English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (4 milliseconds)
English Persian
he is to stay بنا است بماند
Search result with all words
permanent آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
regenerate 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerated 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerates 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerating 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
permanently انجام دادن به طریقی که برای همیشه باقی بماند
date افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
dates افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
dunnage کاه وپوشال ومواد سبکی که لای فروف ومال التجاره می گذارند تا از اسیب مصون بماند
flying dutchman ملوان هلندی که محکوم شد تا روز قیامت روی دریا بماند
he is to stay قرار است بماند
him to stay نتوانستم او راوادار کنم بماندحریف اونشدم بماند
hung bomb بمبی که پس از پرتاب خود به خود به هواپیما اویزان بماند
i do not u.his wanting to say نمیفهم چرامی خواهد بماند
leave it over عجاله بگذارید بماند
pivot foot پایی که درهنگام حرکت بایدروی زمین بماند
regenerative memory رسانه ذخیره سازی که باید محتوای آن مرتباگ تنظیم شود تا محتوایش باقی بماند
some one must stay here یک کسی باید اینجا بماند
under pledge of secrecy با این قول که راز پوشیده بماند
If I dont forget . اگر یادم بماند ( نرود)
Leave it I'll tomorrow . Let it wait tI'll tomorrow . بگذار بماند تا فردا
It is for your own ears. پیش خودت بماند ( بکسی چیزی نگه )
It is for yours for keeps . پیش خودت بماند ( مال خودت )
Between you , me and the gatepost. Between ourselves . میان خودمان باشد( محرمانه باقی بماند )
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com