Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
second class ticket
بلیت درجه دوم
Other Matches
ticket
بلیت
tickets
بلیت
Tickets, please.
لطفا بلیت.
ticket punch
بلیت سوراخ کن
How long is the ticket valid?
بلیت تا کی اعتبار دارد؟
ticket office
باجه فروش بلیت
booking office
باجه رزرو بلیت
ticket office
محل فروش بلیت
booking office
باجه فروش بلیت
ticket office
باجه بلیت فروشی
Where is the booking office?
باجه رزرو بلیت کجاست؟
Where is the ticket office?
باجه بلیت فروشی کجاست؟
Where is the booking office?
باجه بلیت فروشی کجاست؟
A ticket to Bath, please.
لطفا یک بلیت به شهر باته.
beam attack
تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
shoulder patch
درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator
صفحه مدرج درجه طبلک درجه
sighting bar
ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
third class
درجه سوم بلیط درجه 3
third-class
درجه سوم بلیط درجه 3
superelevation
درجه ارتفاع درجه بلندی
sighting leaf
ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
brevet
درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
division police petty officer
درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
master at arms
درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
top-notch
درجه یک
copacetic
درجه یک
slap-up
درجه یک
aquastat
درجه
number one
درجه یک
classy
درجه یک
elevations
درجه
top hole
درجه یک
elevation
درجه
mark
درجه
echelon
درجه
chinical t.
درجه
clinical thermometer
درجه
tophole
درجه یک
topnotch
درجه یک
high-class
درجه یک
marks
درجه
gauges
درجه
gauged
درجه
gauge
درجه
echelons
درجه
copesetic
درجه یک
proportions
درجه
lengths
درجه
length
درجه
degrees
درجه
third rate
درجه سه
third-rate
درجه سه
ranks
درجه
ranked
درجه
rank
درجه
degree
درجه
second class
درجه دو
grade
درجه
proportion
درجه
grades
درجه
kyu
درجه
scale
درجه
second rate
درجه دو
second class
درجه 2
second-rate
درجه دو
equally
<adv.>
به یک درجه
nobby
درجه یک
rates
درجه
run of the mine
بی درجه
top
درجه یک
pitches
درجه
first string
درجه یک
scalage
درجه
pitch
درجه
low grade
کم درجه
gage
درجه
gage=gauge
درجه
just as well
<adv.>
به یک درجه
gauge=gage
درجه
title
درجه
rate
درجه
titles
درجه
first class
درجه یک
gauge glass
درجه اب
high grade product
محصول درجه یک
high grade
درجه اعلی
honor
درجه نشان
in the highest d.
به منتها درجه
doctorate
درجه دکتری
secondary hydrogen
هیدروژن 2 درجه
honorary
درجه افتخاری
secondary road
جاده درجه دو
clumped
درجه سردوشی
velocity
درجه تندی
sharp shooter
تیرانداز درجه 1
consistency
درجه غلظت
grade of channel
درجه کانال
shades
درجه رنگ
standard rudder
51 درجه سکان
so far
تا این درجه
slide aperture
شکاف درجه
graduator
درجه گذار
comparatives
درجه تفضیلی
shadings
درجه رنگ
shade
درجه رنگ
standard class
درجه استاندارد
comparative
درجه تفضیلی
stair
مرتبه درجه
doctorates
درجه دکتری
clump
درجه سردوشی
economy class
درجه توریستی
penetration point
درجه نفوذ
oxidation degree
درجه اکسایش
berate
خلع درجه
berated
خلع درجه
berates
خلع درجه
berating
خلع درجه
ninth
درنهمین درجه
ninths
درنهمین درجه
whither
بکدام درجه
permanent rank
درجه دایمی
primary alcohol
الکل 1 درجه
third rate
درجه سوم
quarternary canal
کانال درجه 4
third-rate
درجه سوم
quadratic equation
معادلات درجه دو
quadratic
درجه دوم
primery amine
امین 1 درجه
primary carbon
کربن 1 درجه
oil guage
درجه روغن
octan rating
درجه اکتان
rear sight
شکاف درجه
largely
تا درجه زیادی
kelvin degree
درجه کلوین
second degree of readiness
امادگی درجه دو
secondary alcohol
الکل 2 درجه
secondary amine
امین 2 درجه
grading
درجه بندی
secondary carbon
کربن 2 درجه
graduation
درجه گرفتن
lieutenancy
درجه ستوانی
to the utmost
به منتها درجه
magna cum laude
با درجه عالی
reversible elbow
زانوی 09 درجه
royal honor
درجه سلطنتی
salinity
درجه شوری
minimum elevation
حداقل درجه
measuring glass
درجه دار
second class
درجه دوم
second class
دومین درجه
graduation
درجه بندی
clumping
درجه سردوشی
tertiary alcohol
الکل 3 درجه
tiptop
درجه اعلی
tiptop
بالاترین درجه
tertiary carbon
کربن 3 درجه
dot pitch
درجه نقطه
tertiary hydrogen
هیدروژن 3 درجه
the positive d.
درجه مطلق
tip top
بالاترین درجه
consistence
درجه غلظت
efficacity
درجه تاثیر
tertiary amine
امین 3 درجه
to take one's d.
درجه گرفتن
elevation stop
حد نهایی درجه
elevation scale
طبلک درجه
elevation scale
مقیاس درجه
elevation circle
قطاع درجه
elevating arc
قطاع درجه
electrical degree
درجه الکتریکی
centigrade degree
درجه صدبخشی
eldership
ارشدیت درجه
degree opulence
درجه توانگری
degree of saturation
درجه اشباع
degree of centralization
درجه تمرکز
degree of compaction
درجه تراکم
degree of crystalinity
درجه بلورینگی
degree of curve
درجه انحناء
third degree of readiness
امادگی درجه سه
degree of dissociation
درجه تفکیک
degree of freedom
درجه ازادی
degree of advancement
درجه پیشرفت
third rater
درجه سوم
dan
درجه درکاراته
cope flask
درجه روئی
degree of relationship
درجه خویشاوندی
third class road
جاده درجه سه
degree of precision
درجه دقت
d.p
درجه بسپارش
thirty degree cut
برش 03 درجه
gradational
به ترتیب درجه
puny
درجه پست
pinnacle
منتهی درجه
pinnacles
منتهی درجه
quantum
درجه میزان
adjustability
درجه انطباق
degree of polymerization
درجه بسپارش
adjusted elevation
درجه تنظیمی
advancement in rating
ارتقاء درجه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com