Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (6 milliseconds)
English
Persian
cross bearing
بلبرینگ سوزنی
Other Matches
bearing
بلبرینگ
call bearing
بلبرینگ
ball bearings
بلبرینگ
ball bearing
بلبرینگ
support roller
بلبرینگ
roller path
صفحه بلبرینگ
ball bearings
بلبرینگ ساچمهای
roller bearing
بلبرینگ غلطکی
radial ball bearing
بلبرینگ شعاعی
pilot bearing
بلبرینگ لغزنده
ball bearing
بلبرینگ ساچمهای
spherical roller bearing
بلبرینگ غلطکی
clutch pilot bearing
بلبرینگ کلاچ
wheel bearing
بلبرینگ چرخ
pilot bearing
بلبرینگ کلاج
angular contact thrust ball bearing
بلبرینگ طولی محوری
double thrust ball bearing
بلبرینگ با فشار محوری دوبل
roller-skates
کفش بلبرینگ دار اسکیت کردن
roller-skate
کفش بلبرینگ دار اسکیت کردن
roller-skated
کفش بلبرینگ دار اسکیت کردن
roller skate
کفش بلبرینگ دار اسکیت کردن
roller-skating
کفش بلبرینگ دار اسکیت کردن
acerous
سوزنی
acicular
سوزنی
acerose
سوزنی
aciculate
سوزنی
hammerless
سوزنی
acerate
سوزنی
pin fire
سوزنی
spicular
سوزنی
tripinnate
سه سوزنی
acupuncture
طب سوزنی
needle bearing
یاطاقان سوزنی
raphaides
تبلورات سوزنی
needle bath
دوش سوزنی
nail bit
مته سوزنی
needle cage
قفس سوزنی
tatoo
خال سوزنی
needle electrode
الکترد سوزنی
needle galvanometer
گالوانومتر سوزنی
needle gun
تفنگ سوزنی
spiculate
سوزنی شکل
needle valve
شیرفلکه سوزنی
needle valve
شیر سوزنی
needle points
نوکهای سوزنی
tattoo
خال سوزنی
gimlets
مته سوزنی
gimlet
مته سوزنی
styluses
نوک سوزنی
tattoos
خال سوزنی
stylus
نوک سوزنی
styli
نوک سوزنی
tattooing
خال سوزنی
tattooed
خال سوزنی
acerate
سوزنی شکل
drive screw
پیچ سوزنی
aciform
سوزنی شکل
hair compass
پرگار سوزنی
broad leafed
غیر سوزنی
needle file
سوهان سوزنی
broad leaved
غیر سوزنی
chatoyancy
تلالو متغیر سو سوزنی
stylus
قلم نوک سوزنی
conifer forest
جنگل سوزنی برگ
tripinnate
دارای ارایش سوزنی
styli
قلم نوک سوزنی
S00 bus
- سوزنی استفاده میکند
pointed chisel
مغار موج سوزنی
styluses
قلم نوک سوزنی
hangers
اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
hanger
اسکلت یاچهارچوبهای که از سقف اویتخه ودارای بلبرینگ برای حرکت دادن ماشین باشد
broadleaf
پهن برگ غیر سوزنی
tat
[American E]
خال سوزنی
[اصطلاح روزمره]
tatt
خال سوزنی
[اصطلاح روزمره]
boreal forest
جنگل سوزنی برگ شمالی
prickling
احساس سوزن سوزنی یا تیغ تیغی
alternative medicine
روش معا لجه که در آن از روشهاییمانند طب سوزنی استفاده شود
female
سوراخی که سوزنی وارد آن میشود تا اتصال برقرار شود
PCMCIA
- سوزنی که در انتهای کارت PCMCIA درون حفره آن قرار دارد
hub
(وسط چرخ که اغلب بلبرینگ دارد و روی محور یا آسه می چرخد) توپی، چرخمیان، ناف، (مرکز فعالیت یا اهمیت یا توجه و غیره) کانون، قلبگاه، میانگاه، توپی چر، قطب
nubus
NUbus به اداپتوری نیاز داردکه مخصوصا" برای گیرندههای 69 سوزنی طراحی ان طراحی شده گذر گسترشی سریع کامپیوترacintosh
RJ connector
نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com