English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
slender بلند وباریک
Other Matches
narrow دراز وباریک
lanky دراز وباریک
narrowest دراز وباریک
narrower دراز وباریک
narrowed دراز وباریک
canons دره عمیق وباریک
hatchet face صورت دراز وباریک
toggle محور کوتاه وباریک
cockleshells قایق کوچک وباریک
cockleshell قایق کوچک وباریک
canon دره عمیق وباریک
toggles محور کوتاه وباریک
chine دره تنگ وباریک
kayak نوعی قایق سبک وباریک
kayaks نوعی قایق سبک وباریک
tarpon ماهی بزرگ وباریک مدیترانه
sylphid زن جوان وزیبا وباریک اندام
spindle shanked دارای پاهای دراز وباریک لندوک
tape line تسمه فلزی وباریک که برای اندازه گیری بکارمیرود
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
tallest بلند
tall بلند
long- بلند
long بلند
tall قد بلند
loudly بلند
taller بلند
tallest قد بلند
taller قد بلند
longed بلند
grandiose بلند
loudspeaker بلند گو
loftily بلند
aloud بلند
willowy بلند
skyscraper بلند
longs بلند
longest بلند
rumbustious بلند
longer بلند
vociferous بلند
mouth filling بلند
lengthwise بلند
highfalutin بلند
skyscrapers بلند
high بلند
forte بلند
fortes بلند
eminent بلند
amplifier بلند گو
high (1 9 to 36) بلند
megaphones بلند گو
megaphone بلند گو
amplifiers بلند گو
towering بلند
pointer خط کش بلند
pointers خط کش بلند
legged پا بلند
high grown بلند قد
talll قد بلند
uplands بلند
upland بلند
loud speaker بلند گو
talll بلند
eton collan بلند
highest بلند
highs بلند
soaring بلند
talll بلند بالا
levitates بلند شدن
upland زمین بلند
surge موج بلند
to kick up با پا بلند کردن
levitating بلند شدن
tore علف بلند
elevated بلند مرتبه
surged موج بلند
tallish نسبتا بلند
forte موسیقی بلند
fortes موسیقی بلند
sonorous قلنبه بلند
throw up بلند کردن
magnanimity بلند همتی
surges موج بلند
toss ضربه بلند
big-hearted نظر بلند
screeched صدای بلند
screeches صدای بلند
screeching صدای بلند
vociferant با صدای بلند
arise بلند شدن
arises بلند شدن
arising بلند شدن
exalt بلند کردن
screech صدای بلند
uplands زمین بلند
erects بلند کردن
belly laughs خندهی بلند
soar بلند پروازکردن
soared بلند پروازکردن
soars بلند پروازکردن
belly laugh خندهی بلند
walk off with بلند کردن
erect بلند کردن
erecting بلند کردن
exalting بلند کردن
exalts بلند کردن
ascend بلند شدن
heightens بلند کردن
erected بلند کردن
elevate بلند کردن
elevates بلند کردن
elevating بلند کردن
heightening بلند کردن
heightened بلند کردن
heighten بلند کردن
ascended بلند شدن
levitated بلند شدن
ascends بلند شدن
uprear بلند شدن
upraise بلند کردن
tor صخره بلند
to throw up بلند کردن
to read out بلند خواندن
levitate بلند شدن
plyanthus پامچال بلند
louden بلند شدن
downland چراگاه بلند
elevated ground زمین بلند
lop sided کوتاه و بلند
gaberdine ردای بلند
gantelope دستکش بلند
gantlope دستکش بلند
giant swing تاب بلند
gigas رویش بلند تر
loudish کمی بلند
loudish اندکی بلند
coamings لبه بلند
oxlip پامچال بلند
outdoor antenna انتن بلند
boisterous laughter خنده بلند
capote شنل بلند
moppy کلفت بلند
chivalric بلند همت
magnaimous بلند نطر
clarion شیپور بلند
loudmouthed بلند اواز
grandiloquence بلند پروازی
long thrust سخمه بلند
long run بلند مدت
icarian بلند پرواز
inextenso کاملا بلند
long robe ردای بلند
jointing plane رنده بلند
long haul خط سیر بلند
keep down بلند نشوید
large hearted نظر بلند
long burst رگبار بلند
hornblends هرن بلند
hip boot چکمه بلند ضد اب
high rise block ساختمان بلند
hessian boot چکمه بلند
long term بلند مدت
high flying بلند پرواز
high flying بلند خیال
high grown بلند بالا
long splice پیوند بلند
high hat کلاه بلند
high hurle مانع بلند
high pass پاس بلند
lifter بلند کننده
tossed ضربه بلند
supereminent بسیار بلند
hoists بلند کردن
heist بلند کردن
heists بلند کردن
lofty بلند بزرگ
lofty بلند پایه
high crowned نوک بلند
heave بلند کردن
hoisted بلند کردن
tosses ضربه بلند
tossing ضربه بلند
ambition بلند همتی
ambition بلند پروازی
ambitions بلند همتی
ambitions بلند پروازی
promontories دماغه بلند
promontory دماغه بلند
hoist بلند کردن
heaved بلند کردن
slam bang با سر وصدای بلند
quick time سر قدم بلند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com