Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 76 (6 milliseconds)
English
Persian
farther
بعلاوه قدری
Other Matches
piece
قدری
fatalistic
قدری
somewhat
قدری
pieces
قدری
some
قدری
kadarite
قدری
predestinarian
قدری
latish
قدری دیر
something
تا اندازهای قدری
nappy
قدری مست
nappies
قدری مست
Make some room here.
یک قدری اینجا جا باز کن
Give a pull at the rope .
سر طناب را یک قدری بکش
predestinarianism
پیروی از فلسفه قدری وجبری
he brought more money
قدری دیگر پول اورد
Come forward a little (little bit)more.
یک قدری دیگه بیا جلو
I'd like some small change.
من قدری پول خرد میخواهم.
Shall wd go for awalk ? shall we go and stretch our legs .
میل دارید قدری قدم بزنیم ؟
Could you lend me some money ?
می توانی یک قدری به من پول قرض بدهی ؟
Lets go for a walk ( stroll) .
برویم یک قدری بگردیم ( قدمی بزنیم )
The coa is a little short in the sleeves .
آستین های این کت یک قدری کوتاه است
Please warm up this milk . warm and sincere greetings .
لطفا" این شیر را قدری گرم کنید
on top of this
<adv.>
بعلاوه
in addition
<adv.>
بعلاوه
withal
بعلاوه
therewithal
بعلاوه
therewith
بعلاوه
thereto
بعلاوه
supra
بعلاوه
on to
<adv.>
بعلاوه
additionally
<adv.>
بعلاوه
beyond that
<adv.>
بعلاوه
what is more
<adv.>
بعلاوه
on top of
<idiom>
بعلاوه
over and above
<adv.>
بعلاوه
also
[moreover]
<adv.>
بعلاوه
aside from that
<adv.>
بعلاوه
on top of that
<adv.>
بعلاوه
besides
<adv.>
بعلاوه
plus
بعلاوه
further
بعلاوه
as well as
بعلاوه
as well
بعلاوه
adside from
بعلاوه
furthered
بعلاوه
moreover
<adv.>
بعلاوه
furthering
بعلاوه
far
بعلاوه
furthers
بعلاوه
likewise
هم بعلاوه
furthermore
<adv.>
بعلاوه
further
[moreover]
<adv.>
بعلاوه
into the bargain
بعلاوه
again
بعلاوه
in a. to
بعلاوه
forbye
بعلاوه
forby
<adv.>
بعلاوه
I wasnt drunk , but just tight.
مست نبودم فقط کله ام قدری گرم شده بود
besides
بعلاوه نزدیک
plus sign
علامت بعلاوه
too
بعلاوه نیز
also
همینطور بعلاوه
plus signs
علامت بعلاوه
beside
دریک طرف بعلاوه
with costs
بعلاوه هزینه دادرسی
One plus one is
[equal]
two.
یک بعلاوه یک برابر
[است با]
دو.
cost plus
بعلاوه سود معینی
cost plus a fixed fee
هزینه بعلاوه حق الزحمه ثابت
fullest
کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد.
full
کامپیوتر همراه با کارت مخصوصی که به قدری سریع است که تصاویر ویدیویی متحرک را می گیرد و نمایش میدهد.
kelvin
درجه حرارت کلوین که برابردرجه سانتیگراد بعلاوه عدد372 است
ejectment
باز پس گرفتن زمین غصبی ازغاصب بعلاوه کلیه خسارات وارده به مالک اصلی
equitable estate
در CL مرتهن بالقوه مالک عین مرهونه میشود و بعلاوه تاسیسی وجوددارد که به موجب ان می توان حق از گرو دراوردن ملک را از راهن سلب کرد
cross line
بعلاوه داخل دوربین خط تار موی دوربین
musicom
یک زبان برنامه نویسی تصنیفی که روش هایی برای تولید تصنیفهای موسیقی اصیل بعلاوه موسیقی ترکیبی ارائه میدهد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com