English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 304 (15 milliseconds)
English Persian
acrobatics بند بازی
acrobacy بند بازی
rope dancing بند بازی
trapze بند بازی
Search result with all words
blitz بازی شطرنج برق اسا
blitzed بازی شطرنج برق اسا
blitzes بازی شطرنج برق اسا
blitzing بازی شطرنج برق اسا
bridge بازی ورق
bridge دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridged بازی ورق
bridged دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
bridges بازی ورق
bridges دهنه اسب نوار یا چرم در انتهای چوب بازی لاکراس پل ساختن دست برای زدن گوی بیلیارد فاصله بین سوراخهای گوی بولینگ
field زمین بازی
fielded زمین بازی
fields زمین بازی
tee منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teed منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
teeing منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
tees منطقه شروع هر بخش بازی گلف نگهداشتن توپ بطورعمودی برای ضربه با پا
sanitary بازی جوانمردانه
striker کروکه بازی که نوبت اوست
striker بیلیارد بازی که نوبت اوست
strikers کروکه بازی که نوبت اوست
strikers بیلیارد بازی که نوبت اوست
setting افزودن به وقت بازی
settings افزودن به وقت بازی
front بازی در سانتر
fronting بازی در سانتر
card ورق بازی گنجفه
card ورق بازی کردن
cards ورق بازی گنجفه
cards ورق بازی کردن
home بازی
homes بازی
water skiing اسکی بازی روی اب
water-skiing اسکی بازی روی اب
scorecard کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
scorecards کارت نشان دهنده تعداد ضربات بازیگر در هر بخش بازی گلف
links زمین بازی گلف
rules قواعد بازی
foul بازی بیقاعده
fouled بازی بیقاعده
fouler بازی بیقاعده
foulest بازی بیقاعده
fouls بازی بیقاعده
lag زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
lagged زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
lags زدن گوی از وسط زمین به مرز برای تعیین اغازکننده بازی
basic بازی
basics بازی
director مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
directors مدیر یارئیس مسابقه شمشیر بازی
pitch زمین بازی
pitches زمین بازی
pack بسته کردن یکدست ورق بازی
packs بسته کردن یکدست ورق بازی
clearance بازی
clearance فضای بازی
left-handed با دست چپ بازی کردن
hockey چوگان بازی با اصول فوتبال
poker بازی پوکر
pokers بازی پوکر
play بازی
play تفریح بازی کردن
play رل بازی کردن
play کیفیت یاسبک بازی
play شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
play بازی کردن
play بازی کردن حرکت ازاد داشتن
play خلاصی بازی
played بازی
played تفریح بازی کردن
played رل بازی کردن
played کیفیت یاسبک بازی
played شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
played بازی کردن
played بازی کردن حرکت ازاد داشتن
played خلاصی بازی
playing بازی
playing تفریح بازی کردن
playing رل بازی کردن
playing کیفیت یاسبک بازی
playing شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
playing بازی کردن
playing بازی کردن حرکت ازاد داشتن
playing خلاصی بازی
plays بازی
plays تفریح بازی کردن
plays رل بازی کردن
plays کیفیت یاسبک بازی
plays شرط بندی روی بازی یا بازیگر رساندن ماهرانه ماهی صیدشده به خشکی
plays بازی کردن
plays بازی کردن حرکت ازاد داشتن
plays خلاصی بازی
down خطای سرویس توپ خارج از بازی
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
ball توپ بازی مجلس رقص
baseball بازی بیس بال
baseball بازی بین دو تیم 9 نفره با چوب و توپ
shot فرصت ضربت توپ بازی
Other Matches
shinny بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
harlequinade بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
misplay بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
gamesmanship مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
game وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
dib ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
fire fight ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
shinney بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
kiss in the ring بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
to make a trick با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
inning گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
crampet game بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
charlatanic امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
harlepuinade نمایش لال بازی ودلقک بازی
Bureaucracy . Red tape . کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
batting order ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
round robin (tournament or contest) <idiom> بازی که درآن یک بازیکن یا تیم درمقابل یک بازیکن یا تیم بازی کند
billiard point در بازی بیلیارد انگلیسی 2امتیاز برای کارامبول و 3امتیاز برای کیسه انداختن در بازی امریکایی 1 امتیازبرای کارامبول و امتیازهای دیگر برای کیسه انداختن
set the score افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
set the game افزودن بر طول بازی افزودن بر طول بازی اسکواش
actions بازی
gaming بازی
openness بازی
action بازی
slackness بازی
watermanship اب بازی
game بازی
grey hound سگ بازی
falconine بازی
hopscotch بازی لی لی
dibasic دو بازی
solitaire تک بازی
solitaires تک بازی
partie بازی
patulousness بازی
plain dealing بازی
fun بازی
sportiveŠetc بازی کن
basket ball یکجورتوپ بازی
billiard بازی بیلیارد
basification بازی شدن
centre game بازی مرکزی
bonefire اتش بازی
bosh حقه بازی
box score حساب بازی
sharp practice حقه بازی
buggery بچه بازی
cats cradle نخ بازی سرانگشت
basicity قدرت بازی
basic salt نمک بازی
basic dye رنگینه بازی
skates بازی تهاجمی
video game بازی دیدنی
video games بازی دیدنی
hawking قوش بازی
swordplay فن شمشیر بازی
playground زمین بازی
playgrounds زمین بازی
winner برنده بازی
winners برنده بازی
basketball بازی بسکتبال
achate مهرهء بازی
acrobatism ریسمان بازی
active sodomy بچه بازی
actuble بازی کردن
agiotage سفته بازی
skated بازی تهاجمی
charlatanism چاچول بازی
dib تیله بازی
dibs بازی نرد
doll play عروسک بازی
double dealing حقه بازی
favoritism پارتی بازی
field of play زمین بازی
radial play بازی شعاعی
first hand نخستین بازی کن
fitting clearance بازی مناسب
dib قاپ بازی
dangerous play بازی خطرناک
charlatanism زبان بازی
charlatanry زبان بازی
choose up game بازی غیررسمی
sand lot بازی غیررسمی
chuck farthing بازی شیریاخط
dart بازی دارت
closed game بازی بسته
cock fighting خروس بازی
computer game بازی کامپیوتری
conjury شعبده بازی
crampet game بازی شطرنج
cunningly به حیله بازی
rink یخ بازی کردن
fireworks اتش بازی
bonfire اتش بازی
bonfires اتش بازی
gaming قمار بازی
monkey business کچلک بازی
pantomime لال بازی
pantomimes لال بازی
playfully با خنده و بازی
speculation سفته بازی
full-time 09 دقیقه بازی
charade نوعی بازی
hanky-panky حقه بازی
hanky-panky روباه بازی
double بازی دوبل
firework آتش بازی
paperwork کاغذ بازی
rinks یخ بازی کردن
football بازی فوتبال
footballs بازی فوتبال
twiddle بازی کردن
twiddled بازی کردن
twiddles بازی کردن
twiddling بازی کردن
footballer فوتبال بازی کن
footballers فوتبال بازی کن
fence شمشیر بازی
fences شمشیر بازی
plaything اسباب بازی
playthings اسباب بازی
skating اسکیت بازی
doubled بازی دوبل
doubled up بازی دوبل
hustled بازی هشیارانه
hustles بازی هشیارانه
hustling بازی هشیارانه
cage بازی بسکتبال
cages بازی بسکتبال
rugby بازی رگبی
factionalism فرقه بازی
power game بازی قدرتی
power games بازی قدرتی
stanza بخشی از بازی
stanzas بخشی از بازی
skiing اسکی بازی
hustle بازی هشیارانه
cogs حقه بازی
fencing ششمشیر بازی
bandied چوگان بازی کچ
bandies چوگان بازی کچ
bandy چوگان بازی کچ
bandying چوگان بازی کچ
chicaneries حیله بازی
chicanery حیله بازی
golfing بازی گلف
trick شعبده بازی
tricked شعبده بازی
tricking شعبده بازی
sporting بازی دوست
handout نوبت بازی
handouts نوبت بازی
polo چوگان بازی
cog حقه بازی
skate بازی تهاجمی
pyrotechnic display اتش بازی
stock jobbery سفته بازی
stock jobbing سفته بازی
stoppage of the game توقف بازی
surf riding موج بازی
swordsmanship شمشیر بازی
taw مهره بازی
team game بازی گروهی
the fancy مشت بازی
the game is up بازی تمام شد
the game is up بازی باخت
the social evil جنده بازی
three knights' game بازی سه اسب
to keep score بازی رانگاهداشتن
to make a goal یک بازی بردن
sodomyh بچه بازی
pyrotechny فن اتش بازی
quackery حقه بازی
quiot لیس بازی
radial play بازی عرضی
red tapery قرطاس بازی
rooker یکجورکفش یخ بازی
rope dancing ریسمان بازی
ropery طناب بازی
sheep's eyes نظر بازی
shell game گردو بازی
tooth clearance بازی دندانه
trickiness حقه بازی
play-acted بازی کردن
play-acted تو بازی رفتن
play-acting بازی کردن
play-acting تو بازی رفتن
play-acts بازی کردن
play-acts تو بازی رفتن
To be acting. To put it on . رل بازی کردن
play on words <idiom> بازی با کلمات
football game بازی فوتبال
play-act تو بازی رفتن
play-act بازی کردن
party politics حزب بازی
tricksy بازی کن خنده کن خنده و بازی کن
wargaming بازی جنگ
war game بازی جنگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com