English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
bundle بقچه کلاف پشم یا پنبه
Other Matches
urban bundle بقچه شهری [این روش گرچه قدیمی است ولی هنوز هم به عنوان معیاری جهت وزن کردن کلاف های پشم بکار می رود.]
drafting [کشش کلاف های پشم یا پنبه بوسیله دست یا ماشین که آن را بصورت نوارهای باریک و نهایتا نخ در آورد.]
hank طول مشخصی از نخ [بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
skein کلاف نخ یا پشم هرچیزی شبیه کلاف پیچیدن
skeins کلاف نخ یا پشم هرچیزی شبیه کلاف پیچیدن
linter ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
asbestos پنبه نسوز پنبه کوهی
bagful یک بقچه
trussed بقچه
trussing بقچه
truss بقچه
fardel بقچه
trusses بقچه
bundle بقچه
packs بقچه
pack بقچه
bundling بقچه
bundles بقچه
skeins کلاف
skein کلاف
hank کلاف
mud sill کلاف
strap کلاف
straps کلاف
hanks کلاف
cradling کلاف
ran کلاف
fetterlock کلاف
setting کلاف
settings کلاف
hasp کلاف
hasps کلاف
prats بقچه بندی
twine بقچه [کاموا ]
knot بقچه [کاموا ]
bundle بقچه [کاموا ]
wisp بقچه کوچک
clew بقچه [کاموا ]
wisps بقچه کوچک
ball بقچه [کاموا ]
fannies بقچه بندی
fanny بقچه بندی
prat بقچه بندی
battery cradle کلاف باتری
cradle کلاف سر ستون
ran حلقه کلاف .
filature کلاف کشی
cradled کلاف سر ستون
cradles کلاف سر ستون
hank کلاف کردن
idle turn کلاف مرده
spreader پخش کن کلاف
hanks کلاف کردن
wisp بسته بقچه بندی
wisps بسته بقچه بندی
frame of hachsaw کلاف اره چکی
bundle بصورت گره دراوردن بقچه بستن
bundles بصورت گره دراوردن بقچه بستن
bundling بصورت گره دراوردن بقچه بستن
clew بشکل کلاف یاگلوله نخ درامدن
free legged بدون کلاف پا در مسابقه اسبدوانی
abrash دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
clues گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clue گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
cotton پنبه
carder پنبه زن
collodion پنبه
cotton yarn نخ پنبه
cottons پنبه
cotton seed تخم پنبه
phellem چوب پنبه
pyrocellulose پنبه باروتی
pyrocotton پنبه باروتی
stoppers چوب پنبه
paper tiger پهلوان پنبه
paper tigers پهلوان پنبه
stopper چوب پنبه
To cut ones head with cotton . <proverb> با پنبه سر بریدن .
asbestos پنبه کوهی
cash crops پنبه وتنباکو
miuntain flax سنگ پنبه
cotton waste ضایعات پنبه
cottonseed تخم پنبه
cottonseed پنبه دانه
earth flax پنبه کوهی
rock cork پنبه کوهی
feeding cloth پنبه رسان
floers of zinc پنبه روی
oxide zine پنبه روی
guncotton باروت پنبه
nitro cotton باروت پنبه
miuntain flax پنبه کوهی
asbestos پنبه نسوز
pods قوزه پنبه
bullied پهلوان پنبه
floats چوب پنبه
floated چوب پنبه
float چوب پنبه
cards پنبه زنی
bullies پهلوان پنبه
Egyptian cotton پنبه مصری
floss پنبه ابریشمی
pod قوزه پنبه
bravado پهلوان پنبه
bullying پهلوان پنبه
bully پهلوان پنبه
card پنبه زنی
cotton seed پنبه دانه
bobber چوب پنبه
cotton wool لایی پنبه
abiston پنبه نسوز
lint ضایعات پنبه
asbestus پنبه نسوز
asbestus پنبه کوهی
asbestus سنگ پنبه
cork چوب پنبه
corks چوب پنبه
boll [cotton gin] غوزه پنبه
abiston پنبه کوهی
cotton plantation پنبه کاری
cotton plantation پنبه زار
absorbent cotton پنبه هیدروفیل
cotton plant بوته پنبه
cotton plant درخت پنبه
cotton wool پنبه لایی
asbeston پنبه نسوز
bungs چوب پنبه بشکه
bung چوب پنبه بشکه
asbestine مانند پنبه نسوز
bunged چوب پنبه بشکه
basic crops پنبه تنباکو و برنج
bunging چوب پنبه بشکه
asbestos cement سیمان پنبه کوهی
asbestos cement سیمان پنبه نسوز
stopper باچوب پنبه بستن
maco پنبه درجه یک مصری
cotton-waste آشغال و ضایعات پنبه
cotton-mills کارخانه ریسندگی پنبه ای
stoppers باچوب پنبه بستن
kapok چوب پنبه سبک
gin پنبه را پاک کردن
mallow پنیرک پنبه ایرانی
loggerhead نوعی افت پنبه
cork oak درخت چوب پنبه کش
batting پنبه حلاجی شده
comber ماشین پنبه زنی
ginning پنبه پاک کنی
cork borer چوب پنبه سوراخ کن
gins پنبه را پاک کردن
mountain cork یکجور پنبه کوهی
corked چوب پنبه دار
pourpoint لحاف پنبه دار
cotton cake کنجاره پنبه دانه
tampon پنبه یا کهنه قاعدگی
cotton gin ماشین پنبه پاک کن
tampons پنبه یا کهنه قاعدگی
cottonseed oil روغن پنبه دانه
gin ماشین پنبه پاک کنی
asbestos mica عایق پنبه نسوز و میکا
angola yarn نوعی نخ مخلوط از پنبه و پشم
cotton grade درجه پنبه بر اساس مرغوبیت
phellogen لایه چوب پنبه ساز
peasecod جلونیم تنه پنبه دار
seed wool پنبه خام یاپاک نکرده
gins ماشین پنبه پاک کنی
subereous از چوب پنبه گرفته شده
quilting پنبه دار پارچه لحافی
the cork went off with apop چوب پنبه در رفته تپ صداکرد
vegetable fiber الیاف سلولزی [مثل پنبه و کنف]
To pay no heed . To be inattentive . پنبه درگوش گذاشتن ( بی توجه بودن )
corks بافت چوب پنبه درخت بلوط
cork بافت چوب پنبه درخت بلوط
mildew کپک و قارچ بر روی الیاف پنبه
suberin ماده مومی یا چرب چوپ پنبه
cloop صدای کشیدن چوب پنبه ازشیشه
absorption میزان جذب آب توسط پنبه یا پشم
pyroxilin یکجور باروت پنبه که در الکل اب میشود
to bung up با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
cellulose الیاف سلولز [در پنبه کنف و غیره]
pourpoint لباس لایه داریا پنبه دار
he undid what i had done انچه من رشته بودم او پنبه کرد
to bung با چوب پنبه [یا متوقف کننده] بستن
snowsuit لباس پنبه دار وزمستانی مخصوص بچه
uncorks چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
kapok الیاف ابریشمی درخت پنبه یادرخت ابریشم
willows درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
willow درخت بید دستگاه پنبه پاک کنی
uncork چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
uncorking چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
gossypol رنگدانه سمی پنبه دانه O 03H 03C
waxing cork چوب پنبه برای پولیش کردن اسکی
uncorked چوب پنبه بطری را بر داشتن رها کردن
natural fiber الیاف طبیعی [مثل پشم، پنبه و ابریشم]
Milco میلکو [مرغوب ترین فرش رومانی با چله پنبه ای]
swabs پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
cotton-wool yarn نخ مخلوط از پشم و پنبه که در تار یا پود استفاده شود.
peascod غلاف نخود جلو نیم تنه پنبه دار
swab پنبه برای پاک کردن زخم وگوش وغیره
kamptulicon یکجورفرش که ازقندران وچوب پنبه امیخته بهم درست میکنندو....است
swob چوبی که برسران پنبه یا اسفنج پیچیده برای پاک کردن بکاربرن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com