English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 113 (7 milliseconds)
English Persian
host crystal بلور میزبان
Other Matches
hosting میزبان
landladies میزبان
he officiated as host میزبان شد
host میزبان
hosted میزبان
land lady زن میزبان
landlady میزبان
hosts میزبان
entertainers میزبان
entertainer میزبان
hostesses زن میزبان
hostess زن میزبان
host computers کامپیوتر میزبان
hosts سپاه میزبان
host سپاه میزبان
hosted سپاه میزبان
hosting سپاه میزبان
host country کشور میزبان
host computer کامپیوتر میزبان
host nation کشور میزبان
host guest chemistry شیمی میزبان- میهمان
host operating system سیستم عامل میزبان
host organism ارگانیسم میزبان [زیست شناسی]
host ارگانیسم میزبان [زیست شناسی]
hosting آداپتوری که به کامپیوتر میزبان وصل است
hosted آداپتوری که به کامپیوتر میزبان وصل است
hosts آداپتوری که به کامپیوتر میزبان وصل است
homoecious دارای یک میزبان درتمام دوره زندگانی
host آداپتوری که به کامپیوتر میزبان وصل است
crystal بلور
crystalliferous بلور زا
single crystal تک بلور
flint glass بلور
crystal glass بلور
prism بلور
prisms بلور
crystals بلور
ectogenic قادر بادامه زندگی درخارج از میزبان خود
endobiotic زیست کننده درمیان بافتهای میزبان خود
flint glass فرف بلور
whisker سوزن بلور
host crystal بلور زمینه
quartz بلور کوهی
cut glass بلور کریستال
glassworker بلور ساز
iceland crystal بلور ایسلند
iceland spar بلور ایسلند
ionic crystal بلور یونی
crystal بلور کوارتز
crystals بلور کوارتز
rock crystal سنگ بلور
crystal system دستگاه بلور
quartz crystal بلور کوارتز
monovalent crystal بلور تک والانسی
molecular crystal بلور مولکولی
microcrystal ریز بلور
metal crystal بلور فلز
macle بلور زوج
distorted crystal بلور واپیچیده
glassware بلور الات
crystalliferous موجد بلور
crystal structure ساختار بلور
crystal pulling بلور پردازی
crystal plane صفحه بلور
crystal lattice شبکه بلور
crystal growth رشد بلور
atomic crystal بلور اتمی
crystal gazing بلور بینی
quasi crystal شبه بلور
crystal energy انرژی بلور
covalent crystal بلور کووالانسی
crystal defect نقص بلور
crystal control تنظیم با بلور
valence crystal بلور کووالانسی
colored crystal بلور سنگین
catwhisker سوزن بلور
cast crystal بلور ریخته
crystallization بلور سازی
detecting crystal بلور اشکارساز
crystallographer بلور شناس
crystallography علم بلور
crystalloid شبکه بلور
crystallography بلور نگاری
crystalloid شبیه بلور
crystallography بلور شناسی
crystal allotropy چند شکلی بلور
crystal field theory نظریه میدان بلور
c.f.t نظریه میدان بلور
crystal growth affinity رشد خواهی بلور
crystallography مبحث بلور شناسی
noble gas crystal بلور گازهای بی اثر
inert gas crystal بلور گازهای بی اثر
frequency changer crystal بلور تغییر دهنده بسامد
electrostatic crystal field theory نظریه الکتروستاتیکی میدان بلور
crystal field stabilization energy انرژی پایداری میدان بلور
mirror writing shadow reading کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
crystal frequency changer efficiency بازده بلور تغییر دهنده بسامد
conversion loss of frequency changer cry اتلاف بلور تغییر دهنده بسامد
end system پروتکل استاندارد OSI که به کامپیوترهای میزبان اجازه محل یابی یک router را می دهند.
endomorph بلوری که درجوف بلور دیگر قرار دارد
crystallography کریستال شناسی مطالعه بلورها شناخت بلور
invited حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
invite حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
invites حرف خاص ارسالی برای بیان به وسیلهای که کامپیوتر میزبان آماده دریافت پیام است
end system روی اینترنت کامپیوتر اصلی یا میزبان که به اینترنت وصل است
ES IS سیستم نهایی به سیستم میانی استاندار پروتکل OIS برای اینکه به کامپیوترهای میزبان
identification تابعی که توسط کامپیوتر میزبان استفاده میشود تا مافیت و مشخصات کامپیوتر یا کاربر را بیان کند.
identification حرف که بر کامپیوتر میزبان ارسال میشود تا ماهیت و محل کامپیوتر دور یا ترمینال مشخص شود
remote data concentrator وسیله یی که پیام ها را ازطریق خطوط کم سرعت ازترمینالهای متعدد دریافت کرده و داده ها را از طریق یک حط واحد سنکرون باسرعت بالا به پردازنده میزبان منتقل میکند
upload 1-ارسال فایلهای داده یا برنامه از یک کامپیوتر کوچک به CPU اصلی . 2-ارسال فایل از یک کامپیوتر به BBS یا کامپیوتر میزبان .
xenial مربوط به مهمان نوازی مربوط به مناسبات بین مهمان و میزبان
glasswork شیشه الات بلور الات
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com