Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 114 (8 milliseconds)
English
Persian
erratic block
بلوک نامنظم
Search result with all words
cyclopean
[معماری ترکیب شده با شکلهای نامنظم در بلوک سیمانی]
Other Matches
block length
درازای بلوک طول بلوک
irregular
نامنظم
erratic
نامنظم
haywire
نامنظم
infrequent
<adj.>
نامنظم
out of kelter
نامنظم
sporadic
<adj.>
نامنظم
randomly
نامنظم
unconventional
نامنظم
random
نامنظم
acrostic
نامنظم
aperiodic
نامنظم
irregulars
ارتش نامنظم
by fits and starts
<idiom>
به طور نامنظم
statistic copolymer
همبسپار نامنظم
skew polygon
کثیرالاضلاع نامنظم
random test
ازمایش نامنظم
irregular polymer
بسپار نامنظم
disorderly
نامنظم مختل
jerky
نامنظم رونده
cross grained
دارای رگههای نامنظم
random wound
سیم پیچ نامنظم
poorly graded
دانه بندی نامنظم
jitter
حرکت نامنظم اتفاقی
flares
باشعله نامنظم سوختن
sporadic group
گروه نامنظم
[ریاضی]
flare
باشعله نامنظم سوختن
monoliths
بلوک
monolith
بلوک
blocs
بلوک
cantons
بلوک
canton
بلوک
block header
سر بلوک
nested block
بلوک تو در تو
bloc
بلوک
blocks
بلوک
districts
بلوک
blocked
بلوک
district
بلوک
parish
بلوک
parishes
بلوک
block
بلوک
form block
بلوک فرمکاری
dosseret
بلوک سه بعدی
block transfer
انتقال بلوک
control block
بلوک کنترل
cylinder block
بلوک سیلندر
deblocking
از بلوک دراوردن
end of block
پایان یک بلوک
engine block
بلوک موتور
fuse block
بلوک فیوز
mastic blocks
بلوک قیری
radium block
بلوک شعاعی
roughed slab
بلوک کوچک
radius block
بلوک شعاعی
storage block
بلوک ذخیره
block protection
حفافت بلوک
block operation
عملیات بلوک
blocked
بلوک سیمانی
blocked
بلوک ساختن
arrow block
بلوک پیکانی
blocks
بلوک سیمانی
blocks
بلوک ساختن
anchoring
لنگر بلوک
anchors
لنگر بلوک
en bloc
دریک بلوک
anchor
لنگر بلوک
block
بلوک ساختن
block definition
تعریف بلوک
block diagram
بلوک دیاگرام
sprite
یک بلوک از پیکسل ها
block move
جابجایی بلوک
block move
انتقال بلوک
eob
پایان یک بلوک
block
بلوک سیمانی
blocking
بلوک بندی
randomly
حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
flares
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
biases
وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود
bias
وضع نامنظم گوی که باعث چرخیدن ان میشود
random
حرکت نامنظم الکترونها در داخل یک نیمه هادی
buffeted
نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
out of square
خارج از چهار گوش بطور نامنظم یا نادرست
buffet
نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
flare
روشنایی خیره کننده و نامنظم زبانه کشی
buffeting
نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
buffets
نوسانات نامنظم ساختمان هواپیما در اثر اشفتگی
grout
بلغور قطعات کوچک و نامنظم سنگ دوغاب
bin
بلوک سه بعدی الکترونیکی
bins
بلوک سه بعدی الکترونیکی
block graphics
نگاره سازی بلوک
erratic block
بلوک جابجا شونده
block lining
پوشش با بلوک سیمانی
blocking factor
فاکتور بلوک بندی
comecon
گروه تجاری بلوک شرق
corps de logis
[بلوک سیمانی اصلی در ساختمان]
to wobble
[rotate unevenly]
لنگ بودن
[تاب داشتن]
[به طور نامنظم چرخیدن]
[اصطلاح روزمره]
boss formerly boce
[بلوک منبت کاری شده برجسته]
character map
شبکهای از بلوک ها روی صفحه نمایش
to walk around the block
دور بلوک خیابان راه رفتن
airbrush
یک ابزار نقاشی که الگوهای نامنظم از نقاط را ایجاد میکند مانند اسپری مکانیکی
anti knock
ماده ایکه به سوخت اضافه شده و احتمال انفجار واحتراق نامنظم ان را کاهش میدهد
long-and-short work
[بنایی با استفاده از بلوک های افقی و عمودی بلند و کوتاه]
cylinder block
بلوک واحدی که سیلندرهای یک موتور پیستونی خطی که با مایع خنک مشوند رادربرمیگیرد
dou
[در معماری چین و ژاپن بلوک چوبی شکاف دار که از طاقچه دیوارکوب محافظت می کند.]
fracto stratus
ابرهای تکه تکه و نامنظم استراتوس
asynchronous transmission
اطلاعات در فواصل زمانی بدون قاعده و نامنظم به وسیله قراردادن یک بیت شروع قبل از هر کاراکتر ویک بیت خاتمه پس از ان انتقال می یابند
cylinder block boring machine
دستگاه سوراخ کننده بدنه سیلندر ماشین مته بلوک سیلندر
isodomun
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
isodomon
[بنایی با بلوک های سنگی برابر در طبقاطی با طول های برابر]
negative acknowledgement
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
modular construction
ساختمان پیش ساخته ساختمان با بلوک پیش ساخته
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com