Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
English
Persian
field
بمیدان یا صحرا رفتن
fielded
بمیدان یا صحرا رفتن
fields
بمیدان یا صحرا رفتن
Other Matches
tu quoque
توهم بیا بمیدان
afield
در صحرا
fields
صحرا
fielded
صحرا
field
صحرا
desert
دشت صحرا
deserts
دشت صحرا
champaign
جلگه صحرا
field work
کار در صحرا
field maintenance
نگهداری در صحرا
field buying
خرید در صحرا
wild land
صحرا بیابان
deserting
دشت صحرا
field
میدان رزم صحرا
fielded
میدان رزم صحرا
field operating
عمل کننده در صحرا
fields
میدان رزم صحرا
nomadically
بشیوه صحرا گردان و چادرنشینان
wilderness
صحرا سرزمین نامسکون و رام نشده
wildernesses
صحرا سرزمین نامسکون و رام نشده
shinny
نوعی بازی هاکی غیررسمی در صحرا و بیابان
fielder
بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
field expedient
روشهای اضطراری اخراجات در صحرا تدابیر صحرایی
walkabouts
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabout
بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
field stockade
کالاهای انبار شده در صحرا یا میدان جنگ
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
field buying
خرید کردن در صحرا خرید محلی
field storage
انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
to whisk away or off
رفتن
putters
ور رفتن
to sleep fast
رفتن
snitch
کش رفتن
pilfered
کش رفتن
pilfers
کش رفتن
to take to ones heels
در رفتن
pilfer
کش رفتن
puttered
ور رفتن
putter
ور رفتن
pilfering
کش رفتن
puttering
ور رفتن
snitched
کش رفتن
short-change
کش رفتن
abstracting
کش رفتن
abstract
کش رفتن
retires
پس رفتن
retire
پس رفتن
snipping
کش رفتن
snipped
کش رفتن
snip
کش رفتن
departures
رفتن
abstracts
کش رفتن
shrinking
اب رفتن
shrinks
اب رفتن
shrink
اب رفتن
short-changed
کش رفتن
short-changes
کش رفتن
short-changing
کش رفتن
snitches
کش رفتن
snitching
کش رفتن
recede
پس رفتن
receded
پس رفتن
recedes
پس رفتن
receding
پس رفتن
departure
رفتن
to skirt along the coast
رفتن
nim
کش رفتن
hang around
ور رفتن
to boil over
سر رفتن
go over
به ان سو رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
to do a guy
در رفتن
to do out of
کش رفتن
go off
در رفتن
to fall away
رفتن
to fall away
پس رفتن
to fall short
کم رفتن
snook
کش رفتن
retrograde
پس رفتن
mog
رفتن
pullback
پس رفتن
make off
در رفتن
jauk
ور رفتن
goes
رفتن
go
رفتن
swiping
کش رفتن
swiped
کش رفتن
swipe
کش رفتن
glom on to
کش رفتن
to flow over
سر رفتن
to go to the bottom
ته رفتن
to hang back
پس رفتن
to make ones getaway
در رفتن
to pair off
رفتن
crawl
رفتن
to break loose
در رفتن
crawled
رفتن
break loose
در رفتن
crawls
رفتن
to run off
در رفتن
bleneh
پس رفتن
to go to mess
رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
sinks
ته رفتن
to fly off
در رفتن
sink
ته رفتن
to foot it
رفتن
fribble
ور رفتن
to get away
رفتن
to get one's monkey up
از جا در رفتن
to get over
رفتن از
to go back ward
پس رفتن
to go backward
پس رفتن
to go bang
در رفتن
betake
رفتن
gangs
رفتن
admits
رفتن
niggle
ور رفتن
niggled
ور رفتن
niggles
ور رفتن
filch
کش رفتن
filched
کش رفتن
filches
کش رفتن
filching
کش رفتن
meddled
ور رفتن
gang
رفتن
regressing
پس رفتن
regresses
پس رفتن
regressed
پس رفتن
regress
پس رفتن
admitting
رفتن
admit
رفتن
twiddled
ور رفتن
meddle
ور رفتن
to peter out
پس رفتن
meddles
ور رفتن
twiddle
ور رفتن
going
رفتن
retract
تو رفتن
To go
رفتن
hedge
در رفتن
hedges
در رفتن
hedged
در رفتن
retracted
تو رفتن
retracts
تو رفتن
retracting
تو رفتن
twiddling
ور رفتن
twiddles
ور رفتن
scrams
فوری رفتن
fudge
طفره رفتن
consumes
تحلیل رفتن
fudged
طفره رفتن
get by
پیش رفتن
get off to sleep
خواب رفتن
get out
بیرون رفتن
emaciate
تحلیل رفتن
shirking
از زیرکاری در رفتن
get ahead
پیش رفتن
get about
این سو و آن سو رفتن
plunge
شیرجه رفتن
plunge
فرو رفتن
plunged
شیرجه رفتن
plunged
فرو رفتن
plunges
شیرجه رفتن
plunges
فرو رفتن
atrophied
تحلیل رفتن
file past
رژه رفتن
atrophies
تحلیل رفتن
atrophy
تحلیل رفتن
atrophying
تحلیل رفتن
get about
این سو و ان سو رفتن
scram
فوری رفتن
get the push
بیرون رفتن
consumed
تحلیل رفتن
consume
تحلیل رفتن
aspired
بالا رفتن
jink
طفره رفتن
aspires
بالا رفتن
aspiring
بالا رفتن
inposition
به موضع رفتن
traipse
راه رفتن
traipsed
راه رفتن
immerge
فرو رفتن
kirk
به کلیسا رفتن
light out
ناگهان رفتن
retrogressing
پس رفتن برگشت
march past
رژه رفتن
to march forth
پیش رفتن
pass in review
رژه رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com