English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 79 (5 milliseconds)
English Persian
void بلاتصدی عاری از
Other Matches
vacant بلاتصدی
vacancies پست بلاتصدی
vacancy پست بلاتصدی
vacantness پست بلاتصدی
validated position شغل بلاتصدی سازمانی
barer عاری
bankrupt of عاری از
naked of عاری از
void عاری
barren <adj.> عاری
naked <adj.> عاری
baring عاری
barest عاری
bares عاری
devoid عاری
bared عاری
fogless عاری از مه
bare عاری
bare of عاری از
unexpressive عاری ازمعنی
truthless عاری از حقیقت
heartless عاری ازاحساسات
lifeless عاری از زندگی
unblushing عاری از شرم
truistic عاری از لطف
blate عاری ازاحساسات
devest عاری کردن
riteless عاری از تشریفات
emotionless عاری از احساسات
fanciless عاری ازوهم
fanciless عاری ازتصور
fancy free عاری از خیال
ungraceful عاری از متانت
sketchily عاری ازجزئیات
sketchy عاری ازجزئیات
sketchier عاری ازجزئیات
sketchiest عاری ازجزئیات
irresponsible عاری از حس مسئولیت
airless عاری از هوا
unbiased عاری ازتعصب
unconscious عاری ازهوش
unconsciously عاری ازهوش
denude عاری ساختن
denuded عاری ساختن
denudes عاری ساختن
denuding عاری ساختن
prosily بطور عاری از لطافت
resistless عاری از نیروی مقاومت
dreamless عاری از خواب دیدن
unmistakable عاری از سوء تفاهم
uninspired عاری از تازگی و لطف
unbias بیغرض عاری ازتعصب
visionless عاری از تطور والهام
prosaically بطور عاری ازلطافت
platitudinarian عاری از لطف ومزه
freedom from defect عاری بودن ازعیب
selfless عاری از نفس پرستی
fancy free بی علاقه عاری از عشق
disbranch عاری ازشاخه کردن
useless عاری از فایده باطله
vacuity تهی گری عاری بودن
dismantling عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantles عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantled عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
poker face دارای قیافهی عاری از بیان
abstracts جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
sexless عاری از جذبه یا میل جنسی
abstracting جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
prosish کسل کننده عاری از لطافت
abstract جوهرگرفتن از عاری از کیفیات واقعی
dismantle عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
of no scruples عاری ازدقت زیاد دراداب ومانندان
hardball فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
abio کلمه ایست که بصورت پیشوندبکار رفته و بمعنی بدون زندگی و عاری از حیات است
divesting محروم کردن عاری کردن
divests محروم کردن عاری کردن
divested محروم کردن عاری کردن
divest محروم کردن عاری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com