Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English
Persian
to i. acalamity upon any one
بلایی بدی را برای کسی خواستن
Other Matches
to cry out for help
فریادزدن ویاری خواستن بافریاداستمدادکردن فریادرس خواستن
what a nuisance
چه بلایی است چه افتی است
wishes
خواستن
wished
خواستن
willed
خواستن
like
دل خواستن
wish
خواستن
solicit
خواستن
solicited
خواستن
soliciting
خواستن
desiderate
خواستن
to call up
خواستن
likes
دل خواستن
wills
خواستن
liked
دل خواستن
aspire
خواستن از ته دل
will
خواستن
crave
خواستن از ته دل
to beg leave
خواستن
yearn
خواستن از ته دل
intending
خواستن
to call for
خواستن
to call in
خواستن
desiring
خواستن
wish
[would like]
خواستن
asking
خواستن
asked
خواستن
ask
خواستن
asks
خواستن
intend
خواستن
desires
خواستن
desire
خواستن
intends
خواستن
solicits
خواستن
flagitate
باسماجت خواستن
call to account
حساب خواستن از
flagitate
مصرانه خواستن
excuse
معذرت خواستن
apologising
پوزش خواستن
apologise
معذرت خواستن
to ask permission
اجازه خواستن
asking for a respite
مهلت خواستن
to ask for quarter
امان خواستن
apologising
معذرت خواستن
call in evidence
گواهی خواستن از
apologize
پوزش خواستن
call to witness
گواهی خواستن از
importuned
مصرانه خواستن
excused
معذرت خواستن
excuses
معذرت خواستن
demurring
مهلت خواستن
excusing
معذرت خواستن
demurs
مهلت خواستن
importuning
مصرانه خواستن
importunes
مصرانه خواستن
appeal to the supreme court
فرجام خواستن
demurred
مهلت خواستن
importune
مصرانه خواستن
cried
بزازی خواستن
apologised
پوزش خواستن
apologised
معذرت خواستن
apologises
پوزش خواستن
to a oneself for help
یاری خواستن
apologises
معذرت خواستن
demur
مهلت خواستن
apologize
معذرت خواستن
to permit oneself
اجازه خواستن
set one's heart on
<idiom>
شدیدا خواستن
to excuse oneself
پوزش خواستن
to seek or ask lagal a
نظرقضائی خواستن
to seek advice
نظر خواستن
to seek a position
نظر خواستن
to excuse oneself
معذرت خواستن
to offer an apology
پوزش خواستن
to pray in aid of
یاری خواستن از
to call in evidence
گواهی خواستن از
apologizes
پوزش خواستن
apologizes
معذرت خواستن
apologized
پوزش خواستن
apologizing
پوزش خواستن
apologizing
معذرت خواستن
alibis
عذر خواستن
alibi
عذر خواستن
choose
خواستن پسندیدن
choosing
خواستن پسندیدن
apologized
معذرت خواستن
chooses
خواستن پسندیدن
pardoned
بخشیدن معذرت خواستن
consult
پیشنهاد خواستن از یک خبره
pardoning
بخشیدن معذرت خواستن
consults
پیشنهاد خواستن از یک خبره
consulted
پیشنهاد خواستن از یک خبره
pardons
بخشیدن معذرت خواستن
To demand ones right. To get ones due.
حق کسی را خواستن ( گرفتن )
When there is a wI'll, there is a way.
خواستن توانستن است
requiring
خواستن مستلزم بودن
beg
خواستن گدایی کردن
To apologize to someone.
از کسی عذر خواستن
show someone the door
<idiom>
خواستن از کسی که برود
to ask somebody's advice
از کسی نظر خواستن
to make a gesture of apology
با اشاره معذرت خواستن
wills
با وصیت واگذارکردن خواستن
wanted
خواستن لازم داشتن
to call any one in testimony
از کسی گواهی خواستن
require
خواستن مستلزم بودن
to send one to the right about
عذر کسی را خواستن
required
خواستن مستلزم بودن
to crv for mercy
خواستن امان اوردن
invocate
خواستن استمداد کردن از
requires
خواستن مستلزم بودن
pardon
بخشیدن معذرت خواستن
to request the company of:
حضور کسی را خواستن
want
خواستن لازم داشتن
bone
خواستن درخواست کردن
begged
خواستن گدایی کردن
begs
خواستن گدایی کردن
bones
خواستن درخواست کردن
ask for days grace
دو روز مهلت خواستن
boning
خواستن درخواست کردن
willed
با وصیت واگذارکردن خواستن
will
با وصیت واگذارکردن خواستن
boned
خواستن درخواست کردن
to offer an excuse
پوزش خواستن عذرخواهی کردن
invoked
طلب کردن بالتماس خواستن
invoke
طلب کردن بالتماس خواستن
adduse
احضار کردن بگواهی خواستن
to press for an answer
با صرار یا فشار پاسخ خواستن
wanted
[for]
[کسی را قانونی]
خواستن
[بخاطر]
invokes
طلب کردن بالتماس خواستن
to ring up
کسیرا پشت تلفن خواستن
invoking
طلب کردن بالتماس خواستن
have one's heart set on something
<idiom>
چیزی را خیلی زیاد خواستن
to ask
پرسیدن
[جویا شدن]
[طلبیدن]
[خواستن ]
to call to account
بازخواست یامواخذه کردن از حساب خواستن از
in the market for
<idiom>
خواستن یا آماده خرید چیزی شدن
Want is the mother of industry.
<proverb>
خواستن ,مادر صنعت و سازندگى است .
to eat humble pie
پوزش خواستن چنانکه انسانرا پست نماید
kiosks
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk
فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
badminton
بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code
زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible
دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
microsoft
بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
to wish for something
ارزوی چیزی راکردن چیزی را خواستن
drives
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drive
چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
challengo
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
strategy
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
strategies
طرح نقشه برای جنگ یا علم طراحی نقشه برای جنگ یاطرح نقشه برای نقل وانتقالات جنگی
IrDA
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link
روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
consult
مشورت کردن مشورت خواستن از
consults
مشورت کردن مشورت خواستن از
consulted
مشورت کردن مشورت خواستن از
recall
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recalled
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
recalls
برگرداندن متن یا فایل از محل برای ذخیره سازی برای ویرایش
c
استفاده از کامپیوتر برای کمک به دانش آموزان برای یادگیری یک موضوع
narratives
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
Ackerman's function
تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
narrative
یادداشتها یا دستورات اضافی برای کمک به کاربر برای اجرای سیستم
bins
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
revenue tax
مالیاتی که برای افزایش درامد کشور است نه برای تاثیردربازرگانی
teacloths
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
teacloth
رومیزی برای میز چای دستمال برای خشکاندن فنجانها
no show
مسافری که جا برای خودمحفوظ کرده ولی برای سفرحاضر نمیشود
iil
دستگاه کنترل برای برای تولیدات صنعتی و سیستمهای کامپیوتر
permanent
آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
bin
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند
auto
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
personal
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
scratches
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
autos
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
opens
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
bread and point
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
intubation
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
gather shot
ضربه برای نزدیک اوردن 2گوی برای کسب امتیازهای پی درپی باکارامبول
liberal education
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
cold test
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
scratching
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratched
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
scratch
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر
redundancy
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
grammar
امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
grammars
امکان نرم افزاری برای بررسی متن یا حرف برای صحت گزاری آن
redundancies
بررسی داده دریافتی برای کدهای افزوده صحیح برای تشخیص خطا
opened
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
open
سیستمی که چندین ایستگاه کاری آماده برای هر کس برای استفاده داشته باشد
feedback
اطلاعاتی از یک منبع که برای تغییر دادن چیزی یا تامین پیشنهادی برای آن میباشد
potatoes and point
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
cold thrust
ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
double
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
cat
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
FDDI
اختصاری برای استاندارد FDD1 برای ارسال داده آنالوگ به صورت دیجیتال
doubled
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
doubled up
استفاده از دو بافر یکی برای خواندن و دیگری در همان زمان برای نوشتن
HTTP
دستوری که جستجوگر برای درخواست وب سرور اینترنت برای اطلاعات صفحه وب میدهد
cats
استفاده از کامپیوتر برای بررسی یک ابزار یا برنامه برای یافتن خطاهای موجود
invitation
عمل پردازنده برای اتصال وسیله دیگر و امکان دادن به آن برای ارسال پیام
executive information system
نرم افزار ساده برای استفاده حاوی اطلاعاتی برای مدیر یا خصوصیاتی از شرکت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com