Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 77 (1 milliseconds)
English
Persian
public building
بنای همگانی
Other Matches
monuments
بنای یاد بود بنای یادگاری
monument
بنای یاد بود بنای یادگاری
public
آزاد برای استفاده همگانی , ساخته شده برای استفاده همگانی
memorial
بنای یادبود
masons
بنای سنگکار
the passive voice
بنای مجهول
memorials
بنای یادبود
paver
بنای سنگفرش
brick layer
بنای درجه دو
industrial building
بنای صنعتی
laryngeal
وابسته بنای
babel
بنای شگرف
mason
بنای سنگکار
master builder
بنای مقاطعه کار
masons
بنای سنگ کار
mason
بنای سنگ کار
superstructures
روساخت بنای فوقانی
to raise a monument
ساختن بنای یادگاری
blockhouse
بنای استحکامی مختصر
superstructure
روساخت بنای فوقانی
peripteral
بنای دور ستونی
to raise a monument
برپا کردن بنای یادگاری
Freemason
[استاد کار بنای آزاد در اتحادیه معماران]
nonquota
همگانی
wall-to-wall
همگانی
generable
همگانی
communally
همگانی
plenums
همگانی
generals
همگانی
general
همگانی
universal
همگانی
public
همگانی
communal
همگانی
plenum
همگانی
semipublic
نیمه همگانی
public instractions
تعلیمات همگانی
public health
بهداشت همگانی
general
جامع همگانی
holocausts
کشتار همگانی
utility
صنایع همگانی
universal complex
عقده همگانی
universal symbol
نماد همگانی
universal trait
صفت همگانی
universalization
همگانی سازی
holocaust
کشتار همگانی
generals
جامع همگانی
public
همگانی ملی
pissoir
ابریزگاه همگانی
pissoir
شاشگاه همگانی
agora
همایشگاه همگانی
long house
ماوای همگانی
mass education
اموزش همگانی
latrine
ابریز همگانی
hecatomb
قربانی همگانی
mass media
رسانههای همگانی
family check
کیش همگانی
cross examination
بازجویی همگانی
public works
کارهای ساختمانی همگانی
land sturm
نام نویسی همگانی
cafeteria messing
ناهار خوری همگانی
holocaust
اتش سوزی همگانی
holocausts
اتش سوزی همگانی
public domain software
نرم افزار همگانی
socialized medicine
بیمه پزشکی همگانی
public domain software
نرم افزارعمومی یا همگانی
pogrom
ازار وکشتار همگانی
pogroms
ازار وکشتار همگانی
public traffic
رفت و امد همگانی
common good
خیر عمومی یا صلاح همگانی
social security
بیمه وبازنشستگی همگانی تامین اجتماعی
indignation meeting
مجمع برای افهارتنفریا خشم همگانی
sanitarian
کارشناس بهداشتی جانبدار بهداشت همگانی
gymnopaedic
درباب رقص هایی گفته میشدکه بچههای برهنه درجشنهای همگانی می
trophy of war
یادبود جنگی بنای یادبود جنگ
telpak
سرویسی که توسط شرکتهای همگانی مخابراتی برای اجاره کانالهای با پهنای باندزیاد بین دو یا چندین نقطه ارائه می گردد
community property
اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com