English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (7 milliseconds)
English Persian
have patience with me بمن مهلت دهید
Other Matches
destination را قرار می دهید
destinations را قرار می دهید
may i see you home? اجازه دهید شمارابخانه
permit me to say اجازه دهید بگویم
give it a shake انرا تکان دهید
show your ticket to him بلیط خودراباونشان دهید
Please let me know. لطفا"به من اطلاع دهید
let me know بمن اطلاع دهید
go on سخن خود را ادامه دهید
Might I ask a question? اجازه می دهید یک سئوال بکنم؟
Why don't you answer? چرا جواب نمی دهید؟
Please show me the way out I'll show you ! لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
If not , please let me know. درغیر اینصورت به من اطلاع دهید
resolveme this این پرسش را پاسخ دهید
Please reply as a matter of urgency. لطفا فوری پاسخ دهید.
mouses که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
mouse که شما حرکت می دهید تنظیم می کنند
show him your ticket بلیط خودرا باو نشان دهید
continue port/starboard چرخش به سمت چپ یا راست را ادامه دهید
hard starboard سمت ناو را بسمت مغناطیسی اعلام شده تغییر دهید
arrow pointer پیکان کوچکی است که می توانید آنرا با استفاده از mouse حرکت دهید
usance مهلت
respite مهلت
d. of grace مهلت
respite _ مهلت
moratorium مهلت
space مهلت
period of grace مهلت
spaces مهلت
time out مهلت
leeway مهلت
moratoriums مهلت
grace مهلت
graced مهلت
graces مهلت
gracing مهلت
demurring مهلت خواستن
demurred مهلت خواستن
moratory مهلت دار
moratory مهلت دهنده
period of grace مهلت پرداخت
demurs مهلت خواستن
what is the prompt مهلت ان چقدراست
credits وعده مهلت
credit وعده مهلت
crediting وعده مهلت
credited وعده مهلت
term of maintenance مهلت نگاهداری
respite مهلت دادن
asking for a respite مهلت خواستن
demur مهلت خواستن
vacation مرخصی مهلت
deadlines اخرین مهلت
deadline اخرین مهلت
vacations مرخصی مهلت
breaks طلوع مهلت
days of grace ایام مهلت
break طلوع مهلت
moratorium مهلت قانونی
days of grace مهلت اضافی
grant a period of grace مهلت دادن
grace period دوره مهلت
giving a respite مهلت دادن
moratoriums مهلت قانونی
linking طرحی که به شما امکان درج داده از یک برنامه کاربردی به دیگری می دهید با کمک تابع OCE
exceed the deadline گذشتن از مهلت مقرر
He gave the inemy no respite . به دشمن مهلت نداد
long dated دارای مهلت زیاد
imparlance مهلت برای اشتی
imparlance مهلت برای مصالحه
ask for days grace دو روز مهلت خواستن
cessation قطع کردن مهلت
Wait a minute . یک دقیقه مهلت بده
reach out with an olive branch [انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
reach out with an olive branch <idiom> [انجام دادن کار یا گفتن چیزی که نشان میدهد شما میخواهید به ناسازگاری با دیگری خاتمه دهید.]
reddendum موعد یا مهلت پرداخت اجاره
The deadline is coming closer. مهلت مقرر نزدیکتر می شود.
To give somebody a few days grace . بکسی چند روز مهلت دادن
To meet a deadline . تا مهلت مقرر کاری را انجام دادن
Application may be filed by ... مهلت ارائه تقاضا نامه تا ... است.
The prescribed time - limit expires tomorrow . مهلت مقرر فردا منقضی می شود
short shrift مهلت مختصربرای اقرار بگناه پیش از مردن
Her husband cant get a word in edgeways . به همسرش مهلت یک کلمه حرف نمی دهد
hard port فرمان سمت را به سمت مغناطیسی تغییر دهید درعملیات دریایی
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
limited divorce طلاقی که مدت ان محدود بوده پس ازانقضای مهلت بخودی خودرجوع شود
contango بهره دیرکرد تسلیم قرضه وسهام مهلت تحویل مبیع به مشتری
carring over تعویق تصفیه حساب در خریدو فروش سهام برای انتقال مال یا تسلیم مبیع مهلت تعیین کردن
expirations انتهای مهلت منقصی شدن سپری شدن
expiration انتهای مهلت منقصی شدن سپری شدن
usance مهلت پرداخت پرداخت مدت دار
tenant right حقی است که درانقضای مهلت مقرر بابت تغییراتی که مستاجر در عین مستاجره داده و انتفاع ازانها ناتمام مانده است به وی تعلق می گیرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com