Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (9 milliseconds)
English
Persian
snoopy
بعمل اورنده تحقیقات محرمانه
Other Matches
to make enquiries into
تحقیقات بعمل اوردن
to make inquires into a matter
در امری تحقیقات بعمل اوردن
botanize
تحقیقات گیاه شناسی بعمل اوردن
snoop
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snooped
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snooping
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
snoops
بدنبال متخلفین قانون گشتن مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن جستجو کننده
take steps
اقدامات بعمل امده
to take measures
اقدامات بعمل اوردن
to take steps
اقدامات بعمل اوردن
bearer
اورنده
bearers
اورنده
he did his utmost
نهایت کوشش را بعمل اوردن
raises
تحریک کردن بعمل اوردن
raise
تحریک کردن بعمل اوردن
betroth
مراسم نامزدی بعمل اوردن
do the necessary
اقدام لازم بعمل اورید
pretest
امتحان مقدماتی بعمل اوردن
to exhaust one's efforts
منتهای کوشش را بعمل اوردن
To hold an official inquiry.
تحقیق رسمی بعمل آوردن
to strain every nerve
منتهای کوشش را بعمل اوردن
collectors
فراهم اورنده
collector
گرد اورنده
procurer
بدست اورنده
acquirer
بدست اورنده
growers
عمل اورنده
colleotor
جمع اورنده
processor
عمل اورنده
compiler
گرد اورنده
catcher
بدست اورنده
presager
خبر اورنده
collectors
گرد اورنده
gatherer
گرد اورنده
regenarate
از نو بوجود اورنده
providers
بدست اورنده
irritants
به خشم اورنده
provider
بدست اورنده
sustainer
تاب اورنده
securer
بدست اورنده
collector
فراهم اورنده
grower
عمل اورنده
resuscitator
بهوش اورنده
irritant
به خشم اورنده
shaper
بشکل در اورنده
aliquant
باقی اورنده
i did my very best
منتهای کوشش خود را بعمل اوردم
wrangler
گرد اورنده احشام
irritants
بخشم اورنده ازارنده
curing compound
مایه عمل اورنده
irritant
بخشم اورنده ازارنده
lyse
بوسیله " لیزین " تجزیه سلولی بعمل اوردن
producers
عمل اورنده سازنده باراورنده
producer
عمل اورنده سازنده باراورنده
self tightening
برنفس خویش فشاروارد اورنده
office of the future
ارتباطات داده و سایر تکنولوژیهای الکترونیکی بعمل می اورد
one's light s
نهایت کوشش را در حدودتوانایی یا استعداد خود بعمل اوردن
theories
تحقیقات نظری
basic research
تحقیقات مقدماتی
theory
تحقیقات نظری
applied research
تحقیقات عملی
research
تحقیقات علمی
researched
تحقیقات علمی
researches
تحقیقات علمی
researching
تحقیقات علمی
tools of research
وسایل تحقیقات
scientific researches
تحقیقات علمی
resumptive
ادامه دهنده دوباره بدست اورنده
hemostat
عامل بند اورنده جریان خون
reviver
تجدید حیات کننده بهوش اورنده
guinea pig
خوکچه هندی انسان یا حیوانی که روی ان ازمایش بعمل میاید
guinea pigs
خوکچه هندی انسان یا حیوانی که روی ان ازمایش بعمل میاید
theoretics
تحقیقات نظری در علوم
theorize
تحقیقات نظری کردن
f.b.i
اداره فدرال تحقیقات
theorizing
تحقیقات نظری کردن
theorizes
تحقیقات نظری کردن
theorized
تحقیقات نظری کردن
theorising
تحقیقات نظری کردن
theorises
تحقیقات نظری کردن
report of survey
گزارش تحقیقات یا بررسیها
theorised
تحقیقات نظری کردن
cancelled cheque
چکی که وجه ان را بانک به اورنده چک پرداخته است
primary cognizance
تحقیقات اولیه روی یک مسئله
proving ground
محل تحقیقات علمی ازمایشگاه
Scientific research.
تحقیقات ( پژوهش های ) علمی
psychognosy
تحقیقات روانی روان پژوهش
psychognosis
تحقیقات روانی روان پژوهش
tempests
تحقیقات مربوط به تشعشعات بی خطر اتمی
pay dirt
تحقیقات واکتشافات با ارزش ومفید منفعت
market research
تحقیقات علمی در بازار ودادوستد کالا
tempest
تحقیقات مربوط به تشعشعات بی خطر اتمی
astrophotography
عکس برداری از ستارگان برای تحقیقات فضایی
operations research
تحقیقات از نظر کار و عملیات یک قسمت یا دستگاه
in secret
محرمانه
confidental
محرمانه
secrets
محرمانه
necessary house
محرمانه
tete a tete
محرمانه
restricted
محرمانه
private
محرمانه
private code
کد محرمانه
privates
محرمانه
esoteric
محرمانه
privily
محرمانه
in private
محرمانه
jackes
محرمانه
secret
محرمانه
subrosa
محرمانه
privately
محرمانه
classified
محرمانه
confidential
محرمانه
confidentially
محرمانه
arcane
محرمانه
hush hush
محرمانه
backsides
محرمانه
cheek by jowl
محرمانه
backside
محرمانه
hush-hush
محرمانه
off the record
محرمانه و خصوصی
secrecy
محرمانه بودن
privates
محرمانه سرجوخه
backstage
محرمانه خصوصی
surreptitiously
محرمانه جانشین
conclave
انجمن محرمانه
conclaves
انجمن محرمانه
private code
رمز محرمانه
off-the-record
محرمانه و خصوصی
privileged communication
مدارک محرمانه
privity
موضوع محرمانه
private talk
گفتگوی محرمانه
confide
محرمانه گفتن
confides
محرمانه گفتن
surreptitious
پنهان محرمانه
closed meeting
گردهمایی محرمانه
confidential
خیلی محرمانه
privy
خصوصی محرمانه
closed
محرمانه بسته
closed conference
گردهمایی محرمانه
confided
محرمانه گفتن
in confidence
بطور محرمانه
private
محرمانه سرجوخه
field
محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
fields
محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
fielded
محصول آزمایش شده خارج شرکت یا آزمایشگاه تحقیقات در وضعیت واقعی
behind the stage
<adj.>
<adv.>
محرمانه
[اصطلاح مجازی]
secret service
دستگاه محرمانه دولت
secret services
دستگاه محرمانه دولت
underground
تشکیلات محرمانه وزیرزمینی
data privacy
محرمانه بودن داده ها
tip
محرمانه رساندن نوک
hugger mugger
تنهایی مطلب محرمانه
tipping
محرمانه رساندن نوک
confidential
دارای ماموریت محرمانه
tipster
فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
underplot
دسیسه محرمانه دوز و کلک
tipsters
فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
to give one the straight tip
محرمانه چیزیرا بکسی خبردادن
administrative crypto account
نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
get wise to something/somebody
<idiom>
درمورد موضوع محرمانه فهمیدن
top secret
مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
top-secret
مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
collogue
توط ئه چیدن محرمانه گفتگو کردن
to have a closed meeting
نشست محرمانه داشتن
[بخصوص سیاست]
putsches
توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
putsch
توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
under the rose
نهانی زیر جلی محرمانه در خفا
declassifies
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
Between you , me and the gatepost. Between ourselves .
میان خودمان باشد( محرمانه باقی بماند )
declassified
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassifying
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassify
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
delivered duty paid
یکی از قراردادهای اینکوترمز که در ان فروشنده کلیه اقدامات لازم از جمله پرداخت عوارض را بعمل اورده و کالای مورد معامله را در محل خریدار به اوتحویل میدهد
demarche
بعمل می اورد . به این معنی که فرستاده ویژهای برای مذاکره درباره مطلب مورد نظر و تقدیم مدارک کتبی به ان کشور نزد وزیرامور خارجه ان می فرستد
protection
عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
spot report
گزارش مشاهدات یا گزارش فوری از تحقیقات محلی
market research
تحقیقات درخصوص بازار مطالعه وضعیت بازار
criminal investigation
شعبه بازجویی جنایی تحقیقات جنایی
association for computers and humanities
یک سازمان بین المللی که مشوق تحقیقات در زبان مطالعات ادبی تاریخی انسان شناسی و علوم اجتماعی به کمک کامپیوتر واستفاده از ان در افرینش ومطالعه هنر و موسیقی ورقص میباشد
theorization
تحقیقات نظری استدلال نظری
counterintelligence survey
بررسی ضد اطلاعاتی تحقیقات ضد اطلاعاتی
I was tipped off .
به من رساندند (خصوصی خبر دادند ؟محرمانه اطلاع دادند )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com