
meet for a man
شایسته است که
derisible
شایسته ریشخند
quoteworthy
شایسته ذکر
courtlier
شایسته دربار
ogr
شایسته غول
behoove
شایسته بودن
behove
شایسته بودن
conditioning
شایسته سازی
beseem
شایسته بودن
proper dress
جامه شایسته
christianlike
شایسته مسیحیت
by fits and starts
شایسته لایق
courtliest
شایسته دربار
winnable
شایسته پیروزی
eligible
شایسته انتخاب
discreditable
شایسته بی اعتباری
the ticket
کار شایسته
fittest
لایق شایسته
in due form
بطرز شایسته
courtly
شایسته دربار
meritorious
شایسته ترین
right
شایسته خوب ذیحق
servile
شایسته نوکران چاپلوس
worthy to become a king
شایسته شاه شدن
ineligible
نا شایسته برای انتخاب
competent
شایسته دارای سر رشته
workmanly
شایسته کارگر خوب
qualified for work
شایسته یاقابل کارکردن
nameable
شایسته نام بردن
oughtn't
نبایستی شایسته نیست
righted
شایسته خوب ذیحق
righting
شایسته خوب ذیحق
sufficient
شایسته صلاحیت دار
fit to work
شایسته یاقابل کارکردن
gentlemanlike
شایسته مرد نجیب
humance
انسانی شایسته بشریت
workmanlike
شایسته کارگر خوب
best
شایسته ترین پیشترین
it does not befit me to
شایسته من نیست که مرانشاید که
merits
شایسته بودن استحقاق داشتن
give someone their due
<idiom>
دادن اعتبار به شخص شایسته
merit
شایسته بودن استحقاق داشتن
hellishness
خویی که شایسته دوزخ باشد
gentlewomanlike
شایسته بانوان نجیب ومحترم
he is unworthy of his position
شایسته مقام خود نیست
meriting
شایسته بودن استحقاق داشتن
quotable
شایسته نقل قول کردن
condition
شرط نمودن شایسته کردن
palmary
شایسته ستایش و تقدیر برجسته
to put out of court
شایسته مطرح کردن ندانستن
merited
شایسته بودن استحقاق داشتن
disqualified
سلب صلاحیت کردن از شایسته ندانستن
disqualifies
سلب صلاحیت کردن از شایسته ندانستن
disqualify
سلب صلاحیت کردن از شایسته ندانستن
disqualifying
سلب صلاحیت کردن از شایسته ندانستن
affimable
شایسته انکه بطورقطع گفته شود
abusively
بطور ناصحیح بطور دشنام
incisively
بطور نافذ بطور زننده
indecorously
بطور ناشایسته بطور نازیبا
improperly
بطور غلط بطور نامناسب
latently
بطور ناپیدا بطور پوشیده
genuinely
بطور اصل بطور بی ریا
martially
بطور جنگی بطور نظامی
The ceremony concluded with the recital of an apropos poem.
مراسم با تلاوت شعر شایسته به پایان رسید.
picturesquely
چنانکه شایسته عکس برداری یانقاشی باشد
it was beneath my notice
شایسته اینکه اعتنایی بان کنم نبود
constructive school credit
بورس تحصیلی برای پرسنل شایسته نظامی
head-hunting
<idiom>
جستجو کردن برای یافتن شخصی شایسته ولایق
academically
چنانچه شایسته انجمن دانش یا فرهنگستانی باشد ادیبانه
pontifically
چنانکه شایسته اسقفان باشد با جامه یا ایین اسقفی
able
پسوندی برای ساختن صفت به معنی دارای قدرت شایسته
ablest
پسوندی برای ساختن صفت به معنی دارای قدرت شایسته
abler
پسوندی برای ساختن صفت به معنی دارای قدرت شایسته
honourable mentions
امتیاز یانشان شایستگی که بکسانی داده میشود که شایسته جایزنبوده اند
honourable mention
امتیاز یانشان شایستگی که بکسانی داده میشود که شایسته جایزنبوده اند
sufficing
<adj.>
مناسب
adaptation
مناسب
adaptations
مناسب
shapeable
مناسب
exact
<adj.>
مناسب
by fits and starts
مناسب
habile
مناسب
correct
<adj.>
مناسب
real
<adj.>
مناسب
accurate
[correct]
<adj.>
مناسب
semblable
مناسب
congurous
مناسب
pertains
مناسب
fitting
مناسب
convenient
<adj.>
مناسب
condign
مناسب
oportuneness
مناسب
close fit
مناسب
true
<adj.>
مناسب
idoneous
مناسب
acceptable
<adj.>
مناسب
proper
<adj.>
مناسب
satisfactory
<adj.>
مناسب
sufficient
<adj.>
مناسب
good
[sufficient]
<adj.>
مناسب
in point
مناسب
purposive
<adj.>
مناسب
becoming
مناسب
utile
[archaic]
[useful]
<adj.>
مناسب
handy
<adj.>
مناسب
serviceable
<adj.>
مناسب
optimum
مناسب
helpful
<adj.>
مناسب
assorted
مناسب
pertain
مناسب
handy
[useful]
<adj.>
مناسب
beneficial
<adj.>
مناسب
tailored
مناسب
practicable
<adj.>
مناسب
functional
<adj.>
مناسب
appropriate
[for an occasion]
<adj.>
مناسب
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com