Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
slab sided
بلند ولاغر
Other Matches
clackvalve
دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touting
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted
بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl
نوعی دامن بلند با کمر بلند
monofilament
الیاف تک رشته بلند
[این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
longer
بلند
talll
بلند
talll
قد بلند
longed
بلند
long-
بلند
long
بلند
vociferous
بلند
upland
بلند
uplands
بلند
highfalutin
بلند
forte
بلند
tallest
بلند
fortes
بلند
eminent
بلند
lengthwise
بلند
longest
بلند
rumbustious
بلند
tallest
قد بلند
taller
قد بلند
taller
بلند
tall
قد بلند
tall
بلند
skyscrapers
بلند
skyscraper
بلند
willowy
بلند
loftily
بلند
grandiose
بلند
aloud
بلند
loudly
بلند
loudspeaker
بلند گو
loud speaker
بلند گو
longs
بلند
mouth filling
بلند
high (1 9 to 36)
بلند
legged
پا بلند
highest
بلند
eton collan
بلند
high
بلند
pointer
خط کش بلند
megaphone
بلند گو
highs
بلند
megaphones
بلند گو
towering
بلند
soaring
بلند
high grown
بلند قد
amplifier
بلند گو
amplifiers
بلند گو
pointers
خط کش بلند
hoists
بلند کردن
boisterous laughter
خنده بلند
hoist
بلند کردن
hoisted
بلند کردن
lofty
بلند پایه
capote
شنل بلند
coamings
لبه بلند
clarion
شیپور بلند
chivalric
بلند همت
heist
بلند کردن
blast furnace coke
کک کوره بلند
lofty
بلند بزرگ
gauntlet
دستکش بلند
liberals
نظر بلند
gauntlets
دستکش بلند
magnanimity
بلند همتی
heave
بلند کردن
riser
بلند شونده
heaved
بلند کردن
roughest
پست و بلند
slam bang
با سر وصدای بلند
alp
کوه بلند
heists
بلند کردن
bigmouthed
صدا بلند
banquette
زمین بلند
aquacade
فوارهء بلند
ascends
بلند شدن
anchor at short stay
لنگر بلند
alto relievo
برجسته بلند
alp
قله بلند
liberal
نظر بلند
rough
پست و بلند
erected
بلند کردن
ascend
بلند شدن
ascended
بلند شدن
heighten
بلند کردن
heightened
بلند کردن
heightening
بلند کردن
heightens
بلند کردن
elevate
بلند کردن
elevates
بلند کردن
exalts
بلند کردن
exalting
بلند کردن
erecting
بلند کردن
erects
بلند کردن
screech
صدای بلند
screeched
صدای بلند
screeches
صدای بلند
screeching
صدای بلند
arise
بلند شدن
arises
بلند شدن
arising
بلند شدن
exalt
بلند کردن
elevating
بلند کردن
levitate
بلند شدن
toss
ضربه بلند
tossed
ضربه بلند
tosses
ضربه بلند
tossing
ضربه بلند
ambition
بلند همتی
ambition
بلند پروازی
ambitions
بلند همتی
forte
موسیقی بلند
ambitions
بلند پروازی
promontories
دماغه بلند
fortes
موسیقی بلند
elevated
بلند مرتبه
levitated
بلند شدن
levitates
بلند شدن
levitating
بلند شدن
surge
موج بلند
surged
موج بلند
surges
موج بلند
sonorous
قلنبه بلند
upland
زمین بلند
uplands
زمین بلند
tore
علف بلند
promontory
دماغه بلند
downland
چراگاه بلند
throw up
بلند کردن
top-level
بلند پایه
yuk
خندهی بلند
To do something slapdash.
سر بلند بودن
low-rise
نه بسیار بلند
high-rise
ساختمان بلند
big-hearted
نظر بلند
to kick up
با پا بلند کردن
to read out
بلند خواندن
to throw up
بلند کردن
tor
صخره بلند
upraise
بلند کردن
uprear
بلند شدن
vociferant
با صدای بلند
walk off with
بلند کردن
belly laugh
خندهی بلند
belly laughs
خندهی بلند
long run
[American E]
<adj.>
بلند مدت
long term
<adj.>
بلند مدت
aspirational
[British E]
<adj.>
بلند همت
aspirational
[British E]
<adj.>
بلند پرواز
banquet
زمین بلند
banquette
زمین بلند
bell-tower
برج بلند
choir-stall
صندلی بلند
crepido
پی پایه بلند
elevated ground
زمین بلند
high pass
پاس بلند
high rise block
ساختمان بلند
hip boot
چکمه بلند ضد اب
hornblends
هرن بلند
icarian
بلند پرواز
inextenso
کاملا بلند
jointing plane
رنده بلند
keep down
بلند نشوید
large hearted
نظر بلند
lifter
بلند کننده
high hurle
مانع بلند
high hat
کلاه بلند
high grown
بلند بالا
gaberdine
ردای بلند
gantelope
دستکش بلند
gantlope
دستکش بلند
giant swing
تاب بلند
gigas
رویش بلند تر
grandiloquence
بلند پروازی
hessian boot
چکمه بلند
high crowned
نوک بلند
high flying
بلند پرواز
high flying
بلند خیال
long burst
رگبار بلند
long haul
خط سیر بلند
oxlip
پامچال بلند
plyanthus
پامچال بلند
prolong blast
سوت بلند
quick time
سر قدم بلند
raised kerb
جدول بلند
raised kerb
لبه بلند
row de dow
صدای بلند
shandygaff
بلند رویایی
supereminent
بسیار بلند
tallish
نسبتا بلند
outdoor antenna
انتن بلند
moppy
کلفت بلند
magnaimous
بلند نطر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com