English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
groat بلغور جو یا گندم یاجو پوست کنده
Other Matches
ptisan گندم پوست کنده
groats گندم یاجوپوست کنده
bran پوست گندم
husked پوست کنده
in plain english پوست کنده
aboveboard پوست کنده
picked پوست کنده
peeled پوست کنده
hulled پوست کنده
talk turkey <idiom> رک و پوست کنده گفتن
shelled almond بادام پوست کنده
plains ساده پوست کنده
make no bones about something <idiom> رک و پوست کنده گفتن
plain ساده پوست کنده
plainer ساده پوست کنده
plainest ساده پوست کنده
it peels better بهتر پوست ان کنده میشود
as fresh as a rose <idiom> مثل هلوی پوست کنده
she is a peach هلوی پوست کنده است
plainspoken صاف و پوست کنده بی ریا و تزویر
hominy grits ذرت پوست کنده با دانههای متحد الشکل
hominy ذرت پوست کنده که با اب جوش یا شیر پخته شده باشد
frumenty گندمی که پوست انرا کنده بجوشانند ودارچین وشیرینی بان بزنند
frumenty بلغور
groats بلغور
meal بلغور
grits بلغور جو
meals بلغور
grout بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب
endermic انجه که درروی پوست یا دربین پوست عمل میکند
scleroderma مرض پینه خوردگی پوست تصلب پوست
dermatological مربوط به پوست شناسی یا امراض پوست
skin پوست کندن با پوست پوشاندن
skins پوست کندن با پوست پوشاندن
skinning پوست کندن با پوست پوشاندن
skinned پوست کندن با پوست پوشاندن
cornflowers گل گندم
centaurea گل گندم
grain یک گندم
corn flower گل گندم
cash crops گندم جو
cornflower گل گندم
wheat گندم
slough پوست دله زخم پوسته پوسته شدگی پوست انداختن
tawny گندم گون
tawnier گندم گون
buckwheat گندم سیاه
wheaten وابسته به گندم
to winnow the grain گندم راباددادن
wheat bread نان گندم
frit fly مگس گندم
wheat chaff کاه گندم
wheaten برنگ گندم
wheaten bread نان گندم
wheat rust زنگ گندم
wheatgerm جنین گندم
wholewheat گندم خالص
pug خاشاک گندم
wholewheat گندم ناب
crapping گندم سیاه
pugs خاشاک گندم
jointworm کرم گندم
husker گندم پاک کن
grain field گندم زار
grain rust زنگ گندم
tawniest گندم گون
tawniness گندم گونی
wheatgerm گیاهک گندم
cornmeal ارد گندم
french wheat گندم سیاه
sheaf دسته گندم
wheatear سنبله گندم
musteline گندم گون
saracen corn گندم سیاه
corn weevil شپشه گندم
corn field گندم زار
parched corn گندم بریان
corn chandler گندم فروش
parched corn گندم برشته
crap گندم سیاه
flail گندم کوب
moory گندم گون
crapped گندم سیاه
flails گندم کوب
flailing گندم کوب
buck wheat گندم سیاه
flailed گندم کوب
the wheat was scanted گندم را کم کم بیرون دادند
bunt ناخوشی قارچی گندم
wheatgerm آرد مغز گندم
wheat stack خرمن کومه گندم
sheaf دسته یابافه گندم
weevil سوسه شپشه گندم
loose smut بیماری زنگ گندم
gluten ماده چسبنده گندم
weevils سوسه شپشه گندم
hessian fly حشره گندم خوار
whole wheat ساخته شده از گندم ساییده
polygonaceous وابسته به تیره گندم سیاه
marabout ادم سبزه یا گندم گون
rye گندم سیاه مرد کولی
marabou ادم سبزه یا گندم گون
basic crops محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
wheatworm کرم کوچک انگل گندم و علوفه
wheat eel کرم کوچک انگل گندم و علوفه
harvest mouse یکجورموش که درساقههای گندم لانه میکند
peels پوست انداختن پوست
tegumnentum پوست طبیعی پوست
peel پوست انداختن پوست
hard wheat گندم ماکارونی دارای مقدارگلوتن زیادی است
emmer نوعی گندم سرخ بنام شعیر ابلیس
breadstuff مواد نان مانند گندم و ارد و غیره
sloe gin عرق گندم که دارای اب میوه گوجه باشد
wheat germ گیاهک گندم که هنگام اسیاب کردن جدا میشود
manchet قرص نام ساخته شده از گندم اعلی وخالص
red reg چیزی که موجب خشم وبرانگیختگی گرد د یکجورزنگ در گندم
timber کنده
chumps کنده
chunk کنده
stock کنده
chunks کنده
stocked کنده
clogs : کنده
stubs کنده
clog : کنده
chump کنده
clogged : کنده
pulled کنده
block کنده
log کنده
anvil stock کنده
knockstone کنده
logs کنده
stubbing کنده
stubbed کنده
stub کنده
bloc کنده
graven کنده
blocs کنده
blocked کنده
bilboes کنده
dugout dewelling کنده
blocks کنده
block aead سر کنده
trunks کنده درخت
leg pickup کنده کشی
plummer block کنده شفت
dugouts کنده شده
leg lift and side roll کنده سرانبون
plummer block کنده محور
dugout کنده شده
in intaglio بشکل کنده
rear crotch and near arm نوعی کنده رو
inside sarma انواع کنده رو
olympic lift کنده یک چاک
ingraving کنده کاری
near leg pickup and turnover نوعی کنده رو
near leg and craddle کنده گوسفندانداز
log کنده چوب
logs کنده چوب
logrolling کنده غلتانی
trunk کنده درخت
stumpy پر از کنده درخت
blockette کنده کوچک
graving کنده کاری
block size اندازه کنده
building blocks بنا کنده
building block بنا کنده
building block کنده ساخت
block mark نشان کنده
block length درازای کنده
glyptics کنده کاری
stumping کنده درخت
grits جوپوست کنده
stumps کنده درخت
entry block کنده مدخل
stumped کنده درخت
stump کنده درخت
engraver کنده کار
deblock شکستن کنده
wooden anvil stock کنده چوب
unstuck کنده شده
engravers کنده کار
control block کنده کنترل
building blocks کنده ساخت
frankly رک وپوست کنده
carver کنده کار
deblocking کنده شکنی
carves کنده کاری کردن
carved کنده کاری کردن
carve کنده کاری کردن
break ground لنگر از زمین کنده شد
carvings کنده کاری کردن
rock hewn از کوه کنده شده
trunk الوار کنده چوب
chalcographer کنده کاری روی مس
chalcogrophy کنده کاری روی مس
olympic lift and cross face کنده حصیر مال
cutting chisel اسکنه کنده کاری
record blocking کنده یی کردن مدارک
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com