English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (12 milliseconds)
English Persian
fannies بقچه بندی
fanny بقچه بندی
prat بقچه بندی
prats بقچه بندی
Search result with all words
wisp بسته بقچه بندی
wisps بسته بقچه بندی
Other Matches
bundles بقچه
bundle بقچه
bagful یک بقچه
packs بقچه
truss بقچه
trussed بقچه
pack بقچه
fardel بقچه
trusses بقچه
bundling بقچه
trussing بقچه
ball بقچه [کاموا ]
wisps بقچه کوچک
twine بقچه [کاموا ]
clew بقچه [کاموا ]
bundle بقچه [کاموا ]
knot بقچه [کاموا ]
wisp بقچه کوچک
bundle بقچه کلاف پشم یا پنبه
bundles بصورت گره دراوردن بقچه بستن
bundling بصورت گره دراوردن بقچه بستن
bundle بصورت گره دراوردن بقچه بستن
evaluation rating درجه بندی اطلاعات یا طبقه بندی ان از نظر اعتبار وصحت و دقت
word warp فرمت بندی مجدد پس از حذف ها و اصلاحات ویژگی که درصورت جانگرفتن یک کلمه درخط اصلی ان را به ابتدای خط بعدی می برد سطر بندی
carpet classification طبقه بندی [درجه بندی] فرش
ratings طبقه بندی کردن درجه بندی
rating طبقه بندی کردن درجه بندی
urban bundle بقچه شهری [این روش گرچه قدیمی است ولی هنوز هم به عنوان معیاری جهت وزن کردن کلاف های پشم بکار می رود.]
telescopic دستگاه شکسته بندی تلسکوپیک چوبهای شکسته بندی مربوط به دوربین تلسکوپی یادستگاه نشانه روی
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
laggin اب بندی کردن اب بندی ناوها
lineaments طرح بندی صورت بندی
lineament طرح بندی صورت بندی
wording جمله بندی کلمه بندی
classification طبقه بندی رده بندی
classifications طبقه بندی رده بندی
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
downgrade کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrading کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgraded کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
downgrades کم کردن طبقه بندی اسناد ومدارک پایین اوردن درجه طبقه بندی
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
declassification از طبقه بندی خارج کردن حذف طبقه بندی
security classification طبقه بندی منطقه تامینی طبقه بندی حفافتی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
black designation علامت مخصوص برای ارتباط طبقه بندی شده حامل پیام طبقه بندی شده
transparent نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
transparently نرم افزاری که به کاربر امکان دسترسی به محل حافظه در سیستم حافظه در سیستم صفحه بندی شده میدهد به صورتی که گویی صفحه بندی نشده است
grades درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
grades دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade درجه بندی کردن رتبه بندی کردن
groups دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
grade دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
group دسته بندی کردن طبقه بندی کردن
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
unitized load بار بسته بندی شده یا باردست چین شده بار تقسیم بندی شده
approach formation صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
army class manager activity سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
classification طبقه بندی کردن طبقه بندی
phasing مرحله بندی مرحله بندی عملیات
classifications طبقه بندی کردن طبقه بندی
black concept علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
phased attack تک مرحله بندی شده حمله مرحله بندی شده
lapping اب بندی
vanation رگ بندی
waterproofing اب بندی
taping ته بندی
trimerous سه بندی
queuing صف بندی
mud sill ته بندی
sealing off اب بندی
queing صف بندی
neuration رگ بندی
nailed up سر هم بندی
snacks ته بندی
striation خط بندی
snack ته بندی
patching سر هم بندی
articular بندی
seals اب بندی
funicular بندی
funiculars بندی
commisural بندی
seal اب بندی
alignments صف بندی
alignment صف بندی
laced بندی
commissural بندی
humidity insulation نم بندی
humidity insulation اب بندی
hermetic sealing اب بندی
dentition دندان بندی
grade درجه بندی
calibration درجه بندی
sealing screw پیچ اب بندی
dimensioning کادر بندی
grades درجه بندی
sealings بتونه اب بندی
dunnage بسته بندی
calibration زینه بندی
gamble شرط بندی
gambled شرط بندی
gambles شرط بندی
somatotyping سنخ بندی تن
snow job سرهم بندی
skelton استخوان بندی
single sling باربردار یک بندی
shuttering تخته بندی
shoring شمع بندی
self dramatization بخود بندی
staping مرحله بندی
sealing liquid مایع اب بندی
rank رتبه بندی
rhyme scheme قافیه بندی
reticulation شبکه بندی
ranked رتبه بندی
eaves flashing اب بندی لب بند
electrical insulation برق بندی
ranks رتبه بندی
regimentalation گروه بندی
taxonomies طبقه بندی
taxonomy طبقه بندی
ring clossure حلقه بندی
packages بسته بندی
rootage ریشه بندی
sealing joint اتصال اب بندی
seal bars میلههای اب بندی
scheme of colour رنگ بندی
scheduling queue صف زمان بندی
paging صفحه بندی
package عدل بندی
package بسته بندی
packaged عدل بندی
packaged بسته بندی
packages عدل بندی
earing خوشه بندی
queuing theory نظریه صف بندی
segmentation قطعه بندی
venation رگه بندی
classification chart نموداررده بندی
cingulate کمر بندی
sealing اب بندی کردن
partitioning جزء بندی
cerebral localization منطقه بندی مخ
typification طبقه بندی
typification سنخ بندی
caulk اب بندی کردن
triangulation مثلث بندی
triangularization مثلث بندی
trelliswork داربست بندی
vernation برگ بندی
vertebration مهره بندی
regimentation گروه بندی
wordage جمله بندی
watertight facing پرده اب بندی
underpin پی بندی کردن
underpinned پی بندی کردن
underpins پی بندی کردن
watertight diaphragm پرده اب بندی
watertight core هسته اب بندی
waterproofing course لایه اب بندی
waterproofing course اندود اب بندی
wainscoting تخته بندی
vertebration فقره بندی
toe protection پاشنه بندی
to take a snack ته بندی کردن
to pin up بی بندی کردن
summation جمع بندی
subsumption رده بندی
couponing جیره بندی
couponing کوپن بندی
stratification طبقه بندی
stratification چینه بندی
stratification لایه بندی
stratification قشر بندی
syllabication هجا بندی
syllabicity هجا بندی
to nails up سر هم بندی کردن
to mull a mull of سر هم بندی کردن
to make a muddle of سر هم بندی کردن
coring مغزه بندی
to make a mess of سر هم بندی کردن
terracing تراس بندی
columniation ستون بندی
tariffication نرخ بندی
tariff classification تعرفه بندی
tabulation جدول بندی
systemization طبقه بندی
syllabification هجا بندی
steining طوقه بندی
botchery سرهم بندی
grouping گروه بندی
formwork قالب بندی
gemmulation جرثومه بندی
divisions طبقه بندی
gipsydom غربال بندی
junta دسته بندی
juntas دسته بندی
piling ستون بندی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com