English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (42 milliseconds)
English Persian
lift fire بلند کردن اتش
Search result with all words
spike میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاوورزشکاران میخ دار کردن میخکوب کردن
shoplifting بلند کردن جنس از مغازه
pedestal بلند کردن ترفیع دادن
pedestals بلند کردن ترفیع دادن
clear دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearer دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearest دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clears دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
harangue باصدای بلند نطق کردن
harangued باصدای بلند نطق کردن
harangues باصدای بلند نطق کردن
haranguing باصدای بلند نطق کردن
extend وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extending وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
extends وادار کردن اسب به چهارنعل رفتن باپاهای کشیده و بلند
sag یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sagged یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
sags یک بر شدن کوتاه و بلند شدن از باد رانده شدن تنزل کردن ته رفتن
lift بلند کردن
lift بلند کردن شریک رقص اززمین
lifted بلند کردن
lifted بلند کردن شریک رقص اززمین
lifting بلند کردن
lifting بلند کردن شریک رقص اززمین
lifts بلند کردن
lifts بلند کردن شریک رقص اززمین
pried بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pries بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
pry بادیلم یا اهرم بلند کردن اهرم
crane باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
crane وسیله بلند کردن
craned باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craned وسیله بلند کردن
cranes باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
cranes وسیله بلند کردن
craning باجرثقیل بلند کردن یاتکان دادن
craning وسیله بلند کردن
jab بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
soar بلند پروازی کردن
soared بلند پروازی کردن
soars بلند پروازی کردن
erect بلند کردن
erected بلند کردن
erecting بلند کردن
erects بلند کردن
steal بلند کردن چیزی
steals بلند کردن چیزی
chairlift سردست بلند کردن
chairlifts سردست بلند کردن
exalt بلند کردن
exalting بلند کردن
exalts بلند کردن
heighten بلند کردن
heightened بلند کردن
heightening بلند کردن
heightens بلند کردن
elevate بلند کردن
elevates بلند کردن
elevating بلند کردن
bank کپه کردن بلند شدن
banks کپه کردن بلند شدن
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
lever اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
levers اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
hoist بلند کردن
hoist بلند کردن وسایل سنگین
hoist وسیله بلند کردن
hoisted بلند کردن
hoisted بلند کردن وسایل سنگین
hoisted وسیله بلند کردن
hoists بلند کردن
hoists بلند کردن وسایل سنگین
hoists وسیله بلند کردن
heist بلند کردن
heists بلند کردن
heave بلند کردن
heaved بلند کردن
poop قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
collect وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collecting وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
collects وادار کردن اسب به بلند شدن روی پاها
antilift device ماسوره ضد بلند کردن مین ماسوره ضد بالا بردن مین
deal lift بلند کردن وزنه تا کمر وپایین بردن
foot pound مقدار نیروی لازم برای بلند کردن وزنه یک پوندی بارتفاع یک فوت.
forklift ماشین مخصوص بلند کردن چیزهای سنگین
hydraulic lift بلند کردن اب به نیروی اب
lay hands one someone دست روی کسی بلند کردن
raise a dust گرد و خاک بلند کردن
sound off باصدای بلند صحبت کردن
throw up بلند کردن
to kick up با پا بلند کردن
to make a dust گردو خاک بلند کردن
to put forth بلند کردن نمایش دادن
to throw up بلند کردن
toe raise تمرین ایستادن و بلند کردن بدن روی نوک پا
Other Matches
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
walk off with بلند کردن
upraise بلند کردن
turn down <idiom> کم کردن صدای بلند
vociferate با صدای بلند ادا کردن
to pick up women <idiom> دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
bite off more than one can chew <idiom> با یک دست چندتا هندوانه بلند کردن
long ball [شوت کردن بلند توپ] [فوتبال]
ululate باصدای بلند ناله وزاری کردن
To vacate a house. خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
too many irons in the fire <idiom> بایک دست چند هندوانه بلند کردن
to blast something با صدای خیلی بلند بازی کردن [آلت موسیقی]
to go catting [to look for sexual partners] <idiom> رفتن برای دختر بلند کردن [اصطلاح روزمره]
to call the roll حاضر غایب کردن [نام افراد در گروهی را بلند خواندن]
to pick up somebody [to find sexual partners] بلند کردن کسی [زنی] [برای رابطه جنسی] [اصطلاح روزمره]
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
It is formed by alternatively lifting and lowering one warp thread across one weft thread این است که توسط روش دیگر بلند کردن و پایین آوردن موضوع یکی پیچ و تاب در سراسر یک موضوع پود تشکیل
corn-effect ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
amplifiers بلند گو
tallest بلند
fortes بلند
forte بلند
taller قد بلند
loftily بلند
willowy بلند
skyscraper بلند
skyscrapers بلند
tall بلند
eminent بلند
tall قد بلند
lengthwise بلند
grandiose بلند
amplifier بلند گو
loudspeaker بلند گو
highs بلند
highest بلند
aloud بلند
mouth filling بلند
loudly بلند
talll بلند
talll قد بلند
high بلند
tallest قد بلند
taller بلند
highfalutin بلند
high (1 9 to 36) بلند
legged پا بلند
pointer خط کش بلند
high grown بلند قد
longer بلند
megaphones بلند گو
vociferous بلند
longest بلند
longs بلند
soaring بلند
rumbustious بلند
longed بلند
megaphone بلند گو
loud speaker بلند گو
upland بلند
eton collan بلند
long بلند
uplands بلند
pointers خط کش بلند
towering بلند
long- بلند
exalted بلند مرتبه
tallish نسبتا بلند
high grown بلند بالا
coamings لبه بلند
long wave موج بلند
shandy بلند رویایی
grandiloquence بلند پروازی
altivolant بلند پرواز
high-flying بلند پرواز
gaberdine ردای بلند
elevated بلند مرتبه
high flying بلند خیال
prolong blast سوت بلند
tore علف بلند
high-minded بلند همت
high flying بلند پرواز
sonorous قلنبه بلند
aspirational [British E] <adj.> بلند پرواز
aspirational [British E] <adj.> بلند همت
high crowned نوک بلند
hessian boot چکمه بلند
row de dow صدای بلند
shandygaff بلند رویایی
lofty بلند بزرگ
raised kerb جدول بلند
lofty بلند پایه
talll بلند بالا
quick time سر قدم بلند
magnanimity بلند همتی
raised kerb لبه بلند
upland زمین بلند
plyanthus پامچال بلند
oxlip پامچال بلند
long run [American E] <adj.> بلند مدت
high rise block ساختمان بلند
ascends بلند شدن
ascended بلند شدن
ascend بلند شدن
mitt دستکش بلند
rough پست و بلند
hornblends هرن بلند
hip boot چکمه بلند ضد اب
roughest پست و بلند
gantlope دستکش بلند
elevated ground زمین بلند
slam bang با سر وصدای بلند
downland چراگاه بلند
mitts دستکش بلند
shandies بلند رویایی
high hat کلاه بلند
staffed چوب بلند
Catholics بلند نظر
gigas رویش بلند تر
moppy کلفت بلند
staffs چوب بلند
ambitious بلند پرواز
surge موج بلند
ambitious بلند همت
inextenso کاملا بلند
long term <adj.> بلند مدت
giant swing تاب بلند
supereminent بسیار بلند
uplands زمین بلند
din صدای بلند
Catholic بلند نظر
outdoor antenna انتن بلند
high pass پاس بلند
slab sided بلند ولاغر
knee-high بلند تا سر زانو
icarian بلند پرواز
high hurle مانع بلند
gantelope دستکش بلند
screeches صدای بلند
screeched صدای بلند
loudest باصدای بلند
screech صدای بلند
loudest بلند اوا
long thrust سخمه بلند
surged موج بلند
tor صخره بلند
famous بلند اوازه
aquacade فوارهء بلند
levitate بلند شدن
levitated بلند شدن
levitates بلند شدن
chivalrous بلند همت
levitating بلند شدن
toss ضربه بلند
screeching صدای بلند
promontories دماغه بلند
banquette زمین بلند
loudmouthed بلند اواز
loudish اندکی بلند
loudish کمی بلند
gauntlet دستکش بلند
louden بلند شدن
jointing plane رنده بلند
lop sided کوتاه و بلند
to read out بلند خواندن
gauntlets دستکش بلند
keep down بلند نشوید
loud باصدای بلند
loud بلند اوا
louder باصدای بلند
slender بلند وباریک
promontory دماغه بلند
uprear بلند شدن
tossed ضربه بلند
ambition بلند همتی
alto relievo برجسته بلند
yuk خندهی بلند
alp قله بلند
belly laugh خندهی بلند
ambition بلند پروازی
belly laughs خندهی بلند
ambitions بلند همتی
big-hearted نظر بلند
ambitions بلند پروازی
top-level بلند پایه
high-rise ساختمان بلند
alp کوه بلند
low-rise نه بسیار بلند
liberals نظر بلند
lifter بلند کننده
long burst رگبار بلند
tosses ضربه بلند
tossing ضربه بلند
anchor at short stay لنگر بلند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com