Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 20 (3 milliseconds)
English
Persian
Granting the impossibility that . . .
بفرض محال که ...
Other Matches
if
بفرض
Supposing that is the case .
بفرض اینکه اینطور باشد
absurdly
بطور محال
reduction to absurdity
احاله به محال
reduction to absurdity
تعلیق به محال
impossible offence
جرم محال
drawee
محال علیه
assignee
محال علیه
apagoge
احاله به محال
third person of a transfer
محال علیه
atemmpting the imposible
شروع به جرم محال
reductio ad absurdum
تعلیق بامر محال
to wait one's leisure
منتظرفرصت محال بودن
reductive ad absurdum
روش اثبات بطلان استدلال ازطریق محال بودن نتیجه ان
presentment
ارائه برات از دارنده ان به محال علیه جهت قبولی نویسی یا محیل جهت پرداخت
weeping willow design
طرح بید مجنون
[الهام گرفته شده از درخت بید مجنونی که خصوصا در فرش های قاب قابی و چهار محال استفاده می شود.]
drawers
محال علیه برات برات کش
drawer
محال علیه برات برات کش
retour sans protet
اعلامی که برات کش به دارنده برات میکند مبنی براین که در صورت نکول برات از طرف محال علیه ان رابدون پروتست به وی بازگرداند و به این ترتیب برات کش نمیتواند به عذراین که اعتراض نکول به عمل نیامده است از پرداخت وجه سرباز زند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com